پاسخ به یک پرسش (12)

چرا باید در مسائل دینی تقلید کنیم؟مگر خودمان عقل نداریم؟

انسان موجودی اجتماعی و مدنی الطبع است وبرای او میّسر نیست که تک و تنها بدون اینکه نیاز به فرد یا افراد دیگری داشته باشد زندگی روزمره خود را به سر کند. واز طرفی نیازهای مادی و معنوی فراوانی داردکه نه عمرش ونه توانش این امکان را به او می دهد تا بتواند در همه زمینه های مورد نیازش تخصص و مهارت لازم را بدست آورد واساساً تحقيق در همه علوم براى يك نفر كارى غير ممكن و غير ضرورى است...

 

سوال:

چرا باید در مسائل دینی تقلید کنیم؟مگر خودمان عقل نداریم؟اصلا به نظرمن اینکه می گویند تقلید، رجوعِ جاهل به عالم است  این توهین است مگر فقط مراجعِ تقلید عالم هستند وبقیه جاهل؟

 

پاسخ:

برای پاسخ به این سوال ذکر مقدمه ای ضروری است

مقدمه:

انسان موجودی اجتماعی و مدنی الطبع است وبرای او میّسر نیست که تک و تنها بدون اینکه نیاز به فرد یا افراد دیگری داشته باشد زندگی روزمره خود را به سر کند.

واز طرفی نیازهای مادی و معنوی فراوانی داردکه نه عمرش ونه توانش این امکان را به او می دهد تا بتواند در همه زمینه های مورد نیازش تخصص و مهارت لازم را بدست آورد واساساً تحقيق در همه علوم براى يك نفر كارى غير ممكن و غير ضرورى است

یکی باید مهندس باشد، دیگری دکتر شود، دیگری بنّا، یکی قصاب و یکی… و هر کدام نیازهای یکدیگررا برطرف کنند و همینگونه باید چرخه زندگی انسانها بچرخد.

نتیجه این می شود، همانطور که می بینیم انسانها به طورى عادى، در زندگى روزمره خود، هر جا به كارى نياز پيدا كنند كه تخصص كافى را در آن ندارند، به متخصص و خبره آن كار رجوع مى‏كنند. پزشك براى تعمير ماشين خود به مكانيك رجوع مى‏كند و مهندس براى درمان به پزشك و....

حتى کسانى که در یک رشته تخصص دارند،‌در رشته‌هاى دیگربه متخصص آن رشته مراجعه می کنند،‌ مثلاً استاد دانشگاه هنگام بیمارى به پزشک مراجعه مى‌کند، مهندسان و معماران هنگامى که ماشینشان خراب می شود به مکانیک مراجعه مى کنند.

و هيچ يك از آنها، جهل خود را در آن زمينه، اهانت به خود حساب نمى‏كنند، زيرا رجوع به خبره يعنى دنبال علم و تخصصِ متخصصان رفتن.

پاسخ

در بحث دینداری هم ،اسلام بر همین اساس (رجوع به متخصص) بحث تقلید را مطرح می کند با این توضیح که :

1- همه ی  ما در همه ی زمینه ها به نوعی یا جاهل هستیم یا عالِم یا مقلد هستیم یا مجتهد ،اما با اسامی و عنوانهای دیگر

در هنگام بیماری سراغ پزشک می رویم او معاینه می کند ومطابق با علم خود بیماری را تشخیص می دهد، دارو تجویز می کند، و دستوراتی می دهدو بیمار صرفاُ تابع است و طبق همان دستور عمل می کند چرا که خوب می داند که او جاهل است و پزشک عالِم.

در اینجا پزشک مجتهد است و بیمار مقلِد و انجام دادن دستورات پزشک توسط بیمار تقلید.

همین مثال را می توانید در مابقی مشاغل بزنید و مقلد و مجتهد را بیابید.

حال در اموردینی هم ،چنین است یعنی در واقع تقلید، رجوع به متخصّص است،

یعنی دانشمندِ دینی به مانند دیگر افراد جامعه که هر کدام در رشته ای تخصص پیدا کرده اند او نیز با کسب علوم مختلف دینی و صرف عُمرخود دراین راه ،در دین تخصص پیدا کرده است ،لذامنِ جاهل ،به علت جهلِ نسبت به علوم دینی تابع اوهستم همانگونه که در مقابل پزشک به خاطر جهل نسبت به مسائل پزشکی صرفا عمل کننده و تابع هستم

همان طور که مردم در مسائلى که تخصّص ندارند،‌به متخصّصان مراجعه مى کنند، اگر فردى بخواهد اعمالش را بر اساس قرآن و سنّت انجام دهد باید به متخصص دین مراجعه کند،این مراجعه را «تقلید» می‌گویند.

پس تقلید از فقها نه تنها خلاف عقل نیست ، بلکه از باب رجوع غیر متخصص به متخصص مى باشد که حکم عقلى است.

نکته پایانی

اينكه سوال کننده عبارتِ رجوع جاهل به عالم را _در معنای تقلید _نوعی توهین تلقی کرده است ،درواقع برداشت نادرست اوست زیرا در این جمله هيچ بار منفى براى مقلِد وجود ندارد به دلیل اینکه جاهل در اينجا به معناى جاهل نسبى و كسى است كه در مسائل شرعى، مجتهد و كارشناس نيست، گرچه خودش در مسائل ديگرى متخصص و كارشناس باشد، و يا حتّى در مسائل فقهى از آگاهى نسبى خوبى برخوردار باشد.حتی خودِ مجتهدين نيز در مسائل ديگر به متخصص رجوع مى‏كنند و اين از باب رجوع جاهل به عالم و اهل خبره  کاری عقلانی است