تحقیقی پیرامون زمانه و شیوه تبلیغی امام هادی علیه السلام

عصر امام هادی علیه السلام

شش خلیفة عباسی با ایشان معاصر بودند که دو تن از آنان بسیار ستمگر و جبار بودند. معتصم که تا سال 227ق و متوکل که در سالهای 232 تا 247ق خلافت کرد و جنایتهای بسیاری مرتکب شد و عاقبت توسط فرزندش به هلاکت رسید.

 

 

 

اهداف

آشنایی با اوضاع سیاسی دوران امام هادی (ع)

میراث حدیثی امام هادی (ع)

تاریخچة امامت

امام علی بن محمد الهادی (ع) ملقب به ابوالحسن ثالث در سال 212ق از مادری کنیز متولد شد[1]. در سال 220 در سن هشت سالگی و پس از شهادت امام جواد (ع)، منصب امامت را عهده­دار شد و مدتی نسبتاً طولانی (34 سال) و تا سال 254ق شیعیان را رهبری کرد.

مشکل امامت کودک در زمان پدر بزرگوارش برای شیعیان مطرح و روشن شده بود؛ بنابراین امامت حضرت امام هادی (ع) دچار کشمکش و یا اختلاف و سؤال نشد و اجماع شیعیان بر امامت ایشان پدید آمد. امام ابتدا در مدینه زندگی می­کرد. مردم مدینه نیز نسبت به ایشان ابراز علاقه می­کردند و ایشان را فردی عابد و ملازم مسجد و نماز دانسته، محترم می­شمردند.

شش خلیفة عباسی با ایشان معاصر بودند که دو تن از آنان بسیار ستمگر و جبار بودند. معتصم که تا سال 227ق و متوکل که در سالهای 232 تا 247ق خلافت کرد و جنایتهای بسیاری مرتکب شد و عاقبت توسط فرزندش به هلاکت رسید.

سیاست فرهنگی متوکل سیاستی متفاوت از مأمون و خلفای بعدی بود. او بر معتزله و شیعه سخت گرفت و اهل حدیث را حمایت کرد. خراب کردن حرم امام حسین(ع)، شخم زدن آن حرم شریف و سختگیری بر زائران آنحضرت از دیگر جنایات اوست. متوکل در سال 233ق امام هادی (ع) را از مدینه به سامرا احضار کرد تا از نزدیک فعالیتهای ایشان را زیر نظر داشته باشد. امام هادی (ع) بیست سال آخر عمر خویش را در سامرا و در محله­ای نظامی به نام عسکر گذراند. سامرا مرکز خلافت متوکل، شهری نظامی و همانند پادگانی بزرگ بود؛ بدین سبب گاهی از امام هادی (ع) نیز با لقب عسکری نام برده می­شود.

امام هادی (ع) در سال 254 در شهر سامرا به شهادت رسید و در همان شهر مدفون شد.

شیوه­ های نشر معارف

مکاتبات حضرت و پاسخ به سؤالات و تفسیر روایات پیامبر(ص) و ائمة پیشین نمود بارزی در احادیث حضرت دارند.

ارتباط امامان با مردم از طریق وکلا که از زمان امام کاظم (ع) پدید آمده بود در زمان امام هادی(ع) گسترش یافت. در زمان امام هادی (ع) سازمان وکالت شکل منسجم و تشکیلاتی به خود گرفت. تبیین حدود وکالت و امر به اطاعت وکیل ارشد منطقه در نامه­های حضرت آمده است.[2]

غالیان در زمان امام هادی(ع) دوباره فعال شده و در مناطق خاصی از ایران پیروانی برای خود یافته بودند. فرقه­های غالیانه در این دوران فراوان هستند؛ علی بن حسکه، ابن بابا قمی، محمد بن نصیر نمیری، فارس بن حاتم قزوینی و احمد بن محمد سیاری (نگارندة کتاب قرائات و جعل کنندة برخی از متون در تحریف قرآن) از رهبران و اشخاص سرشناس این گروه­اند. بدین سبب مبارزه فرهنگی و اجتماعی برای جلوگیری از نفوذ غالیان توسط امام هادی (ع) انجام شد.

احتمالاً صدور زیارت مشهور جامعه از جانب امام هادی (ع) با توجه به این جوّ فرهنگی و برای پیراستن فرهنگ و معارف شیعی از افراط و تفریط و بیان معارف صحیح و صریح شیعی دربارة منصب امامت، ویژگیهای آن، ارتباط آن با مقام نبوت و همچنین بیان عبودیت آنان نسبت به خدای تعالی بوده است.

میراث حدیثی امام هادی (ع)

روایاتی که از امام هادی (ع) در دست است بیش از روایات پدر بزرگوارنشان  است. در مسند امام هادی (ع) حدود چهارصد روایت از امام هادی (ع) نقل شده که برخی از آنان متونی بلند است.

فزونی روایات امام هادی (ع)نسبت به پدر بزرگوارشان بیشتر به دلیل مدت طولانی امامت ایشان، وجود برخی سؤالات و شبهه­های با اهمیت، خلافت کوتاه و غیر مستقر برخی از حاکمان عباسی و پدیداری دوران کوتاه آسایش در طول این مدت بوده است.

گونه­های حدیثی

روایات امام هادی(ع) را می­توان در چهار دستة کلی جای داد:

احادیث اعتقادی.: رواج فعالیتهای اهل حدیث و ظاهر گرایانی که تأویل هیچ متنی را در نیافته بودند و با ظرایف کنایی و استعاری کلام بیگانه بودند موجب رواج سؤال از مباحث توحیدی و صفات الهی و تشبیه و تنزیه شده بود. در روایات توحیدی امام هادی (ع) سؤال از جسم بودن خدا فراوان به چشم می­خورد. این پرسشها ناشی از فضای فرهنگی غالب و اشاره به باورهای سنیان و یا برخی شیعیان است.

بِشر بن بَشّار نیشابوری گوید: در نامه­ای به امام هادی (ع) نوشتم کسانی که در اطراف ما هستند در مبحث توحید اختلاف دارند؛ گروهی معتقدند که خدا جسم است و برخی از آنان می­گویند که خدا صورت است؛ کدام صحیح است؟ امام هادی (ع) در جواب من نوشتند: «منزه باد کسی که نه حدی دارد و نه وصف می­شود. چیزی شبیه او نیست و به مانندش هم چیزی نیست و اوست شنوا و بینا».[3]

و در گزارشی دیگر امام در پاسخ سؤال کننده می­فرماید: هر که معتقد است که خدا جسم است از ما نیست و ما در دنیا و آخرت از او بیزاریم. جسم حادث است و خدا او را خلق کرده و پدید آورده است.[4]

این روایت که به صورت نگاشته­ای در پاسخ بعضی از شیعیان (شاید اهالی اهواز)[5] است به اختلاف دراین باره اشاره کرده با روشی عقلی، قرآنی و حدیثی به تبیین دقیق این موضوع پرداخته است.

متن بسیار بلند و جالبی از امام هادی (ع) دربارة جبر و اختیار در دست است که در این موضوع مشکل و پیچیده بسیار راهگشاست.[6] روایات مربوط به امامت و به ویژه متون مربوط به غیبت امام عصر (عج) نیز در روایات گزارش شده از امام هادی (ع) فراوان به چشم می­آید.[7]

مبحث شایع در آن زمان بحث انحرافی قدیم یا حادث بودن قرآن است که در واقع فتنه­ای بزرگ، بی دلیل، بی معنا و بی ثمر بود. اهل حدیث (به رهبری احمد بن حنبل) و معتزله در دو طرف این درگیری بودند و در این میان اتهامات، تکفیر، حبس و زندان ردّ و بدل می­شد. امام هادی (ع) پیروان خویش را از ورود در این مباحث برحذر می­داشت.

روایات فقهی. بیش از 30 درصد از روایات گزارش شده از امام هادی (ع) روایات فقهی است که با توجه به خفقان حاکم بر دوران زندگی حضرت به نسبت گسترده است. بسیاری از این متون از طریق مکاتبه سؤال شده و پاسخ کتبی یافته­اند.

دعا و زیارات. این مجموعه اگر چه زیاد نیست، ولی مشهورترین متون گزارش شده از امام هادی (ع) است. زیارت جامعة کبیره که زیارتی بس عالی و با مضامین فوق العاده است یکی از این نمونه­هاست. این زیارت، بسیار بلند و مشحون از معارف امام شناسی و از مشهورترین زیارات ائمه (ع) است. به سبب شهرت این متن به توضیحی کوتاه پیرامون آن می­پردازیم:

زیارت جامعه:

 در میان زیارات معصومین (ع)، زیارت جامعة کبیره از زیباترین و پر محتواترین زیارتهاست. سبب صدور این زیارت درخواست موسی بن عبدالله نخعی از امام هادی (ع) است. او از امام تقاضا می­کند زیارتی بدو بیاموزد که از نظر بلاغت کامل باشد و عبارات و مضامین آن برای زیارت همة معصومین (ع) قابلیت داشته باشد. براساس این درخواست امام هادی (ع) زیارت جامعه را به او می­آموزد.

متن و محتوای رفیع زیارت چنان زیبا و کامل است که می­توان آن را ترسیم یک دوره مبانی اصول دین و به ویژه امام شناسی دانست. با توجه به اینکه عصر امام هادی (ع) بر اثر تبلیغات غالیان، مسموم بود و تلقی و برداشت برخی از مردم در معرفی امامان به گونه­ای غلط و نادرست انجام می­شد، تبین جایگاه اصلی امامان کاری بس دشوار و البته ضروری می­نمود و امام در این زیارت با تفکیک جایگاه توحید، نبوت و امامت مقام هر یک را آنچنان که سزاوار بوده است به تصویر کشیده­اند.

در یک نگاه اجمالی و مختصر به موارد و مطالب زیر در زیارت جامعه برمی­خوریم:

الف) محوریت توحید:

 ذکر شهادتین در ابتدا، میانه و انتهای زیارت جامعه و گفتن صد مرتبه تکبیر پیش از آغاز زیارت، سبب می­شود خواننده از خدا غافل نشود. ذکر ابتدایی صد بار تکبیر خواننده را از اینکه با این عبارات به غلو رهنمون شود برحذر می­دارد. همچنین در طول زیارت بیشتر ضمایر غایب مفرد به ذات الهی ارجاع می­یابد:

اِصطفاکم بِعِلمِهِ وِارتِضاکُم لِغَیبِه وَاختارَکُم لِسرِّه وَاجتَبکم بِقُدرتِه ... خداوند با دانش خویش شما را برگزید و برای آگاهی از غیب، شما را صالح دانست و برای اسرار خویش شما را انتخاب نمود و به قدرت خویش شما را ویژه ساخت.

افزون بر آن عبارات زیارت جامعه چنان است که اقتدار و مالکیت ذات الهی را در هر جزء خویش داراست و امامان را به عنوان نماینده و حجت الهی بر خلق می­نمایاند.

ب) تبیین صحیح جایگاه معصومین:

 روشن ساختن جایگاه حقیقی امامان شیعه به عنوان کسانی که قلب جهان بوده­اند، ولی خود نیز در طول ذات الهی قرار دارند و آنچه از قدرت و توانایی که در وجودشان دارند عارضی است و نه ذاتی و همگی موهبت الهی است.

ج) تأکید بر تولی و تبری به عنوان یکی از راهکارهای مهم شیعیان:

 در زیارت جامعه عباراتی که در بردارندة این نکتة مهم است بارها با الفاظ گوناگون تکرار شده است: ... مُوالٍ لَکم وَلأولیائِکم ... بَرئتُ إِلی الله عزوجل من اعدائکم ومن الجبت والطاغوت... بموالاتِکم تُقبَلُ الطاعةُ ... بِمُوالاتِکم عَلَّمَنا اللهُ مَعالِمَ دیِننا...

دـ) یکپارچکی تمام امامان در تواناییها و معرفت کلی به عدم تمایز ائمه:

... وَ أنَّ اَرواحَکم وَنورَکم وَطینَتَکم واحدةٌ.

 

ه) امامان وسیلة ارتباط خلق با خدا:

تأکید بر مقام شفاعت آنها در روز قیامت و راه صحیح اتصال مُلک و ملکوت.

و) موضوعات متعدد معرفتی دیگری در زیارت جامعه مطرح شده است که کاوش مستقلی را می­طلبد و در این مجال نمی­گنجد.

مواعظ. برخی از احادیث حضرت امام هادی (ع) مواعظ اخلاقی و اجتماعی است. مجموعه­ای از این متون، در کتاب تحف العقول آمده است. به برخی از این روایات توجه کنید:

مَن اتَّقَی الله یُتَّقَ ومن أطاعَ اللهَ یُطاعُ.[8] هر که از خدا پروا کند از او پروا کنند [و حرمتش را نگه دارند] و هر که از خدا فرمان بَرَد فرمانش بَرند.

مَن هانَت عَلَیه نَفسُه فلا تَأمَنُ شَرَّهُ.[9] هر که خود را سبک شمارد از گزند او ایمن مباش.

إِنَّ للهِ بُقاعاً أن یُدعَی فیها فَیستجیبَ لِمِنَ دَعاه والحیرُ منها.[10] خداوند را بقعه­هایی است که دوست دارد در آنها دعا شود تا دعای کسی را که وی را خوانده است به اجابت رسانَد و حیر [محل قبر امام حسین(ع)] از آن جمله است.

 

 

 


[1]. امام جواد (ع) ار همسر اصلی خویش، ام فضل، فرزندی نداشت و همة فرزندان ایشان کنیززاده بودند. این موضوع یکی از موجبات حسادت ام فضل بود و حتی سبب شکایت او به مأمون نیز شده بود.

[2]. شیخ طوسی، ص 513.

[3]. الکافی، ج 1، ص 102، ح 9.

[4]. الاحتجاج، ج 1، ص 310.

[5]. امالی الصدوق، مجس 47، ح 2.

[6]. برای آگاهی بیشتر از این متن رجوع کنید به: تحف العقول،‌ص 458ـ475.

[7]. ر.ک: مسند الامام الهادی (ع)، ص 98ـ149.

[8]. تحف العقول، ص 482؛ رهاورد خرد، ص 502.

[9]. تحف العقول، ص 483؛ رهاورد خرد، ص 504.

[10]. تحف العقول، ص 482؛ رهاورد خرد، ص 501.