سخنرانی آیت الله حاج شیخ محسن وحید خراسانی – اهمیت دسته روی فاطمیه

دی, ۱۳۹۷ بدون نظر اندیشه, سخنرانی

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین والعن علی اعدائهم الی یوم الدین

 

در مقدمه یادآور شوم بعضی از نکاتی که خدمتتان عرض می‌کنم احتیاج به شرح و بسط دارد و به خاطر کمی وقت باید در جلسات دیگری طرح بشود و یا توسط خود دوستان دنبال بشود.

نکته اول:

اولین نکته هویت داشتن است. بقاء هر موجودی به هویت داشتن و هویت باوری اوست. اگر موجود هویت خودش را از دست بدهد، کاملاً از بین رفته است.

مثلاً یک بیمار اگر هویت خودش را از دست بدهد هیچ دارویی در بهبود او اثرگذار نیست. اما اگر هویت خودش را بتواند حفظ کند، چه بسا بدون دارو هم به سلامت برسد. درک داشتن هویت خودش یک امر بسیار مهم است.

نکته دوم:

دومین نکته اینکه ما می‌خواهیم ببینیم هویت جامعه تشیّع به چیست. جامعه تشیّع مقصود ما مادون ائمه و معصومین علیهم السلام است؛ آنها فوق آن چه هستند که ما بخواهیم نسبت به آنها حرف بزنیم. مقصود از جامعه تشیع در این بحث عبارت است از مادون معصومین علیهم السلام.

جامعه تشیع چون یک جامعه انسانی است و «دعامة الانسان العقل»[۱] بر طبق نصوصی که وارد شده است از ائمه اطهار علیهم السلام، لذا هویت یک جامعه تشیع به دو چیز خواهد بود: یکی به عقل، علم، دانش و یکی به عمل ناشی از عقل {إلیه یصعد الکلم الطیب والعمل الصالح یرفعه}[۲] همان طور که انسان دو بال  برای رسیدن به سعادت و هدف از خلقت لازم دارد، جامعه تشیع هم این دو بال را لازم دارد؛ یکی علم و دانش و فرهنگ و یکی [هم] عمل.

نکته سوم:

نکته بعد این است که در مواردی هویت یک شخص یا هویت یک جامعه ضعیف می‌شود و جبران این ضعف هویت جامعه احتیاج دارد به یک حیات؛ باید حیاتی به او داده بشود و دادن حیات به جامعه انسانی در بعضی از موارد حیات عملی باید باشد و حیات علمی در او خیلی سازگار نیست.

من دو تا مثال می‌زنم، مثلا اگر هویت اقتصادی یک جامعه مختلّ بشود، اینجا دیگر بحث‌های تئوری و کلاسیک و دانشگاهی اقتصاد، حلّ مشکل اقتصادی این جامعه را نمی‌کند. اینجا یک حیات عملی لازم است، یک حرکت عملی لازم است. مثلا از اندوخته و پس اندازی که آن جامعه داشته، آن را بیاورد و در جامعه تزریق کند تا جامعه از این مشکل اقتصادی رها بشود و این نمونه‌ای دارد در تاریخ، در کشور آلمان، در رکود کمپانی بنز، در بعضی از کشورهای اسلامی کشور کویت بعد از حمله عراق – من این ها را فهرست‌وار می‌گویم، چون وقت کم است – که این ها اختلال اقتصادی خودشان را به این وسیله از بین بردند.

مثال دوم برایتان می‌زنم، اگر جامعه‌ای ضعف هویت اخلاقی پیدا کند، در اینجا دیگر بحث‌های فلسفه اخلاق و تئوری اخلاق و اینها حلّ مشکل جامعه را نمی‌کند. اینجا احتیاج به یک حرکت عملی در جامعه است، یعنی عده‌ای فرهیخته، تأثیرگذارِ در جامعه، اینها باید متخلق باشند به اخلاق حسنه و این اخلاق حسنه را در جامعه بروز بدهند و به عنوان «کونوا دعاة الناس بأعمالکم»[۳] اخلاق آن جامعه عوض بشود. اینجا بحث‌های کلاسیک ، اثری نمی‌کند که بخواهد حلّ مشکل جامعه را بکند.

مثال دیگر می‌زنم که امروزه الان جامعه ما به آن گرفتار است؛ ضعف هویت حجاب است. الان در حجاب بحث‌های تئوری اثرگذار نیست، یک حرکت عملی لازم است. یعنی عده‌ای فرهیخته، تأثیرگذارِ در جامعه، مورد قبول جامعه، اینها حجاب واقعی داشته باشند و این حجاب را بروز بدهند؛ یعنی حجاب داشته باشند، از دروغ هم حجاب داشته باشند، از غیبت هم حجاب داشته باشند، از تنقیص مردم حجاب داشته باشند. یک چنین حجابی اگر برای یک عده از متخلق به حجاب واقعی در جامعه پیش بیاید، این می‌شود یک حرکت عملی در جامعه و مشکل حجاب را حل می‌کند.

نتیجه‌ای که از این بحث سوم می‌گیرم این است که در بعضی از موارد ضعف هویتی که برای جامعه پیش می‌آید، احتیاج به حیات دارد و آنی که کارگر است در حلّ مشکل جامعه، حیات عملی است.

آیت الله محسن وحید خراسانی (اجلاس فاطمیه ۱۴۴۰) – عکاس: سیدمحمدصادق بهشتی پور

نکته چهارم:

این است که یک حرکت عملی ببینیم چگونه است و چگونه باید باشد. اگر حرکت عملی با زیرساخت علمی و فرهنگی باشد، این حرکت مبتلا به آفت نمی‌شود و الا اثر این حرکت مقطعی است، بلکه در بعضی از موارد در دراز مدت اثر منفی دارد و حتّی به ضدّ اثر و ضدّ ارزش مبتلا می‌شود. این [را] هم با مطالعه در تاریخ می‌توانید به دست بیاورید. حرکت‌هایی در جوامع بشری و بخصوص در جوامع اسلامی پیدا شده، چون زیرساخت‌های صحیح و دقیق نداشته، یک اثر مقطعی داشته و ارزش اساسا به ضدّ ارزش تبدیل شده است. لذا اگر بخواهد یک حرکت عملی ثمربخش باشد و مستمر باشد و ادامه داشته باشد، باید زیرساخت‌های علمی و فرهنگی آن حرکت به نحو صحیح پایه‌گذاری شده باشد و آن حرکت عملی و حیات عملی بر پایه آن زیر‌ساخت‌های صحیح انجام بشود.

نکته پنجم:

پنجمین نکته ای که بیان می‌کنم این است که هویت جامعه تشیع بر طبق بحثی که کردم، مبتنی بر دو رکن اساسی است. از جهت علمی و فرهنگی و جهان‌بینی، مبتنی بر آموزه‌های صحیح، متخذ از قرآن و عترت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام  است. چون ما دو منبع داریم که عصمت آنها برای ما تضمین شده است، یکی قرآن است و یکی اهل بیت علیهم السلام . هر منبع دیگری برای ما عصمت ندارد، محکی ما لازم داریم برای صحت و سقم. اما قرآن و عترت خودشان محکند، دیگر محک لازم ندارند.

 و در تعلیم آموزه‌های قرآن و عترت باز باید از روش خود قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت استفاده کرد. هم علم را باید از آنها گرفت، هم تعلّم را از آنها گرفت، هم تعلیم را از آنها گرفت. چگونه ما آموزه‌های دینی را به جامعه بیان کنیم؟ و لذا اگر دقت کرده باشید در روایات به این نکته خیلی تأکید شده، مثلاً شبیه به این تعبیر: – من فقط همان تکه عبارتی که مربوط است را می‌خوانم – «ألا فمن کان من شیعتنا عالماً بعلومنا»[۴] اگر عالم به علوم ما باشد و ایتام آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم در دامن او پرورش پیدا کند، چه خواهد شد. یا در روایت دیگر این طور است: «وإنّ عدوّاً من أعدائنا النواصب یدفعه بما تعلّمه من علومنا أهل البیت»[۵] علوم باید علوم اهلبیت باشد، روش هم باید روش اهل بیت علیهم السلام باشد. البته عرض کردم اینها شرح و بسط می‌خواهد، الحمد لله همه شما اهل فضل هستید و می‌شود دنبال بشود.

نکته ششم:

نکته دیگری که باید توجه داشت این است که شاخص‌ترین حرکت عملی برای جامعه تشیع، “تعظیم شعائر” است. حالا چرا؟ به جهاتی:

اول: تعظیم شعائر یک حرکت عملی است. در بحث‌های قبل روشن شد که ما در بسیاری از موارد اساسا احتیاج به حرکت عملی داریم، یعنی حرکت علمی کارگشا نیست، بحث تئوریک مشکله جامعه را حل نمی‌کند. یک حرکت، حرکت علمی است و تعظیم شعائر حرکت عملی است.

دوم: این است که تعظیم شعائر یک حرکت تهاجمی است، یک حرکت تدافعی نیست. این هیئت وقتی که می‌آید در خیابان، حرف دارد برای گفتن؛ هجوم آورده به کلّ جامعه که من حرف دارم، باید بیایید حرف من را بشنوید که چه می‌خواهم بگویم؛ مشکل کجاست، دنبال چه دارید می‌روید؟ حرکت یک حرکت تهاجمی است، تدافعی نیست و می‌دانید در تاریخ بشریت حرکت‌های تهاجمی بوده که مؤثر واقع شده است نه حرکت‌های تدافعی و تأکیدی که والد معظّم مدّ ظله بر با شور بودن هیئات مذهبی دارند به همین جهت است؛ هر چه این جهت تهاجمی بیشتر باشد، تأثیرگذاری در جامعه‌اش بیشتر است.

سوم: این است که تعظیم شعائر مثل هیئات تأثیرگذاری دارد در تمام سطوح جامعه، نه در یک سطح خاص. کتاب تأثیرش در یک سطح خاصی است، در یک افراد خاصی است، روزنامه همچنین، سخنرانی‌ها همچنین، و… اما تعظیم شعائر یک تأثیرگذاری دارد در تمام سطوح جامعه، پیر و جوان شرکت می‌کنند. شما حتّی مشاهده کرده‌اید بعضی از جوانان، چه دختر چه پسر، که با بعضی از احکام شرعیه مشکل دارند به مشاهده این هیئات متأثر می‌شود و منقلب می‌شود، حتّی مشکلاتش حل می‌َشود؛ چه بسا اصلا این جوان به مجلس روضه نرود، به مجلس سخنرانی نرود. لذا تعظیم شعائر یک چنین اثری دارد. حتّی شما می‌بینید طفل در بغل پدر یا مادر هم دارد تأثیر می‌پذیرد، چیزی دارد یاد می‌گیرد؛ چه خبر است، چه می‌گویند اینها؟ چرا اینطور به سر و سینه می‌زنند؟ مگر چه شده است؟‌ ببینید، بعضی از کسانی که مطلع به آداب و رسوم ما نیستند از بیگانه‌ها، وقتی که هیئات را می‌بینند می‌گویند اینها چرا اینطوری می‌کنند؟ کی‌شان مُرده است؟ انسان پدرش هم بمیرد اینطور نمی‌کند، چه شده؟ این جهت تأثیرگذاری‌ای است که در کلّ سطوح جامعه دارد، در تمام اقشار دارد، در تمام سنین دارد. حتّی نسبت به غیر شیعیان تأثیرگذار است؛ حرکت اربعین را شما دیده‌اید، چقدر تأثیرگذار بوده نسبت به ادیان مختلف که با همین حرکت متمایل به حقانیت تشیع شده‌اند.

چهارم: این است که اساساً دو چیز است که ارزش هیچ چیز به آن دو چیز نمی‌رسد و یکی برگشت افرادی است که از خدا برگشته‌اند به طرف خالق خود و یکی شناخت امام زمان. همه شما می‌دانید در آن حدیث شریف که پروردگار متعال می‌فرماید:

وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى مُوسَى ع حَبِّبْنِي إِلَى خَلْقِي، وَ حَبِّبْ خَلْقِي إِلَيَّ. قَالَ: يَا رَبِّ كَيْفَ أَفْعَلُ قَالَ: ذَكِّرْهُمْ آلَائِي وَ نَعْمَائِي لِيُحِبُّونِي، فَلَئِنْ تَرُدَّ آبِقاً عَنْ بَابِي، أَوْ ضَالًّا عَنْ فِنَائِي، أَفْضَلُ لَكَ مِنْ عِبَادَةِ مِائَةِ  سَنَةٍ بِصِيَامِ نَهَارِهَا وَ قِيَامِ لَيْلِهَا.

قَالَ مُوسَى ع: وَ مَنْ هَذَا الْعَبْدُ الْآبِقُ مِنْكَ قَالَ: الْعَاصِي الْمُتَمَرِّدُ. قَالَ: فَمَنِ الضَّالُّ عَنْ فِنَائِكَ قَالَ: الْجَاهِلُ بِإِمَامِ زَمَانِهِ تُعَرِّفُهُ، وَ الْغَائِبُ عَنْهُ بَعْدَ مَا عَرَفَهُ، الْجَاهِلُ بِشَرِيعَةِ دِينِهِ تُعَرِّفُهُ شَرِيعَتَهُ، وَ مَا يَعْبُدُ بِهِ رَبَّهُ، وَ يَتَوَصَّلُ  [بِهِ‏] إِلَى مَرْضَاتِهِ.

دو عمل است که از صد سال نماز و روزه حضرت موسی بن عمران برتر است. نماز و روزه حضرت موسی بن عمران! کلیم الله! نه نماز و روزه من. بعد که تفسیرش را می‌پرسد – خلاصه‌اش را من عرض می‌کنم – می‌فرماید: یکی این که عابقی از درگاه ما را به درگاه ما برگردانی و یکی او را آشنا کنی به امام زمانش.

این حقیقت خیلی به صورت ساده، بدون تحمل استدلال، بدون تحمل مناقشه، مناظره، در هیئات اتفاق می‌افتد. چه بسیار افرادی که در اثر دیدن هیئات توبه کردند و برگشته‌اند و در صدد شناخت واقعاً امام زمان خودشان برآمده‌اند. لذا تعظیم شعائر، علاوه بر این که یک حرکت عملی است یک چنین آثار و آثار دیگری هم دارد.

چه بسیار رسول ترک ها که ما خبر نداریم، از برکت تعظیم شعائر.

نکته هفتم:

نکته دیگری که می‌خواهم خدمت شما عرض کنم، بعضی از نمونه‌های این حرکت‌های عملی است در جامعه تشیع. در زمانی که عباسیان آن حکومت ظالمه را بر جامعه اسلامی داشتند و در اثر محو همه آموزه‌های دینی بودند، حکومت آل بویه که برپا می‌شود، این حکومت اموری را در جامعه رواج می‌دهد از آموزه‌های تشیع، رواج علوم دینی و پایان دادن به وحشیگری و خشونت در جنگ ها و…. اما برای این که این حرکت ماندگار بشود، واین حیات ادامه داشته باشد« آن هم در مقابل ضعفی که در اثر حکومت عباسیان در هویت جامعه تشیع پیدا شده بود. شما مطالعه کنید حکومت عباسیان چه کردند بر عالم تشیع! نه فقط از کشت و کشتار و حذف فیزیکی افراد، از محو علومی که از اهلبیت عصمت و طهارت توسط این عباسیان شده است. از محو تربیت های اخلاقی اهل بیت علیهم السلام و… شما اینها همه را در نظر بگیرید، ببینید چه ضعفی در جامعه تشیع پیدا شد. اینجا به ارشاد علما تعظیم روز عاشورا مطرح می‌شود، اصلاً یک حیات دوباره به جامعه تشیع روی آورد، جامعه تشیع را دگرگون کرد. مردم اصلا با این عزاداری متوجه شدند که اصل دارند، هویت دارند، می‌توانند کارهای اساسی بکنند، می‌توانند تأثیرگذار باشند… این یک حرکت عملی بوده برای جبران ضعف هویت جامعه تشیع و ببینید چطور اثر گذاشته است از آن زمان تا به حال؛ روز به روز بر آن اضافه می‌شود. عاشورای هر سال از سال گذشته بهتر می‌شود. یک نمونه‌اش هم اربعین است که مشاهده می‌کنید.

یک نمونه دیگر در حکومت صفویه، در این زمان ضعفی به هویت جامعه تشیع از ناحیه حکومت عثمانی عارض شده بود، یک حرکت عملی بزرگ در مقابل یک حکومت ظلم ستیز عثمانی لازم بود، این حرکت عملی وبلکه حرکتها  به ارشاد علماء آن زمان انجام شد.  اینها هم مشغول شدند به نشر معارف و امور دیگری که در تاریخ مذکور است. اما ببینید، به ارشاد علما حرکت به زیارت رفتن ائمه علیهم السلام اینجا پر رنگ شده. مرحوم شیخ بهایی شاه عباس را ارشاد می‌کند با پای پیاده به زیارت امام رضا علیه السلام برود، یک چنین بارگاهی بنا می‌شود. مردم وقتی می‌بینند که شاه مملکت با پای پیاده به زیارت می‌رود، می‌گویند خبری هست، چیزی هست. این یک حرکت عملی بوده، یک حیاتی داده به جامعه تشیع، روحی دمیده در بدنه تشیع در این قسمتش. البته کارهای دیگری هم در آن زمان به ارشاد علما محقق شده، من از باب نمونه خواستم ذکر کنم. شما ببینید، معمول بارگاه‌های ائمه علیهم السلام آثار و بنا و ساخت زمان صفویه است. خوب این به یک حرکت عملی انجام شده است و الا روایات مربوط به زیارت، آثار و ثوابش در کتب مذکور بوده است، در منابر گفته می‌شده، اما یک حرکت عملی می‌خواسته که اینها را به تحقق برساند و روشن کند.

یک نمونه دیگر تعطیلی شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام است. این هم به ارشاد علمای مذهب بوده است. در وقتی که ضربه می‌خورد به جامعه تشیع و هویت تشیع از ناحیه کسروی‌ها، بهائی‌ها، توده‌ای‌ها – مطالعه کنید، ببینید – در مقابل این همه هجمه، شهادت حضرت صادق علیه السلام مطرح می‌شود. خوب جامعه را متوجه می‌کند که اینها رئیس دارند، راهنما یی دارند، شخصیتی دارند، می‌توانند به او مراجعه کنند، می‌توانند در مقابل تمام این هجمه‌ها بایستند؛ پشتوانه محکم علمی وبالاترین منطق استدلالی دارند، و با چنین رئیس مذهبی حیاتی به بلندای آسمان دارند، این یک حرکت عملی است و این حرکت عملی انجام شده و چقدر هم آثار گذاشته است. شما ببینید چقدر مجلات، چقدر مقالات نوشته شد و چه تأثیرگذاری‌هایی در جامعه داشت.

می‌رسیم به عصر ما که حرکت فاطمیه محقق شد. منشأ این حرکت از یک عالم دینی بود، آشنا به تمام مباحث از کلام، حکمت، فقه، اصول، حدیث، تفسیر، تاریخ تشیع، تاریخ حرکت‌های جوامع بشری، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی؛ آسیب شناسی جوامع شیعی و بلکه اسلامی به معنی عام، یک شخص مطلع بر تمام این امور، یک ضعفی در هویت جامعه تشیع احساس کرد. اگر بنا بشود شهادت حضرت صدیقه سلام الله علیها انکار بشود، انکار شهادت حضرت منتهی به انکار ولایت است. انکار ولایت منتهی به انکار اسلام است {إنّ الدین عند الله الاسلام}[۶] بعد هم فرمود: {الیوم أکملت لکم دینکم وأتتمت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دیناً}[۷] اسلامی که دین شد، به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام شد. خوب این منتهی می‌شد به انکار اسلام، انکار اسلام اگر می‌شد انکار قرآن شده بود. این هشدارها در کلمات ائمه اطهار آمده است وشما با آن آشنایی دارید:  (قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ بُطُونُهُمْ آلِهَتُهُمْ وَ نِسَاؤُهُمْ قِبْلَتُهُمْ وَ دَنَانِيرُهُمْ دِينُهُمْ وَ شَرَفُهُمْ مَتَاعُهُمْ لَا يَبْقَى مِنَ الْإِيمَانِ إِلَّا اسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا دَرْسُهُ مَسَاجِدُهُمْ مَعْمُورَةٌ مِنَ الْبِنَاءِ وَ قُلُوبُهُمْ خَرَابٌ عَنِ الْهُدَى.)

شما اگر اسلام و قرآن را بردارید چه می‌ماند؟ تورات و انجیل می‌ماند که نسبت به خدا آن حرف‌ها را دارد و نسبت به پیامبران مثل قضیه حضرت لوط و این قضایا را دارد. این می‌ماند برای جامعه بشریت. آموزه هایی بی اساس غیر عقلانی واحکامی مخالف با فطرت. که با مراجعه به تورات و انجیل معلوم می شود.

لذا یک چنین ضعفی در جامعه احساس شد، باید یک حیاتی به این جامعه داده می‌شد. این حیات توسط احیاء فاطمیه انجام شد. احیاء فاطمیه فقط احیاء حضرت زهرا سلام الله علیها نیست، احیاء کل ائمه است، احیاء پیغمبر خاتم است، احیاء صد و بیست و چهار هزار پیغمبر است، احیاء توحید خداست، احیاء تمام آموزه‌ها و تمام اساس و ارکانی است که بشریت بر آن مبتنی است. یک چنین حرکت عملی باید در جامعه محقق بشود و الحمد لله به لطف پروردگار متعال و به عنایت خود ائمه اطهار علیهم السلام انجام شده است.

نکته هشتم:

حرکت های عملی حیات بخش به جامعه برحسب زمان، پیشرفت علوم مختلف، وسائل ارتباطات، وسائل انتقال اطلاعات، اقتضاءات افراد جامعه، رشد عقلانی جوامع بشری، حکومت های حاکم بر جامعه، روابط بین الملل و…. اقتضاءات خود را دارد، که به دقت مورد ملاحظه قرار نگیرد شاید آن حرکت به سر منزل مقصود نرسد، و یا کامل نرسد.  واین نکته را بایدتمام دست اندرکاران فاطمیه از مدیران و گروه ها، و مبلغین، ورابطان، و کمک کنندکان و متبرعین، مسئولین و… در نظر داشته باشند، که خود بحثی مفصل و در خور اهمیت موضوع لازم دارد.

نکته نهم:

 وظیفه ماست در قبال این حرکت عملی. دو اثر گران و سنگین این حرکت عملی دارد، یکی ایجاد تکلیف، یکی ایجاد توفیق.

 نسبت به ایجاد تکلیف چند مطلب را باید توجه داشت:

مطب اول: ما متلقّیان ابتدایی این حرکت عملی هستیم؛ و درک این نکته ولوازم وپی آمد های این امر بسیار مهم است. وظایفی که متلقیان اول این حرکت حیات بحش دارند متفاوت با نسل آینده است که از دست این نسل  اخذ می کنند.

مطلب دوم: این است که این حرکت خاصّ جامعه فعلی تشیع نیست، برای نسل‌های آینده در جامعه تشیع نیز است.

مطلب سوم: این است که ما باید درست معارف فاطمی را بشناسیم، به طرز صحیح اینها را خودمان بلد بشویم که بتوانیم منتقل کنیم به نسل آینده. و یکی از عمده ترین وظیفه گروه فرهنگی این امر مهم است.

در همین راستا ما مکلف به بالا بردن سطح معارف فاطمی در خود هستیم، بلکه تکلیف به نشر وبارور کردن این حیات داریم.

تکلیف دیگر عهده داری انتقال صحیح این حیات به نسل های آینده هستیم.

مطلب چهارم:  این است که این تکلیف یک تکلیف الهی و حقّ اللهی نیست، حقّ الناس هم در آن هست؛ چون نسل آینده هم باید این معارف به او برسد و اگر ما کم کاری کنیم خدانکرده، همه آنها از ما بازخواست خواهند کرد. فقط حقّ الله نیست که خدا بفرماید چرا درست عمل نکردی؟ مردم و نسل‌های آینده طلب‌کار ما خواهند بود. آنهم نه طلب کار مال، بلکه طلبکار آنچه که به سعادت ابدی آنان مربوط می شود. لذا خیلی باید دقت کنیم که مبادا خدانکرده کم‌کاری بشود و تا می‌توانیم به نحو صحیحی بگیریم و به نحو صحیح انتقال بدهیم.

مطلب پنجم: انجام این امر مهم و الهی و انسانی عشق و از خود گذشتکی لازم دارد، عقل در خستگی کار را تعطیل می کند، عشق عقل می گوید یک جان داری در ره دوست بده، عشق می گوید اگر کشته شوم سوزانده شوم زنده شوم تا مرتبه باز در دفاع از تو خواهم بود، یا می گوید اگر هزار مرتبه گشته شوم زنده شوم باز دست از تو برنمی دارم و…..

اما نسبت به ایجاد توفیق؛ توفیقی که خدا در احیاء این امر فراهم کرده دو نکته‌اش را من فقط تذکر می‌دهم. یک نکته که تعظیم شعائر تقوای قلوب است و من تقوای قلوب را در یکی از این همایش‌ها توضیح دادم که چه فرقی با تقوای سایر اعضا دارد و چه آثاری بر آن مترتب می‌شود. یکی هم این جمله حضرت است: «رحم الله من أحیا أمرنا»[۸]؛ چقدر زیبا صحبت کرده‌اند! تعبیر به «احیاء» به کار برده‌اند، یعنی حیات لازم است، احیاء لازم است. دیدید حیات داده شد به جامعه تشیع. متصدیان این احیاء نتیجه‌اش رحمتی است که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام از خدا طلب می‌فرماید، آن شخصیتی که دعای او رد نمی شود:

عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: حَضَرْتُ مَجْلِسَ الْمَأْمُونِ يَوْماً وَ عِنْدَهُ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع وَ قَدِ اجْتَمَعَ الْفُقَهَاءُ وَ أَهْلُ الْكَلَامِ مِنَ الْفِرَقِ الْمُخْتَلِفَةِ فَسَأَلَهُ بَعْضُهُمْ فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَيِّ شَيْ‏ءٍ تَصِحُّ الْإِمَامَةُ لِمُدَّعِيهَا قَالَ بِالنَّصِّ وَ الدَّلِيلِ قَالَ لَهُ فَدَلَالَةُ الْإِمَامِ فِيمَا هِيَ قَالَ فِي الْعِلْمِ وَ اسْتِجَابَةِ الدَّعْوَة (عیون اخبار الرضا علیه السلام ج۲ ص۲۰۰)

و این رحمت را برای احیا کنندکان امر اهل بیت علیهم السلام که همان جامع تشیع و هویت تشیع است می خواهد.  و اما  آن رحمتی که حضرت از خداوند متعال طلب فرموده {رحمت ربّك خیرٌ مما یجمعون}[۹] است.

امیدواریم که ان شاء الله خداوند تبارک و تعالی همه ما را موفق بدارد که نسبت به تکلیفی که بر عهدمان است کوتاهی نکنیم، بتوانیم به نحو صحیح انجام بدهیم تا ان شاء الله بتوانیم از آثار و توفیقاتی که برای این عمل است برخوردار بشویم.

نکته دهم:

در پایان به گوشه ای از لوازم حسن انجام این وظیفه خطیر می پردازم:

۱-بالا بودن سطح دانش و بینش و… هم دست اندرکاران.

۲-رعایت شئون مذهبی، هدف پاک راه و طریق پاک می طلبد.

۳-همانگی بین نیروها

۴-برنامه ریزی صحیح و دقیق

۵-تنظیم وقت و دقت در کار

۶-استفاده از تجربیات

۷-در نظر داشتن اقتضائات زمان و مکان و اشخاص و…

۸-انجام وظیفه  ویار کردن در تمام جوانب و از همه اقشار:

آن کس که اهل قلم است به قلمش

آن کس که اهل ذوق است به اشعارش

آن کس که اهل مال است به مالش

آن کس که اهل عزت است به عزتش

آن کس که مقام دارد به مقامش

آن کس که لال است به صدایش

آن کس که کور است به بصیرتش

آن کس که معلول است به عصایش

آن کس که آبرو دارد به آبرویش

آن کس که ………………………..

وآن کس که از این دنیا هیج ندارد به قربش به خدایش و به عشقش به مادر پهلو شکسته اش.

وصلی الله علی محمّد وآله الطاهرین

 

عکاس: سیدمحمدصادق بهشتی پور

 

پاورقی:

[۱]. کافی، ج ۱، ص ۲۵٫

[۲]. فاطر: ۱۰٫

[۳]. بحارالانوار، ج ۵، ص ۱۹۸٫

[۴]. بحارالانوار، ج ۲، ص ۲٫

[۵]. همان، ص ۱۱٫

[۶]. آل عمران: ۱۹٫

[۷]. المائدة: ۳٫

[۸]. وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۵۸۷٫

[۹]. الزخرف: ۳۲٫

 

 

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *