سخنرانی آیت الله حاج محسن وحید خراسانی – شرح پرچم فاطمیه

دی, ۱۳۹۷ بدون نظر اندیشه, سخنرانی

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمّد وآله الطاهرین

سیما بقیة الله فی الارضین واللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین

 

{بسم الله الرحمن الرحیم}

اول جمله‌ای که در پرچم شما می‌بینید «بسم الله الرحمن الرحیم» است. با توجه به بحثی که امروز صبح داشتیم، حرکت حیات بخش فاطمیه نسبت به تقویت هویت تشیع یک امر بسیار مهم و اساسی است و هر امر مهم و اساسی باید با بسمله شروع بشود. روایاتی که در این باب هست بسیار زیاد است، یکی را من می‌خوانم.

«فقال عبدالله بن يحيى: يا أمير المؤمنين، قد أفدتني وعلمتني، فإن‏ رأيت‏ أن‏ تعرفني‏ ذنبي الذي امتحنت به في هذا المجلس، حتى لا أعود إلى مثله؟» عبدالله بن یحیی به خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام عرض می‌کند: شما به من افاده کردید، تعلیم کردید، اگر مصلحت می‌دانید و رأی‌تان تعلق می‌گیرد ذنب و ناشایست و گناهی که من در این مجلس انجام داده و به آن امتحان شده‌ام، آن را برای من بیان کنید. «فقال: تركك حين جلست أن تقول: بسم الله الرحمن الرحیم» این که آمدی در مجلس نشستی و بسم الله نگفتی، این ذنبی است که حضرت به او تذکر فرمود. «فجعل الله ذلك لسهوك عما ندبت إليه تمحيصا بما أصابك» چون خودت پشیمان شدی، پروردگار متعال از این می‌گذرد. «أما علمت أن رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلّم) حدّثني، عن الله عز و جل أنه قال» یعنی حدیث می‌شود حدیث قدسی. «كلّ أمر ذي بال لم يذكر بسم الله فيه، فهو أبتر؟

فقلت: بلى بأبي أنت وأمي، لا أتركها بعدها»[۱]. پس وجه ذکر «بسم الله الرحمن الرحیم» در صدر پرچم تأسّی به حضرت خاتم و ائمه اطهار علیهم السلام است و این که این حرکت یک حرکت بسیار مهم است. البته روایاتی که در این باب هست، متعدد است و دیگر از آنها من صرف نظر می‌کنم.

{ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا }

جمله دوم آیه شریفه است: این قسمت، یک قسمتی از آیه شریفه است که کلّ آیه این است: {ما أَفاءَ اللهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللهَ شَديدُ الْعِقابِ}[۲] . «إنّما یعرف القرآن من خوطب به»[۳] برای این که به حقیقت این جمله شریفه پی ببریم، باید رفت درِ خانه اهلبیت عصمت و طهارت. حضرت أمیرالمؤمنین علیه السلام یک خطبه مفصّلی دارند که این خطبه در کتاب کافی در جلد هشتم ذکر شده است. خطبه بسیار عجیبی است، حیف که وقت نیست تا من این خطبه را برای شما بخوانم. صدر خطبه را می‌خوانم و محل استشهاد را[۴]. «خطب أمیر المؤمنین علیه السلام فحمد الله وأثنی علیه ثمّ صلّ علی النبيّ صلّی الله علیه و آله و سلّم ثمّ قال: ألا إنّ أخوف ما أخاف علیکم خلّتان» ترسناک‌ترین چیزی که من بر شما می‌ترسم دو خصلت است: «اتباع الهوى وطول الأمل» بعد حضرت وارد می‌شوند بر اتباع هوی که اتباع هوی چیست و آثارش چیست؛ طول أمل چیست و آثارش چیست و بعد می‌رسد به درد دل‌های امیرالمؤمنین علیه السلام که اگر امر دست من بود چه می‌کردم و واقع را پیاده می‌کردم. چند صفحه است این خطبه و خطبه واقعاً عجیب است، حتما مطالعه کنید. حضرت می‌فرماید: اگر امر به دست من بود می‌گفتم وضو چطور بگیرید،‌ نماز چطور باید بخوانید، طلاق چطور باید باشد،‌ نکاح چطور باید باشد، خمس چطور باید باشد؛ اصلا معارفی در این خطبه هست که واقعاً چند روز انسان صرف کند تا بفهمد، کم است. تا می‌رسد به اینجا:‌ «و أعطيت‏ من‏ ذلك‏ سهم ذي القربى الذي قال الله عزّ و جلّ: {إن كنتم آمنتم بالله‏ و ما أنزلنا على عبدنا يوم الفرقان‏ يوم التقى الجمعان}‏ فنحن و الله عنى بذي القربى الذي قرننا الله بنفسه و برسوله» حضرت می‌فرماید: مراد از آن ذی القربی که پروردگار متعال قرین خود و رسول خودش قرار داده است، ما هستیم. «فقال تعالى‏: {فللّٰه و للرسول و لذي القربى و اليتامى و المساكين و ابن السبيل}‏ فينا خاصة كي لا يكون دولة بين الأغنياء منكم‏» خوب اینجا را دقت کنید. قضیه فدک می‌دانید نحله حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلم بود است به فاطمه زهرا سلام الله علیها و خدا در این آیه شریفه قضیه فدک را هشدار داده‌اند که بعد فدک چه خواهد شد و اینجا می‌بینید حضرت چطور آیه را تفسیر می‌فرمایند. «{و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا و اتقوا الله}‏ في ظلم آل محمد» یعنی این ظلم بالاخره بر آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلم روا می‌شود و روا هم شد. لذا آیه شریفه، آیه بسیار بامعنایی خواهد بود، اگر انسان متوجه بشود که شأن نزول آیه چیست و روایاتی که در تفسیر آیه شریفه وارد شده است، چه روایاتی است که من فقط یکی از آنها را برای شما خواندم. «{إنّ الله شدید العقاب}‏ لمن ظلمهم رحمة منه لنا و غنى أغنانا الله به ووصّى به نبيّه صلّی الله علیه و آله و سلّم»[۵] تا آخر خطبه.

چند نکته در این آیه باید مورد توجه قرار بگیرد. یک نکته این بود که همان طور که گفتم صدر آیه مربوط به فیء است که فدک حضرت زهرا سلام الله علیها هم از اختصاصات خود حضرت خاتم بوده و حضرت به فاطمه زهرا علیها سلام هدیه کرده‌اند.

مطلب دیگر این است که {ما آتاکم الرسول فخذوه} – همه شما الحمد لله اهل فضل و علم هستید – اطلاق دارد، از حیث زمان مقید به زمان خاصی نیست و رد می‌کند «إنّ الرجل لیهجر» را. از جهت مکان اختصاص به مکان خاصی ندارد، چه در مدینه، چه در مکه، چه در عراق، چه در کربلا. از جهت افراد، از جهت حالات، از جهت مأمورٌ به و از جهت منهیّ عنه. از جهت مأمور و از جهت منهی، به تمام جهات آیه شریفه اطلاق دارد و لذا با این اطلاق بسیاری از شبهاتی که مطرح می‌شود خود آیه شریفه رد کلّ این شبهات است.

نکته دیگری که باید توجه داشت امر به تقواست {فاتقوا الله} از این معلوم می‌شود که اخذ بما آتاکم الله و انتهاء عما نهاکم عنه رسول الله، این احتیاج دارد به تقوا؛ نصیب هر کسی نمی‌شود. یک پاکی می‌خواهد که این اثر را داشته باشد و بتواند این را بپذیرد.

مطلب بعد این است که دارد {إنّ الله شدید العقاب} این هم بحثش مفصّل است، من مختصرش را عرض می‌کنم.

یک عذاب داریم و یک عقاب داریم. عذاب ممکن است به جهت استحقاق و عدم استحقاق باشد، اما عقاب به جهت استحقاق است. فرقی است بین عذاب و الم و درد؛ درد ممکن است که مستمر نباشد، اما در عذاب دردِ مستمر اخذ شده است. تارة در آیات شریفه این است عذاب شدید، عقاب شدید. با توجه به این دو نکته‌ای که گفتم معلوم شد که عقاب اشدّ از عذاب است، چون هم به جهت استحقاق است، شخص مستحقّ این عذاب است و هم از جهت استمراری که در عذاب است، آن استمرار هم در عقاب مأخوذ است.

یک نکته دیگر هم این است که تارة‌ عقاب متّصف می‌شود به شدت، می‌گوییم عقاب شدید؛ تارة شدت وصف پروردگار متعال می‌شود و متعلَّق آن می‌شود عقاب. آیه شریفه اینطور است: {إنّ الله شدید العقاب} . معلوم می‌شود که کسانی که تخلف کنند از این دستور که {ما آتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا} هست، خیلی مشکل پیدا می‌کنند که مبتلا می‌شوند به عقاب که بالاتر از عذاب است و شدید العقاب با آنها برخورد خواهد کرد که شدّت منسوب می‌شود به خود پروردگار متعال. حالا به همین مقدار در آیه شریفه کافی است.

آیه شریفه {آتاکم الرسول فخذوه} به منزله کبرای قیاسی است که در این پرچم طرح شده است. صغرای این قیاس قول حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم است که می‌فرماید: «إنّ الله یغضب لغضبك ویرضی لرضاك» . در حقیقت صغری و کبری این می‌شود: پیغمبر فرمودند «إنّ الله یغضب لغضبك ویرضی لرضاك» ؛ کبری هم این می‌شود: هر چه را که پیغمبر به شما داد اخذ کنید. نهایت در پرچم والد معظم کبری را مقدم گذاشته‌اند و بعد صغری را آورده‌اند. این یکی از هنرهای محاجّه و استدلال است. وقتی کبری گفته می‌شود، مخاطب متحیّر و منتطر می‌شود، این کبری برای چه صغرایی است؟ صغرای آن چیست؟ لذا تمام حواسش را جمع می‌کند که ببیند صغرایی که می‌خواهد این کبری بر آن منطبق بشود چیست. از این جهت کبری را ابتدا قرار داده‌اند، بعد صغری را ذکر کرده‌اند «إنّ الله یغضب لغضبك ویرضی لرضاك» . این نکته را هم باید در آیه توجه کنید، در آیه ندارد ما آتاکم الرسول فاطیعوه، بلکه دارد {فخذوه}. اخذ شدت ملابستش با انسان بیشتر از اطاعت است. آن چه را که حضرت رسول برای شما می‌آورد بگیریدش، یعنی در دستتان نگه دارید، از دست ندهید. لذا مرتبه شدتش از اطاعت بالاتر است. تعبیرات، همه نکته دارند.

{إنّ الله یغضب لغضبك ویرضی لرضاك}

نسبت به این حدیث شریف در یکی از صحبت‌ها والد معظم نکاتی فرمودند که من خلاصه آن را برای شما ذکر می‌کنم. غضب و رضا در موجودات مختلف مراتب دارد. ما یک غضب و رضا در نباتات داریم؛ ظهور این غضب و رضا در نباتات به جذب ملائمات و دفع منافرات است. ریشه هر گیاهی آن چه را که مناسب با ثمر اوست از دل خاک می‌گیرد، آن چه را که منافی با ثمر اوست از دل خاک نمی‌گیرد و دفع می‌کند. این می‌شود رضا و غضب نباتی.

مرحله دوم رضا و غضب حیوانی است. رضا و غضب حیوانی در شکم و شهوت است. آن چه که از یک حیوان بر می‌آید دنبال این است که خودش را سیر کند و شهوتش را برطرف کند. رضایتش به اکل خوب است، غضبش هم به غذای نامناسب است.

مرحله سوم رضا و غضب انسان است. رضا و غضب انسان متفاوت است؛ اگر انسان من حیث انسانیت در نظر گرفته بشود، همان طور که در روایت وارد شده است «دعامة الانسان العقل»[۶]، پس رضا و غضب باید ناشی از عقل باشد و وقتی رضا و غضب ناشی از عقل هست که انسان تمام مراتب اخلاق سیئه را گذرانده باشد. یک مثال من برای شما بگویم: اگر شخصی از گرفتن مقامش منقبض بشود یا به دادن مقامی منبسط بشود، اگر شخصی از تعریفی منبسط بشود و خوشش بیاید و از تنقیصی که به او می‌کنند بدش بیاید، این رضا و غضب به سر حد عقلانی نرسیده است. رضا و غضب در حدّ عقلانی این است که از تمام اینها گذشته باشد. والد معظم در درسی که این بحث را طرح کردند، فرمودند که اگر کسی را پیدا کردید که به این مرحله از رضا و غضب عقلانی رسیده باشد به ما معرفی کنید برویم دستش را ببوسیم بلکه پایش را ببوسیم. این می‌شود رضا و غضب عقلانی.

مرحله بالاتر از این، این است که رضا و غضب فانی در رضا و غضب الهی و پروردگار متعال بشود. این می‌شود مرحله عصمت انبیاء. مرحله عصمت انبیاء این است که رضا و غضب فانی در رضا و غضب الهی است

و لیکن یک مرتبه بالاتر از عصمت انبیاء است که عصمت خاتمیت است، چون عصمت انبیاء مثل قضیه حضرت یوسف را دارد: {وَ قالَ لِلَّذي ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْني‏ عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنينَ}[۷] عصمت داشته است، اما نسبت به این ترک اولی عصمت نبود. عصمت ما فوق عصمت انبیاء، عصمت خاتمیت است که مطلقا رضا و غضب فانی در رضا و غضب الهی است. پس آن مؤثر است، این طرف متأثر است.

اما این روایتی که مورد اتفاق عامه و خاصه است، مطلب را برگردانده است. می‌فرماید: «إنّ الله یغضب لغضب فاطمة ویرضی لرضا فاطمة» ؛ باید این موجود به کجا رسیده باشد؟! به چه مرحله‌ای از عبودیت رسیده باشد که «إنّ الله یغضب لغضب فاطمة ویرضی لرضا فاطمة» ، «یغضب لغضبك ویرضی لرضاك» ؟! لذا باید ما بدانیم دنبال احیاء مناقب چه کسی هستیم، باید بفهمیم که برای چه کسی داریم نوکری می‌کنیم، چه شخصیتی است، در چه مرحله‌ای است. این یک پرده از مناقب و فضائل حضرت بود.

باز اساسا شما دقت کنید، حضرت زهرا اسماء بسیار زیادی دارند، ولی در این حدیث شریف نام شریف فاطمه اخذ شده است که اول حضرت توجه دهند به آن چه که حضرت امام جعفر صادق فرمود: «إنّما سمیت فاطمة فاطمة لأنّ الخلق فطموا عن معرفتها»[۸] خلق بسته شده از معرفت حضرت است، نه فقط ناس؛ یعنی انبیاء، ملائکه مقربین، جبرئیل، میکائیل، همه «فطموا عن معرفتها» . «فطموا عن معرفتها» یک پرده‌اش بعد از نام حضرت آمده است «إنّ الله یغضب لغضبك ویرضی لرضاك» اصلا چینش خود این کلمات با هم دقت دارد و بحث دارد.

{إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مهينا}

نکاتی بسیار مهمی از این آیه شریفه استفاده می شود که به بعضی اشاره می کنم:

نکته اول: اذیت حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم را در ردیف و عداد اذیت خود خدا قرار داده است.

نکته دوم: آیا حقیقت لعن چیست؟ با توجه به رحمت پروردگار متعال تا حدی لعن معلوم می شود: رحمت خداوند رحمتی است فراگیر تمام موجودات است. در دعی ندبه می خوانیم: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَانَ لَهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ وَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْ‏ء. (الكافي ج۲ ص۷۴)

 و در تعقيبات مشتركه أمىه است: اللَّهُمَّ إِنَّ مَغْفِرَتَكَ أَرْجَى مِنْ عَمَلِي وَ إِنَّ رَحْمَتَكَ أَوْسَعُ مِنْ ذَنْبِي اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ ذَنْبِي عِنْدَكَ عَظِيماً فَعَفْوُكَ أَعْظَمُ مِنْ ذَنْبِي اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ أَكُنْ أَهْلًا أَنْ أَبْلُغَ رَحْمَتَكَ فَرَحْمَتُكَ أَهْلٌ أَنْ تَبْلُغَنِي لِأَنَّهَا وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ بِرَحْمَتِكَ يَا ارْحَمَ الرَّاحِمِينَ ( مصباح الكفعمي ص ۲۰)

نکته سوم: با توجه به اين رحمت واسعه، که شامل کفار و مشکرین هم می شود، یک بشر به چه حد از رزالت ودنائت و پستی و خواری برسد که رحمت خدا شامل حال او نشود، بلکه مستحق لعن خدا شود. او از هر انسان شروری و از هر حیوان درنده  خویی و خلاصه از هر موجودی  باید پست تر باشد که از رحمت خدا دور شده و به لعن خدا گرفتار شود.

نکته چهارم: گاهی لعن فقط در دنیا است، وکاهی لعن فقط در آخرت است، وآخرترین شدت لعن«  لعن در ینا و آخرت است. در آیه شریفه برای اذیت کن حضرت خاتم صلی الله علیه وآله وسلم لعن دنیا و آخرت می باشد.

نکته پنجم: لعن کننده گاهی مؤمنین هستند، گاهی ملائکه هستند، گاهی انبیاء هستند، اما در این آیه شریفه لعن کننده چنین شخصی خود ذات قدوس متعال است، ذاتی که سبقت رحمته غضبه.

نکته ششم: خدا برای چنین شخصی عذاب فرهم کرده است، معنی عذاب در بیان آیه شریفه قبل توضیح دادم.

نکته هفتم: این عذاب متصف به مهین است. عذابی خوار کننده. آیا در قرآن مجید چه کسانی مستحق چنین عذابی هستند، با شناخت آنان برای ما بیشتر معلوم می شود که اذیت کننده خدا و ورسول خدا چگونه کسی است.

با بررسی اجمالی و احتیاج به بررسی بیشتر دارد –  کسانی کسانی که مورد این عذاب قرارگرفتند عبارتند از:

۱٫   كفار.

۲٫   عاصي الله ورسوله والمتعدي لحدود الله.

۳٫   الذين يضلون الناس و يتخذون القرآن هزوا. 

۴٫   الصاد عن سبيل الله.

۵٫   الذين يؤذون النبي صلى الله عليه وأله وسلم

خوب دقت بفرمایید  چه کسانی مستحق عذاب مهین هستند، شرور خلق، آیا شما کسانی پست از این عده سراغ دارید؟!

الآيات الشريفة:

۱٫   ( البقرة ۹۰ ) : فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ ( ۸۹ )

۲٫   بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ يَكْفُرُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مهين ( ۹۰ )

۳٫   ( آل عمران ۱۷۸ ) : الْآَخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ( ۱۷۷ ) وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مهين ( ۱۷۸ )

۴٫   ( النساء ۱۴ ) : تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ( ۱۳ ) وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مهين ( ۱۴ )

۵٫   ( الحج ۵۷ ) : الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ* وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآَيَاتِنَا فَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مهين ( ۵۷ )

۶٫   ( لقمان ۶): يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآَخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ * أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مهين ( ۶ )

۷٫   ( الجاثية ۹ ) :  حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآَيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ( ۶ ) وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ( ۷ ) يَسْمَعُ آَيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ( ۸ ) وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آَيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مهين ( ۹ )

۸٫   ( المجادلة ۵ ) :  يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ ( ۴ ) إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ كُبِتُوا كَمَا كُبِتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَقَدْ أَنْزَلْنَا آَيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مهين ( ۵ )

۹٫   ( المجادلة ۱۶ ) : تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُمْ مِنْكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ * أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ( ۱۵ ) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مهين ( ۱۶ )

۱۰٫                 مهينا

۱۱٫                 (النساء ۳۷): وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا * الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مهينا ( ۳۷ )

۱۲٫                 (النساء ۱۰۲): وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كَانَ بِكُمْ أَذًى مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مهينا ( ۱۰۲ )

۱۳٫                 ( النساء ۱۵۱ ) : إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا ( ۱۵۰) أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مهينا (۱۵۱ )

۱۴٫                 ( الأحزاب ۵۷ ) :  اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا ( ۵۵ ) إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ( ۵۶ ) إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مهينا ( ۵۷ )

نکته هشتم: اکنون مشخص شد چه عذابی برای اذیت کنندگان خدا و رسول در قرآن مجید ذکر شده است.

نکته نهم:  این است که نسبت به اذیت کننده رسول آیه دیگری است که توجه به آن آیه هم لازم است:

وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

در این آیه شریفه بعد از تاکید بر خیر بودن وجود حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه وآله وسلم و رحمت بودن ایشان بر تمام مؤمنان – که خود بحث مفصل دارد بیان فی فرماید که بر اذیت کننده رسول خدا عذاب الیم است. عذابی دردناک.

ببینیم در قرآن پیغمبر رحمة للعالمین عذاب دردناک برای چه کسانی است: با یک نگاه اجمالی عده ای که سزوار این عذاب هستند چنین بیان شدند:

۱٫   عدم الإيمان بالآخرة

۲٫   الصاد عن سبيل الله

۳٫   الئايس من رحمة الله

۴٫   الظالمين

۵٫   الكفار

۶٫   المنافقین

     الآيات:

۱٫   إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَ لاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لاَ يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

۲٫   وَأَنَّ الَّذِينَ لاَيُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً

۳٫   وَ بَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ

۴٫   إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَ الْبَادِ وَمَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ

۵٫   وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ لِقائِهِ أُولئِكَ يَئِسُوا مِنْ رَحْمَتي‏ وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ

۶٫   بَشِّرِالْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً

ملاحظه می کنید آن خدای رحمان و رحیم در کتاب آن پیغمبر رحمة للعالمین برای این عده عذاب دردناک وعده داده است. آیا می توان تصور کرد چقدر این اشخاص از انسانیت بلکه از حیوانیت به دور هستند؟

نتیجه بحث:

دو عذاب بر اذیت کنندگان حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم خواهد بود. ولی در پرچم مقدس فاطمیه اکتفا به آیه اول شده است از جهت کمی فضا.

ولی در عین حال لطافتی در انتخاب آیه اول است که با توجه به چند نکته روشن می شود:

اول: این عذاب خوار کننده سخت تر از عذاب دردناک است، عذاب دردناک به نظر می رسد عذاب بدنی و جوارحی باشد، ولی عذاب  مهین و خوار کننده عذابی بدنی وروحی و جوانحی هر دو است>

دوم: شاید از آیات شریف قرآن استفاده شود که عذاب مهین مرتبه شدید تر عذاب الیم است: در سوره مبارکه مجادله ابتدا برای کفار عذاب الیم ذکر می فرماید، و بعد برای کسانی که علاوه بر کفر یحادو الله ورسوله، یعنی کسانی که علاوه کافر بودن به خدا با خدا دشمنی دارند عذاب مهین برای آنان است.

فَمَن لَّمْ يجِدْ فَصِيَامُ شهْرَيْنِ مُتَتَابِعَينِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسا  فَمَن لَّمْ يَستَطِعْ فَإِطعَامُ سِتِّينَ مِسكِيناً  ذَلِك لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ  وَ تِلْك حُدُودُ اللَّهِ  وَ لِلْكَفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ(۴)

إِنَّ الَّذِينَ يحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ كُبِتُوا كَمَا كُبِت الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ  وَ قَدْ أَنزَلْنَا ءَايَتِ بَيِّنَتٍ  وَ لِلْكَفِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ

سوم: در این آیه شریفه اذیت رسول خدا در عداد اذیت خداوند متعال قرار گرفته است.

نکته دهم: در این قسمت از پرچم نیز همان روش قبل اعمال شده است، یعنی کبرای قضیه قبل از ذکر صغرای آن آمده است، تا اوقع در نفوس باشد، و پایدارتر در عقل جا بگیرد.

اماحدیث شریف:

از جهت سند مثل حدیث قبل مورد اتفاق عامه و خاص است. نکاتی در این حدیث شریف هست که به بعضی اشاره می کنم:

۱-کلمه (انما) که در پرانتز قرار دارد از این جهت است که در معمول روایات عامه این کلمه است، و در معمول روایات خاصه این کلمه نیست، اگر چه در بعضی از نسخ این کلمه هست. سر مطلب اشاره به این اختلاف بین عامه و خاصه است، چون گفته شد که روایت مورد اتفاق فریقین است لذا توجه به این نکته لازم بود.

۲- انتخاب نام فاطمه در حدیث شاید به جهت اشاره به همان روایت مذکور باشد که قبلا قرائت کردم: لأن الخلق فطموا عن معرفتها.

وشاید به جهت دیگری باشد: در تفسیر فرات کوفی آمده است: تفسير فرات الكوفي ؛ ص۳۲۱: … ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ قُلْتُ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا جَبْرَئِيلُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ أَهْدَى إِلَيْكَ تُفَّاحَةً مِنَ الْجَنَّةِ فَأَخَذْتُهَا فَقَبَّلْتُهَا [وَ قَبَّلْتُهَا فَقَلَبْتُهَا] وَ وَضَعْتُهَا عَلَى عَيْنِي وَ ضَمَمْتُهَا [و ضمنتها] إِلَى صَدْرِي ثُمَّ قَالَ يَا مُحَمَّدُ كُلْهَا قُلْتُ [يَا] حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ هَدِيَّةُ رَبِّي تُؤْكَلُ قَالَ نَعَمْ قَدْ أُمِرْتَ بِأَكْلِهَا فَأَفْلَقْتُهَا فَرَأَيْتُ مِنْهَا نُوراً سَاطِعاً فَرِعْتُ [فَفَزِعْتُ‏] مِنْ ذَلِكَ النُّورِ قَالَ كُلْ فَإِنَّ ذَلِكَ نُورُ الْمَنْصُورَةِ فَاطِمَةَ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ وَ مَنِ الْمَنْصُورَةُ قَالَ جَارِيَةٌ تَخْرُجُ مِنْ صُلْبِكَ [وَ] اسْمُهَا فِي السَّمَاءِ الْمَنْصُورَةُ وَ فِي الْأَرْضِ‏ فَاطِمَةُ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ [قُلْتُ‏] وَ لِمَ سُمِّيَتْ فِي السَّمَاءِ مَنْصُورَةً وَ فِي الْأَرْضِ فَاطِمَةَ قَالَ سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ فِي الْأَرْضِ [لِأَنَّهُ‏] فَطَمَتْ شِيعَتَهَا مِنَ النَّارِ وَ فُطِمَتْ [فطموا] أَعْدَاؤُهَا عَنْ حُبِّهَا وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ فِي كِتَابِهِ‏ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ‏ بِنَصْرِ [ينصر] فَاطِمَةَ علیها السلام .

شاید وجه عذاب نشدن شیعیان فاطمه علیها السلام از این جهت است که اگر نبود تحمل آن مصائبی که زبان الکن از گفتن آن است اثری  از توحید و نبوت و معاد و فضائل اخلاقی وانسانی و….. نبود، پس هدایت ما  و در متیجه مجات ما از عذاب آخرت به فاطمه زهرا علیها السلام، و لذا نام او فاطمه است.

و چون در این حدیث شریف ذکر اذیت آن بانو شده، همان اذیتی که مایه بقاء تمام معارف الهی شده، لذا با این نام مقدس حدیث مزین شده است.

۳- بضعة:

۱٫            به معنی قطعه و تکه است. در بعضی روایات عنوان شجنة امده است:

قرب الإسناد (ط – الحديثة) ؛ النص ؛ ص۱۱۳: إِنَّمَا فَاطِمَةُ شَجْنَةٌ  مِنِّي‏، يَسُرُّنِي مَا سَرَّهَا وَ يَسُوؤُنِي مَا سَاءَهَا

۲٫            معنی شجنة: : جمهرة اللغة :ج۱ص۴۷۸: و يقال: بيني و بين فلان‏ شِجْنَة، أي رَحِم مشتبكة.

المحكم و المحيط الأعظم :ج۷ ص۲۴۶ و الشَّجَن‏، و الشِّجْنَة، و الشَّجْنة، و الشُّجْنة: الغُصْن المشتبِك.

الصحاح :ج۵ ص ۲۱۲۴: و الشِّجْنَةُ و الشُّجْنَةُ: عروق الشجر المشتبكة.

۳٫            در روایات تعبیرات عجیب دیگری هم آمده است: (….وَ أَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي‏ وَ هِيَ نُورُ عَيْنِي وَ هِيَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي وَ هِيَ رُوحِيَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ…امالی صدوق مجلس ۲۴)…..

۴٫            شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام ؛ ج‏۳ ؛ ص۳۰: إنما فاطمة بضعة مني‏ من آذاها فقد آذاني، و من أحبها فقد أحبني، و من سرها فقد سرني….

۴-یؤذینی ما آذاها:

یؤذینی فعل مضارع و آذاها فعل ماضی است، دقت در فقه الحدیث این که: آنچه او را اذیت کند مرا اذیت می کند. اذیت به حضرت به فعل ماضی محقق شد ولو یک مرتبه. أما اذیت حضرت به فعل مضارع استمرار دارد.

بنا براین هنوز هم حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم از اذیتی که به فاطمه زهرا شده است اذیت می کشد. بعد حساب کنید آزای که به صدیقه طاهره کردند چه آزاری است از جهت کمیت و کیفیت، بعد ببینید رسول الله از آن زمان به بعد چه حال و روزی دارد.

آنهم اذیت خاتم، به اذیت او تمام انبیاء واولیاء در اذیتند. تمام ملائکه به اذیت هستند. او اشرف حلق خدا و گل سرسبد تمام مخلوقات خدا است.

او که بلرزد ما سوی الله می لرزد….

۵-شعر: مشتمل بر نکاتی است:

نکته اول: طرح سؤال در شعر:

بیت اول سؤالی که خود جواب سؤال دیگری است. اگر از ما بپرسند این همه غوغا برای چه، این همه ضجّه و گریه برای چه؟  …..  می گوییم: از پیغمبر خاتم یک فرزند بیشتر نماند، چا قبر او مجهول است.

نکته دوم: کلمه مسلمانان:

آیا همه مسلمانان نسبت به تنها فرزند پیغمبر خاتم صلی الله علیه وآله وسلم که آنان را ذلت بت پرستی در عقائد، و پستی اعمال ناشایست همچون زنده بگور کردن دختران، و خفت در اخلاق رذیله رهانیده، و به سر قله عزت اعتقادات و صحت در اعمال و تخلق به اخلاق حسنه رسانده، وظیفه ندارند؟!

آیا خداوندی که اجر رسالت را مودت ذی القربی قرار داده است، امت اسلامی چه مسئولیتی در برابر این اجر دارند؟!

و ……

نکته سوم: دفن شبانه:

حضرت صدیقه علیها السلام در تمام ابعاد حیات الگو و سرآمد انسان ها است، آنچه بیشتر مورد بحث وگفتگو قرار می گیرد سیره حضرت در حیات مادی، ترتبیت فرزندان، خانه داری، حسن شوهر داری و زهد و……، ولی به بعد علمی حضرت کمتر توجه شده است، آن بانو صاحب مصحف فاطمه است که املاء فرموده و باب مدینة علم الرسول حضرت امیر المؤمنین علیه السلام یاداشت فرمودند.

چنین بانوی به تمام احکام از واجبات و محرمات و مستحبات و مکروهات و مباحات از طهارت تا دیات اشراف کامل داشته، و معرفت آن حضرت به مباحث معرفتی و اعتقادی از خطبه شریفه فدک معلوم است.

او می دانسته: خداوند متعال چه درجات و حسناتی برای تشیع کننده جنازه مؤمن  و برای نمازگزارن بر میت قرار داه است، در احادیث شریف آمده است، به بعضی از روایات اشاره می کنیم:

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ؛ النص ؛ ص۲۹۲: وَ مَنْ صَلَّى عَلَى الْمَيِّتِ صَلَّى عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ وَ سَبْعُونَ أَلْفَ أَلْفِ مَلَكٍ وَ غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ إِنْ أَقَامَ عَلَيْهِ حَتَّى يُدْفَنَ وَ حَثَّ عَلَيْهِ مِنَ التُّرَابِ انْقَلَبَ مِنَ الْجَنَازَةِ وَ لَهُ بِكُلِّ قَدَمٍ مِنْ حَيْثُ شَيَّعَهَا حَتَّى يَرْجِعَ مَنْزِلَهُ قِيرَاطٌ مِنَ الْأَجْرِ وَ الْقِيرَاطُ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ يَكُونُ فِي مِيزَانِهِ مِنَ الْأَجْرِ- وَ مَنْ ذَرَفَتْ عَيْنَاهُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ كَانَ لَهُ بِكُلِّ قَطْرَةٍ مِنْ دُمُوعِهِ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ يَكُونُ فِي مِيزَانِهِ وَ كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ بِكُلِّ قَطْرَةٍ عَيْنٌ مِنَ الْجَنَّةِ عَلَى جَانِبِهَا وَ أُبْرِزَ لَهُ مِنَ الْقُصُورِ وَ الْمَيَادِينِ مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ- وَ مَنْ عَادَ مَرِيضاً فَلَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ خَطَاهَا حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ سَبْعُونَ أَلْفَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ مُحِيَ عَنْهُ سَبْعُونَ أَلْفَ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ وُكِّلَ بِهِ سَبْعُونَ أَلْفَ أَلْفِ مَلَكٍ يَعُودُونَهُ فِي قَبْرِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ شَيَّعَ‏ جَنَازَةً فَلَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ مِائَةُ أَلْفِ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ يُمْحَى عَنْهُ بِكُلِّ قَدَمٍ مِائَةُ أَلْفِ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ مِائَةُ أَلْفِ أَلْفِ دَرَجَةٍ فَإِنْ صَلَّى عَلَيْهَا صَلَّى عَلَى جِنَازَتِهِ مِائَةُ أَلْفِ أَلْفٍ كُلُّهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ حَتَّى يُبْعَثَ مِنْ قَبْرِهِ- وَ مَنْ خَرَجَ حَاجّاً أَوْ مُعْتَمِراً فَلَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَتَّى يَرْجِعَ مِائَةُ أَلْفِ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ يُمْحَى عَنْهُ أَلْفُ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ أَلْفُ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ كَانَ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ بِكُلِّ دِرْهَمٍ وَ بِكُلِّ دِينَارٍ أَلْفُ أَلْفِ دِينَارٍ وَ بِكُلِّ حَسَنَةٍ عَمِلَهَا فِي تَوَجُّهِهِ ذَلِكَ أَلْفُ أَلْفِ حَسَنَةٍ حَتَّى يَرْجِعَ وَ كَانَ فِي ضَمَانِ‏ اللَّهِ تَعَالَى فَإِنْ تَوَفَّاهُ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ وَ إِنْ رَجَعَ رَجَعَ مَنْصُوراً مَغْفُوراً لَهُ فَاغْتَنِمُوا دَعْوَتَهُ إِذَا قَدِمَ قَبْلَ أَنْ يُصِيبَ الذُّنُوبَ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرُدُّ دُعَاءَهُ فَإِنَّهُ يُشَفَّعُ فِي مِائَةِ أَلْفِ أَلْفِ رَجُلٍ يَوْمَ الْقِيَامَة

 

و هر كس بر جنازه مسلمانى نماز گذارد، جبرئيل با هفتاد هزار هزار فرشته بر او درود فرستند و گناهان گذشته‏اش همه قديم و جديد آمرزيده شود، و چنانچه بماند تا او را دفن كنند و وى خاك بر او ريزد و از تشييع باز گردد براى او بهر قدمى‏ از آنجائى كه بهمراه جنازه حركت كرده تا بمنزلش برسد يك قيراط اجر باشد و هر قيراط مانند كوه احد است كه در كفّه ميزان عملش بنهند و برابرش باو اجر دهند.      و هر كس از خشيت الهى از ديدگانش اشك ريزد  بهر قطره‏اى كه از ديده او بچكد هموزن كوه احد ثواب در ميزان عملش بنهند، و نيز بهر قطره‏اى او را در بهشت چشمه‏اى دهند كه در كنارش شهرها و قصرهائى باشد كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر دل هيچ بنده‏اى خطور نكرده باشد.       و هر كس مريضى را عيادت كند بهر گامى كه بردارد تا بمنزلش باز گردد هفتاد هزار هزار حسنه پاداش يابد، و هفتاد هزار هزار گناه از نامه عملش پاك گردد، و هفتاد هزار هزار درجه رتبه‏اش بالا رود، و هفتاد هزار هزار فرشته مأمور شوند كه او را در قبرش ديدار كنند و براى او طلب آمرزش بنمايد تا روز قيامت.   و هر كس جنازه (مسلمانى) را مشايعت و بدرقه كند بهر قدمى كه همراه آن بردارد تا بمنزل باز گردد يك صد هزار هزار حسنه خواهد داشت و يك صد هزار هزار گناه از نامه عملش پاك كنند، و يك صد هزار هزار درجه رتبه‏اش را بالا برند و اگر بر او نماز گزارد، چون خود از دنيا رود جنازه‏اش را يك صد هزار فرشته مشايعت كنند و همه براى او آمرزش طلبند تا باز گردد  (يا تا او دفن شود) و اگر آنقدر همراه جنازه بماند تا از دفن او فارغ شوند، خداوند هزار فرشته بگمارد كه تا روز رستاخيز براى او طلب مغفرت كنند.

حدیث دیگر: اثر تشیع در آخرت: وسائل الشيعة / ج‏۳ / ۱۴۵ : وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ شَيَّعَ‏ جَنَازَةَ مُؤْمِنٍ حَتَّى يُدْفَنَ فِي قَبْرِهِ وَكَّلَ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ سَبْعِينَ مَلَكاً مِنَ الْمُشَيِّعِينَ يُشَيِّعُونَهُ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ إِلَى الْمَوْقِفِ. واحادیث دیگر که در کتب ذکر شده است.

بلکه مستحب است که مردم را اعلان کنند برای حضور در تشیع و نماز بر میت، آنطور که در روایات آمده است:

وسائل الشيعة ؛ ج‏۳ ؛ ص۵۹: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ جَمِيعاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: يَنْبَغِي لِأَوْلِيَاءِ الْمَيِّتِ مِنْكُمْ أَنْ يُؤْذِنُوا إِخْوَانَ الْمَيِّتِ بِمَوْتِهِ فَيَشْهَدُونَ جِنَازَتَهُ وَ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ فَيُكْتَبُ لَهُمُ‏  الْأَجْرُ وَ يُكْتَبُ لِلْمَيِّتِ الِاسْتِغْفَارُ وَ يَكْتَسِبُ هُوَ الْأَجْرَ فِيهِمْ وَ فِيمَا اكْتُسِبَ لَهُ‏  مِنَ الِاسْتِغْفَار.

اگر تشیع و نماز بر جنازه هر مؤمنی این همه ثواب و آثار دارد، آیا تشیع و نماز بر آژده بدن دختر خاتم پیغمبران چه آثار و ثمراتی در دنیا و آخرت دارد؟!

از طرفی بیت، بیت کرم ولطف وعنایت است، و آن کرم و لطف در بلندایی است که قرآن مجید به تمجید این خانواده  زبان گشوده و می فرماید:  وَ يُطعِمُونَ الطعَامَ عَلى حُبِّهِ مِسكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً * إِنمَا نُطعِمُكمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكمْ جَزَاءً وَ لا شكُوراً * إِنَّا نخَاف مِن رَّبِّنَا يَوْماً عَبُوساً قَمْطرِيراً * فَوَقَیهمُ اللَّهُ شرَّ ذَلِك الْيَوْمِ وَ لَقَّاتُ‏مْ نَضرَةً وَ سرُوراً * وَ جَزَائم بِمَا صبرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً.

اکنون سؤال این است: آیا مادر ما چه درد دلی از این امت داشته، چه اذیت و آزاری از این اشخاص دیده، چه ظلمی بر او رفته، چه حقوقی از همسرش ضایع شده  که آنان سعادت رسیدن به این خیر و برکات و حسنات نداشتند؟!

آیا غصب باغ فدک برای کسی که باغ بهشت طفیل او است سبب شده؟!

یا از میان برداشتن سنت رسول و تغییر احکام و رجوع به جاهلیت که به غصب فدک خود را نشان داده؟!

آیا شخصیتی که تمام انبیاء  به او احترام گذاشته وملائکه مقربین بدون اجازه او وارد منزل او نمی شدند، از احترام نگذاشتن مردم ناراحت بوده، و سبب شده برای وصیت به دفن شبانه و حاضر نشدن امت بر تشیع او؟!

یا فراموش کردن غدیر خم، که موجب فراموشی تمام بعثت صد وب یست وچهار هزار پیغمبر و اولیاء آنان است؟!  بلکه فراموش شدن توحید و هدف از خلقت و از بین رفتن انسانیت و بشریت؟!

آری او به دفن شبانه اش مهر بطلان بر مدعیان دروغین خلافت زده، و با تفکری عمیق و همیشگی و در طول زمان در این سؤال، کشتی امت را از تلاطم گمراهی وضلالت تا ظهور فرزندش مهدی موعود علیه السلام  نجات داده.

نکته چهارم: گم شدن قبر آن حضرت:

بگذریم، امت سزاوار رسیدن به آن فوز عظمای تشیع و نماز بر حضرت زهرا علیها السلام نبودند، آیا چرا قبر آن مخدره مخفی شد؟

مردم سعی دارند نشانی برای قبر عزیز خود در هر مرتبه و منزلت اجتماعی که باشد داشته باشند، حتی برای کسی که هیج مشخص نیست که کیست قبر سرباز گمنام درست می کنند.

آیا چه شده که قبر آن حضرت گم شده است؟

به وسائل الشیعة مراجعه فرمایید نسبت به استحباب حضور بر قبر مؤمن و خواندن ادعیه ماثوره از اهل بین عصمت و طهارت علیهم السلام، تمام این آثار و برکات در اثر مخفی شدن قبر از امت گرفته شد.

چه کردند به این بانوی هیجده ساله، که زمینی که آن آزرده بدن را در خود جا داده، آن قدر در تلاطم و حیرت  و مصیبت است که جرأت معرفی مکان ندارد؟!

نکته پنجم: انسیه حوراء

از باب مثال: یک حوره ی بهشتی در زمین بود که اینچنین به شهادت رسید، و نشانی از قبر او نیست.

نکته ششم: ختم رسل

حضرت رسول صلى الله عليه وأله وسلم خاتم پیغمبران بود آنچه هم انبیاء داشتند در نزد حضرت بود، و یادگار آن حضرت که المرء یخفط فی ولده فاطمه زهرا علیها السلام بود، آیا چه شد که یادگار تمام انبیاء و خاتم بیش چند روز بعد از رحلت پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم زنده نماند؟!

نکته هفتم: نگذشته ایامی

هنگام رحلت ختمی مرتبت حضرت صدیقه در کمال صحت و عافیت بودند، عامه و  خاصه نقل کردند که کانت مشیتها مشیة رسول الله

آیا چه ظلم و ضرباتی و جسارت هایی بر او وارد کردند که بیش از ۷۵ یا نود روز بیشتر زندگی نکرد؟!

بانوی جوانی هیجده ساله در کمال صحت و تندرستی چه شد؟! که می خواهد پاسخ این سؤال غم انگیز را بدهد؟

نکته هشتم: نگین

به یعثت حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم مهر خاتمیت رسل و انزال کتب زده شد، این سنگین ترین مهر خلقت است. با آن چه بر تنها دختر حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم روا داشتند، آن هم دختری از او به روح دو پهلوی خود تعبیر فرموده است، کمر خاتم پیغمبران شکست. سگنین ترین مهر خلقت خورد شد.

آیا با توجه به آنچه که گذشت که حتی قطره ای از آنچه که باید گفت نیست، تا چه برسد به آنچه بر حضرت رفته است و به دست ما نرسیده است، آیا این عزاداری ها مناسب است؟

باید اعتراف کنیم به قصور و تقصیر خود که مناسب با عظمت مصیبت یارای انجام وظیفه نداریم، ولی چه کنیم؟ به لطف و کرم و عطوفت خود بر ما ببخشایید. که فرمود: و أن تعفوا أقرب للتقوی.

وصلی الله علی محمد واله الطاهرین

 

 

 

 

 

 

 


[۱]. منهاج البراعة (خوئی)، ج ۱، ص ۲۵۲٫: a.     فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ يَحْيَى: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ أَفَدْتَنِي وَ عَلَّمْتَنِي، فَإِنْ رَأَيْتَ‏  أَن‏ تُعَرِّفَنِي ذَنْبِيَ الَّذِي امْتُحِنْتُ بِهِ فِي هَذَا الْمَجْلِسِ، حَتَّى لَا أَعُودَ إِلَى مِثْلِهِ.                             قَالَ: تَرْكُكَ حِينَ جَلَسْتَ أَنْ تَقُولَ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏» فَجَعَلَ‏  اللَّهُ ذَلِكَ لِسَهْوِكَ عَمَّا نُدِبْتَ إِلَيْهِ- تَمْحِيصاً بِمَا أَصَابَكَ.    أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص حَدَّثَنِي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ قَالَ: كُلُّ أَمْرٍ ذِي بَالٍ لَمْ يُذْكَرْ «بِسْمِ اللَّهِ» فِيهِ فَهُوَ أَبْتَرُ. فَقُلْتُ: بَلَى بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي لَا أَتْرُكُهَا بَعْدَهَا.                        قَالَ: إِذاً تُحْصَنُ‏ بِذَلِكَ وَ تَسْعَدُ.        ثُمَّ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ يَحْيَى: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا تَفْسِيرُ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏» قَالَ: إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَقْرَأَ أَوْ يَعْمَلَ عَمَلًا [وَ] يَقُولُ: [بِسْمِ اللَّهِ أَيْ: بِهَذَا الِاسْمِ أَعْمَلُ هَذَا الْعَمَلَ.   فَكُلُّ أَمْرٍ يَعْمَلُهُ- يَبْدَأُ فِيهِ بِ] «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏» فَإِنَّهُ يُبَارَكُ لَهُ فِيهِ..  (التفسير ص ۲۴)

[۲]. الحشر: ۷٫

[۳]. کافی، ج ۸، ص ۳۱۲٫

[۴] الكافي ج۸ ص ۵۷: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام  فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ صلی الله علیه وآله وسلم  ثُمَّ قَالَ أَلَا إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمْ خَلَّتَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَيُنْسِي الْآخِرَةَ أَلَا إِنَّ الدُّنْيَا قَدْ تَرَحَّلَتْ مُدْبِرَةً وَ إِنَّ الْآخِرَةَ قَدْ تَرَحَّلَتْ مُقْبِلَةً وَ لِكُلِّ وَاحِدَةٍ بَنُونَ فَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الْآخِرَةِ وَ لَا تَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا- فَإِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ إِنَّ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ وَ إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ مِنْ أَهْوَاءٍ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٍ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ يَتَوَلَّى فِيهَا رِجَالٌ رِجَالًا أَلَا إِنَّ الْحَقَّ لَوْ خَلَصَ لَمْ يَكُنِ اخْتِلَافٌ وَ لَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ لَمْ يَخْفَ عَلَى ذِي حِجًى‏  لَكِنَّهُ يُؤْخَذُ  مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ‏  فَيُمْزَجَانِ فَيُجَلَّلَانِ‏  مَعاً فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ نَجَا الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنَى إِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا لَبَسَتْكُمْ فِتْنَةٌ يَرْبُو فِيهَا الصَّغِيرُ  وَ يَهْرَمُ فِيهَا الْكَبِيرُ يَجْرِي النَّاسُ عَلَيْهَا وَ يَتَّخِذُونَهَا سُنَّةً فَإِذَا غُيِّرَ مِنْهَا شَيْ‏ءٌ قِيلَ قَدْ غُيِّرَتِ السُّنَّةُ وَ قَدْ أَتَى النَّاسُ مُنْكَراً ثُمَّ تَشْتَدُّ الْبَلِيَّةُ وَ تُسْبَى الذُّرِّيَّةُ وَ تَدُقُّهُمُ الْفِتْنَةُ كَمَا تَدُقُّ النَّارُ الْحَطَبَ وَ كَمَا تَدُقُّ الرَّحَى بِثِفَالِهَا  وَ يَتَفَقَّهُونَ لِغَيْرِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ لِغَيْرِ الْعَمَلِ وَ يَطْلُبُونَ الدُّنْيَا بِأَعْمَالِ الْآخِرَةِ ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ وَ حَوْلَهُ نَاسٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ خَاصَّتِهِ وَ شِيعَتِهِ فَقَالَ قَدْ عَمِلَتِ الْوُلَاةُ قَبْلِي أَعْمَالًا خَالَفُوا فِيهَا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم  مُتَعَمِّدِينَ لِخِلَافِهِ نَاقِضِينَ لِعَهْدِهِ مُغَيِّرِينِ لِسُنَّتِهِ وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَى تَرْكِهَا وَ حَوَّلْتُهَا إِلَى مَوَاضِعِهَا وَ إِلَى مَا كَانَتْ فِي عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم  لَتَفَرَّقَ عَنِّي جُنْدِي حَتَّى أَبْقَى وَحْدِي أَوْ قَلِيلٌ مِنْ شِيعَتِيَ الَّذِينَ عَرَفُوا فَضْلِي وَ فَرْضَ إِمَامَتِي مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم  أَ رَأَيْتُمْ لَوْ أَمَرْتُ بِمَقَامِ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام ‏  فَرَدَدْتُهُ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِي وَضَعَهُ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم  وَ رَدَدْتُ فَدَكاً إِلَى وَرَثَةِ فَاطِمَةَ علیها السلام ‏  وَ رَدَدْتُ صَاعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم  لِأَقْوَامٍ لَمْ تُمْضَ لَهُمْ وَ لَمْ تُنْفَذْ  وَ رَدَدْتُ دَارَ جَعْفَرٍ إِلَى وَرَثَتِهِ وَ هَدَمْتُهَا مِنَ الْمَسْجِدِ  وَ رَدَدْتُ قَضَايَا مِنَ الْجَوْرِ قُضِيَ بِهَا  وَ نَزَعْتُ نِسَاءً تَحْتَ رِجَالٍ بِغَيْرِ حَقٍّ فَرَدَدْتُهُنَّ إِلَى أَزْوَاجِهِنَ‏  وَ اسْتَقْبَلْتُ بِهِنَّ الْحُكْمَ فِي الْفُرُوجِ وَ الْأَحْكَامِ وَ سَبَيْتُ ذَرَارِيَّ بَنِي تَغْلِبَ‏  وَ رَدَدْتُ مَا قُسِمَ مِنْ أَرْضِ خَيْبَرَ وَ مَحَوْتُ دَوَاوِينَ الْعَطَايَا  وَ أَعْطَيْتُ كَمَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم ‏ – يُعْطِي بِالسَّوِيَّةِ وَ لَمْ أَجْعَلْهَا دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ وَ أَلْقَيْتُ الْمِسَاحَةَ  وَ سَوَّيْتُ بَيْنَ الْمَنَاكِحِ‏  وَ أَنْفَذْتُ خُمُسَ الرَّسُولِ كَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ فَرَضَهُ‏  وَ رَدَدْتُ مَسْجِدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم  إِلَى مَا كَانَ عَلَيْهِ‏  وَ سَدَدْتُ مَا فُتِحَ فِيهِ مِنَ الْأَبْوَابِ وَ فَتَحْتُ مَا سُدَّ مِنْهُ وَ حَرَّمْتُ الْمَسْحَ عَلَى الْخُفَّيْنِ وَ حَدَدْتُ عَلَى النَّبِيذِ  وَ أَمَرْتُ بِإِحْلَالِ الْمُتْعَتَيْنِ‏  وَ أَمَرْتُ بِالتَّكْبِيرِ عَلَى الْجَنَائِزِ خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ‏   وَ أَخْرَجْتُ مَنْ أُدْخِلَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم فِي مَسْجِدِهِ مِمَّنْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم  أَخْرَجَهُ وَ أَدْخَلْتُ مَنْ أُخْرِجَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم  مِمَّنْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم  أَدْخَلَهُ‏  وَ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَى حُكْمِ الْقُرْآنِ وَ عَلَى الطَّلَاقِ عَلَى السُّنَّةِ – وَ أَخَذْتُ الصَّدَقَاتِ عَلَى أَصْنَافِهَا وَ حُدُودِهَا  وَ رَدَدْتُ الْوُضُوءَ وَ الْغُسْلَ وَ الصَّلَاةَ إِلَى مَوَاقِيتِهَا وَ شَرَائِعِهَا وَ مَوَاضِعِهَا  وَ رَدَدْتُ أَهْلَ نَجْرَانَ إِلَى مَوَاضِعِهِمْ‏  وَ رَدَدْتُ سَبَايَا فَارِسَ وَ سَائِرِ الْأُمَمِ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ صلی الله علیه وآله وسلم  إِذاً لَتَفَرَّقُوا عَنِّي وَ اللَّهِ لَقَدْ أَمَرْتُ النَّاسَ أَنْ لَا يَجْتَمِعُوا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَّا فِي‏ فَرِيضَةٍ وَ أَعْلَمْتُهُمْ أَنَّ اجْتِمَاعَهُمْ فِي النَّوَافِلِ بِدْعَةٌ فَتَنَادَى بَعْضُ أَهْلِ عَسْكَرِي مِمَّنْ يُقَاتِلُ مَعِي يَا أَهْلَ الْإِسْلَامِ غُيِّرَتْ سُنَّةُ عُمَرَ يَنْهَانَا عَنِ الصَّلَاةِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ تَطَوُّعاً وَ لَقَدْ خِفْتُ أَنْ يَثُورُوا فِي نَاحِيَةِ جَانِبِ عَسْكَرِي‏  مَا لَقِيتُ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ مِنَ الْفُرْقَةِ وَ طَاعَةِ أَئِمَّةِ الضَّلَالَةِ وَ الدُّعَاةِ إِلَى النَّارِ وَ أَعْطَيْتُ‏  مِنْ ذَلِكَ سَهْمَ ذِي الْقُرْبَى الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ‏ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ‏ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ‏  فَنَحْنُ وَ اللَّهِ عَنَى بِذِي الْقُرْبَى الَّذِي قَرَنَنَا اللَّهُ بِنَفْسِهِ وَ بِرَسُولِهِ ص‏  فَقَالَ تَعَالَى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ‏ فِينَا خَاصَّةً- كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ‏ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ‏ عَنْهُ‏ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ‏ فِي ظُلْمِ‏ آلِ مُحَمَّدٍ- إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ‏  لِمَنْ ظَلَمَهُمْ رَحْمَةً مِنْهُ لَنَا وَ غِنًى أَغْنَانَا اللَّهُ بِهِ وَ وَصَّى بِهِ نَبِيَّهُ صلی الله علیه وآله وسلم  وَ لَمْ يَجْعَلْ لَنَا فِي سَهْمِ الصَّدَقَةِ نَصِيباً أَكْرَمَ اللَّهُ رَسُولَهُ صلی الله علیه وآله وسلم  وَ أَكْرَمَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ أَنْ يُطْعِمَنَا مِنْ أَوْسَاخِ النَّاسِ فَكَذَّبُوا اللَّهَ وَ كَذَّبُوا رَسُولَهُ وَ جَحَدُوا كِتَابَ اللَّهِ النَّاطِقَ بِحَقِّنَا وَ مَنَعُونَا فَرْضاً فَرَضَهُ اللَّهُ لَنَا مَا لَقِيَ أَهْلُ بَيْتِ نَبِيٍّ مِنْ أُمَّتِهِ مَا لَقِينَا بَعْدَ نَبِيِّنَا صلی الله علیه وآله وسلم ‏ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ‏ عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.

[۵]. کافی، ج ۸، ص ۵۳-۶۳٫

[۶]. کافی، ج ۱، ص ۲۵٫

[۷]. یوسف: ۴۲٫

[۸]. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۶۵٫

برچسب ها