میراث حدیثی حضرت زهرا سلام الله علیها (مجلس پنجم)

دی, ۱۳۹۷ بدون نظر اندیشه, سخنرانی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد

و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله فی الأرضین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین

سینه تنگم مجال آه ندارد
گوشه چشمی به سوی گوشه‌نشین کن
گرچه سیه رو شدم غلام تو هستم
هر که گدایی ز آستان تو آموخت

جان به هوای لب است و راه ندارد
زان که جز این گوشه کس پناه ندارد
خواجه مگر بنده سیاه ندارد؟
دولتی اندوختی که شاه ندارد

یا صاحب الزمان

یک مسئله شرعی عرض کنم؛ در سجده نماز لازم است که هفت عضو بدن روی زمین باشد. پیشانی که باید روی مهر باشد و یا چیزی که بر آن سجده صحیح است؛ کف دو تا دست؛ سر دو تا زانو؛ نوک انگشت بزرگ پا. سؤال اول: آیا اگر غیر از این هفت عضو، عضو دیگری روی زمین بیاید، مثلاً صاعد یا بینی، اشکال دارد؟ خیر. بینی که مستحب است بر چیزی قرار بگیرد که سجده بر آن جایز است، یک مهر کوچک هم انسان بگذارد زیر بینی‌اش یا سنگ بگذارد.

دوم: یک جاهایی دو تا فرش به هم می‌رسد، در مسجدها و حسینیه‌ها، کف دست را که می‌گذارید روی آن قسمت به طور کامل مماس با زمین نیست، لااقل یک بار این را تجربه کرده‌اید؟ آیا اشکال دارید برای سجده؟ نه، همین که عرفا بگویند روی زمین است کافی است.

سوم: آن‌هایی که وظیفه‌شان این است که روی صندلی نماز بخوانند، آیا موقع سجده باید پایشان را طوری کنند که نوک انگشت بزرگ پایشان روی زمین باشد؟ نه، آن طرف انگشت بزرگ پا هم روی زمین باشد کافی است، نیازی نیست پایشان را به صورت عمودی قرار بدهند. پس اگر اعضای دیگر بدن روی زمین قرار بگیرد مانعی ندارد، جایی که فرش به هم رسیده به طور کامل دست مماس با زمین نیست آنجا هم اشکالی ندارد و سوم، کسی که وظیفه‌اش این است که روی صندلی نماز بخواند لازم نیست پایش را به صورت عمودی بگذارد، همینطور عادی هم اگر پا روی زمین باشد کفایت می‌کند. خداوند ما را با انجام وظایفمان آشنا بفرماید، به محضر حضرت علی بن موسی الرضا صلوات هدیه کنید.

بحث من در این دهه و در این هیئت محترم، دعاهای حضرت زهرا سلام الله علیها بود. چند شب جمله‌هایی از یکی از دعاهای صدیقه اطهر علیها السلام را صحبت کردیم، امشب این جمله را صحبت می‌کنیم: «یا حیّ یا قیوم برحمتک استغیث»[۱] ای خدای حی و قیوم، من به سبب رحمت تو طلب فریادرسی می‌کنم، به دادم برس؛ من به واسطه‌ی رحمتت از تو استغاثه می‌کنم. در جمله دیگری عرضه می‌دارد: «اللهم افتح لی خزائن رحمتک»[۲] خدایا گنجینه‌های رحمتت را برای من باز کن. رحمت خدا خیلی مهم است، همه‌ی موجودات عالم هر لحظه به رحمت خدا محتاج هستند. ده پانزده سال بود شاید هم بیشتر، بالای سر حضرت رضا نماز می‌خواندم، یک آقای معمم پیرمردی بعد از نماز (آن وقت من معمم نبودم) به من فرمود: خیال نکن که چهار رکعت نماز خواندی و دو تا ذکر گفتی، کار تمام است! این قدر ما برای آخرت محتاج رحمت خدا هستیم که این نماز و دعاها کم است. بعد گفت: من یک روز از یکی از اساتید اخلاقم خواستم که من را نصیحت کند که در اثر عبادت و علم عُجب من را نگیرد. به من گفت: فلانی، تو جمله‌ی اول دعای کمیل را دقت کن، امیرالمؤمنین عرضه می‌دارد: «اللهم إنّی اسألک برحمتک التی وسعت کلّ شیء» رحمتی که همه چیز را فرا گرفته است. تو احتیاج داری، مورچه هم احتیاج دارد، پشه هم احتیاج دارد، پس یک بنده‌ی ضعیف و صفر خدا هستی. الان که گفتم مورچه، یادم آمد از این روایت که در کافی شریف است؛ یک روز حضرت سلیمان با اصحابشان می‌رفتند به بیابان تا دعا کنند برای باران. حالا در عبارت روایت یادم نیست که دعا بود یا نماز، برای نماز باران و یا جهت دعا برای باران می‌رفتند به بیابان. خدایا به آبروی امام هشتم برف و باران رحمتت را بر این سرزمین نازل بفرما. حضرت سلیمان می‌دانید که زبان حیوانات را بلد بودند، زبان مورچه‌ها را بلد بودند؛ وسط راه دیدند که یک مورچه‌ای شاخکش را بالا گرفته و می‌گوید: «اللهم لا تهلکنا بذنوب بنی آدم»[۳] خدایا ما حیوان‌ها، یا ما مورچه‌ها را به خاطر گناهان آدمی‌زادها هلاک نکن. آنها گناه می‌کنند، ما چرا هلاک بشویم از بی‌آبی؟ سلیمان فرمود: الان باران می‌آید، برگردیم. معلوم شد به دعای گربه سیاه هم ممکن است باران بیاید، به دعای مورچه که آمده است. این رحمتی است که همه به آن احتیاج دارند «برحمتک التی وسعت کلّ شیء» و یک جاهایی بیشتر نیاز داریم، نزدیک مُردن، شب اول قبر.

این رحمت خدا به طور خاص در کجاها نازل می‌شود؟ این قدر این رحمت مهم است که وجود مقدس رسول اکرم محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلم) قرآن خطاب می‌کند: (وما أرسلناک إلّا رحمة للعالمین)[۴] به رسول الله خطاب می‌شود رحمة للعالمین؛ پیغمبری که این قدر اخلاقش نیکوست، این قدر مهربان است. بچه‌ای را دادند به رسول خدا ببوسد، طفل کوچکی بود، شروع کرد در دامن پیغمبر ادرار کردن. اصحاب گفتند: اِ اِ ! به تعبیر من فرمود: داد نزنید، این بچه ادرارش بند می‌آید، برایش ضرر دارد؛ کارش تمام شد و حضرت رفتند لباسشان را آب کشیدند. پیغمبری که با کسی اگر دست می‌داد رها نمی‌کرد تا او رها کند. یک کسی آمده بود به خدمت حضرت و می‌لرزید، فرمود: من پادشاه نیستم، نترس. اخلاق اینطور ‌[بود]، (إنّک لعلی خلق عظیم)[۵].

اهل بیت هم رحمت خدا هستند، در زیارت جامعه می‌خوانید: «والرحمة الموصولة» رحمت پیوسته دائمی خدا این چهارده نور پاک هستند. الان زیر این آسمان وجود نازنین حضرت ولی عصر ارواحنا فداه رحمت خداست. اما به طور خاص یک جاهایی ائمه علیهم السلام فرموده‌اند که رحمت خدا نازل می‌شود. من چند تایش را امشب می‌خواهم بشمارم، جاهایی که به طور خاص رحمت خدا نازل می‌شود.

۱٫ در حال نماز؛ این حدیث را از امام صادق علیه السلام بشنوید: «إذا قام المصلی إلی الصلاة نزلت علیه الرحمة من أعنان السماء إلی أعنان الأرض» وقتی نمازگزاری به نماز می‌ایستد، رحمت از بالای آسمان تا اعنان زمین برایش نازل می‌شود، رحمت او را فرا می‌گیرد. «وحفّت به الملائکة» ملائکه دورش را می‌گیرند. این نمازی که حالا بعضی از ما به صورت کله ملقی می‌خوانیم و منتظریم رکعت چهارم بشود تا تمام بشود، نماز را ببین که چیست! می‌گوید ملائکه دورش را می‌گیرند، البته به شرطی که لباس پاک، بدن پاک، زمین غصبی نباشد، بالاخره این شرایط را دارد. «وناداه ملکٌ» یک فرشته‌ای به این آقا یا خانم نمازگزار ندا می‌کند: «لو یعلم هذا المصلی ما فی الصلاة ما انفتل»[۶] اگر این نمازخوان می‌دانست که در نماز چیست، نماز را رها نمی‌کرد.

می‌گویند وقتی حجر بن عدی را دستگیر کرد معاویه، سربازان معاویه قرار شد که بچه‌ حجر را اول بکشند، بعد هم خود حجر را بکشند. قبل از این که حجر را بکشند به او گفتند: دو رکعت نماز بخوان. رفت دو رکعت نماز خواند، گفتند: دمِ مُردنت است این قدر نماز را طول دادی؟! ظاهرا فرموده بود: تا به حال به عمرم نمازی به این سرعت نخوانده بودم. امام سجاد علیه السلام، هر نمازشان نماز خداحافظی بود. یکی از حاجتهایی که این شبها از حضرت زهرا داشته باشید نماز خوب است. پدر علامه مجلسی یک شب داشت نماز شب می‌خواند و مناجات می‌کرد، یک آن این احساس به او دست داد که الان دعایی که بکند مستجاب است. همان آن صدای علامه مجلسی، اسم پدر علامه مجلسی علامه محمدتقی مجلسی است، اسم خود علامه مجلسی صاحب بحار محمدباقر است. همان آن صدای محمدباقر را از گهواره شنید دارد گریه می‌کند، حالا دست مثلاً به قنوت برداشته و دارد با خدا مناجات می‌کند؛ گفت خدایا این پسر من را مروّج دین و حامی شریعت سیّد المرسلین قرار بده؛ دعا مستجاب شد، علامه محمدباقر مجلسی شد آفتابی که در آسمان دین تا ابد می‌درخشد. رحمت موقع نماز می‌گیرد انسان را.

دوم: گریه در حال سجده؛ می‌دانید که نزدیکترین حالت انسان به خدا در حال سجده است. اگر در این حال کسی گریه کند، چیزهایی به دست می‌آورد. حدیث را از امام باقر بشنوید که فرمود: «إنّ التضرع والصلاة من الله تعالی بمکان» زاری و نماز و تضرع نزد خدا جایگاه ویژه دارد. «إذا کان العبد ساجداً» وقتی که بنده‌ای به سجده می‌رود «فإن سالت دموعه» اگر اشک هایش جاری بشود «فهنالک تنزل الرحمة» آنجا رحمت نازل می‌شود. «فاغتنموا فی تلک الساعة المسألة»[۷] وقتی در سجده هستی و داری گریه می‌کنی، درخواست را مغتنم بشمار. یکی از اساتید من گفت یک جوان هفده هیجده ساله‌ای را ده یازده سال پیش جلوی ضریح امام رضا دیدم، از حفظ زیارت جامعه را می‌خواند و گریه می‌کرد. از گریه او اطرافیانش به گریه افتادند. این قدر باحال می‌خواند که همه گریه می‌کردند، تا رسید به این عبارت: «فثبتنی الله ابداً ما حییت علی موالاتکم ومحبتکم ودینکم» تا من زنده هستم خدا من را بر موالات و محبت و دین شما ثابت قدم بدارد. یک جمله هم به فارسی در آن وسط گفت: یا امام رضا، دعای من ارزشی ندارد مگر شما آمین بگویید، به این دعا شما آمین بگویید. آمد بالای سر امام رضا علیه السلام – این قصه مال قرن پنج و شش نیست، مال همین زمان عصر تکنولوژی است – شروع کرد نماز یاسین و الرحمن از حفظ خواندن. عصر جمعه دو تا دعا خیلی سفارش شده است یکی صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی که در مفاتیح است، یکی هم دعای عصر غیبت امام زمان که اواخر مفاتیح است. گفت: در قنوتش از حفظ صلوات ابوالحسن ضراب را می‌خواند، در سجده‌ی آخر من دقت کردم از حفظ دعای هفت هشت صفحه‌ای را می‌خواند؛ تازه محاسنش درآمده بود. سر از سجده برداشت، ردّ اشکش روی سنگ بالای سر مانده بود. اینها را به شما می‌گویم که بدانیم وقتی دو ساعت می‌آییم به هیئت، خیلی شاهکار نکرده‌ایم؛ خیلی‌ها از ما جلوتر هستند در معنویات. و این که فرموده‌اند در مسائل مادی به پایین‌تر از خودت نگاه کن، در مسائل معنوی به بالاتر از خودت نگاه کن، شاید این توصیه بزرگان است. ردّ اشکش روی سنگ حرم حضرت رضا مانده بود. بعد هم نمازش تمام شد و سلام داد و رفت. اصلاً گریه را خدا می خرد، گریه موقع رضا به جای خودش، خیلی هم عالی است؛ امّا گریه‌های دیگر هم داریم. یک بنده خدایی داشت جان می‌داد، همسرش کنار بسترش گریه می‌کرد، گفت: خانم، گریه نکن؛ سی‌سال برای همین لحظه‌ خودم گریه کردم، تو دیگر الان گریه نکن. تا حالا چند تا شد؟ یک: نماز و دوم: گریه در حال سجده. گاهی با خدا کار داری، سرت را بگذار روی مهر و شروع کن به گریه کردن، بعد با او حرف بزن. حاج آقا ما تا حالا از این کارها نکرده‌ایم، حالا شروع کن، طوری نمی‌شود. با خدا رفیق شو، ببین چه مزه‌ای دارد؛ من که نشدم.

سومین چیزی که سبب نزول رحمت است، صدقه است؛ امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «الصدقة تستنزل الرحمة»[۸] صدقه طلب نزول رحمت می‌کند، یا رحمت را نازل می‌کند. صدقه به خصوص در فامیل به رحم گرفتار، پسرخاله‌ات گرفتار است، پسرعمویت گرفتار است، خانم شما دختر خاله‌ات گرفتار است؛ آن هم صدقه در حالت پنهانی چقدر ثواب دارد. رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «صدقة السرّ تطفئُ غضب الربّ»[۹] صدقه پنهانی آتش غضب خدا را خاموش می‌کند، آن صدقه‌ای که کسی نفهمد. الان کسی هست، مثلاً برادر می‌داند که خواهرش گرفتار است، ماه به ماه برای کارتش پول می‌ریزد، مثلاً او هم نمی‌داند که این ریخته است، فقط توسط یک فامیلی که از گرفتاری آنها خبر دارد و آنها هم می‌دانستند که این می‌داند، گفته ماهی یک بار کارت عابر بانکت را چک کن. این قیمت دارد پیش خدا! صدقه رحمت خدا را نازل می‌کند، به خصوص در همین ایام که بعد از شهادت سال نزدیک است. به هر مقداری که آدم در توانش است، بلا را دور می‌کند! چه بسیار بلاهایی که با صدقه دور می‌شود. و به خصوص ارحام گرفتار.

چهارم: عفو و گذشت؛ چهارمین عاملی که سبب نزول رحمت است عفو و گذشت است. این حدیث از امیرالمؤمنین سلام الله علیه است که فرمود: «بالعفو تستنزل الرحمة»[۱۰] به سبب عفو و گذشت طلب نزول می‌شود از رحمت، رحمت آورده می‌شود. کسی به شما بدی کرده است، می‌گویید من تا انتقام نگیرم رهایش نمی‌کنم؛ بگذر. به شما در یک جمعی توهین کرده است، کوچک کرده است شما را، بگذر. «اللّهمّ إنّک عفو تحب العفو»[۱۱] خدایا تو اهل عفو و بخشش هستی و عفو را هم دوست داری. گاهی آقایان وخانم‌ها، یک جمله‌ای را که می‌شنوی باید قبرش کنید. قبر عیوب کجاست؟ امیرالمؤمنین سلام الله علیه می‌فرماید: «الاحتمال قبر العیوب»[۱۲] تحمل بدی‌ها قبر عیوب است. یک جمله‌ای به شما گفته است که شما ناراحت شده‌اید، قبرش کن با تحمل. پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در یک غزوه‌ای با یارانشان می‌رفتند، باران باریدسیلاب راه افتاد، بین پیغمبر و یاران جدایی افتاد. یک مشرکی به نام غورث سوار بر اسب بود، شمشیرش را کشید و گفت الان می‌روم پیغمبر را می‌کشم. از آن بالا داشت به رسول خدا نزدیک می‌شد، صدا زد: «من ینجیک منّی یا محمّد» چه کسی تو را از دست من نجات می‌دهد؟ رسول خدا قریب به این مضمون: «ربک و ربی» رب تو و رب من، من را از دست تو نجات می‌دهد. امام صادق طبق این نقل فرمودند: «فنسفه جبرئیل» جبرئیل هولش داد از بالای اسب به پایین، افتاد زمین غورس، رسول خدا آمدند شمشیرش را برداشتند و نشستند روی سینه‌اش؛ فرمودند: «من ینجیک منی یا غورث» حالا چه کسی تو را از دست من نجات می‌دهد؟ صدا زد: «جودک وکرمک»[۱۳]. دشمن است، الان می‌خواسته پیغمبر را بکشد، می‌خواسته خون پیامبر را بریزد، صدا زد: جود و کرمت من را از دست تو نجات می‌دهد. رسول خدا شمشیر را گذاشتند و رهایش کردند و رفت. عفو رحمت را نازل می‌کند.

چهارتایش را من گفتم، باز هم هست در روایات، منتها وارد مقدمه روضه می‌شوم، به بحثم هم مربوط است. من دعای حضرت زهرا را گفتم: «اللّهمّ افتح لی خزائن رحمتک»[۱۴] خدایا گنجینه‌های رحمتت را برای من بگشا. چه چیزهایی، در چه زمینه‌هایی و در چه زمان‌هایی رحمت خدا نازل می‌شود؟ از روایات چهارتایش را گفتم، یکی هنگام نماز، دوم گریه در حال سجده، سوم صدقه، چهارم عفو و بخشش. یکی از جاهایی که رحمت در قیامت نازل می‌شود، آن را هم برایتان بگویم که رسول خدا فرمود: دخترم فاطمه زهرا سوار بر یک ناقه بهشتی می‌شود، با چه جلالی، با چه جبروتی «وجبرئیل آخذ بخطام الناقة» جبرئیل افسار ناقه را گرفته، می‌آید وسط صحنه محشر و داد می‌زند، «ینادی بأعلی صوته غضّوا أبصارکم» جبرئیل داد می‌زند: چشم‌هایتان را ببندید «حتّی تجوز فاطمة» فاطمه زهرا می‌خواهد رد بشود. رفقا چند میلیارد جن، چند میلیارد انسان، چند میلیارد فرشته آنجا هستند؟ همه مقهور عظمت زهرایند. «فلا یبقی یومئذ نبی ولا رسول ولا صدیق ولا شهید إلا غضّوا أبصارهم» آن روز هیچ پیامبری، رسولی، شهیدی، صدیقی نمی‌ماند مگر این که چشم‌هایشان را می‌بندند. می‌آید جلو و عرضه می‌دارد: «الهی و سیدی احکم بینی وبین من ظلمنی» بین من و آن‌هایی که به من ظلم کردند خودت حکم کن، آن‌هایی که در را با لگد زدند به پهلویم، آن‌هایی که مرا بین در و دیوار گیر انداختند. «اللّهمّ احکم بینی وبین من قتل ولدی» خدایا حکم کن بین من و آن‌هایی که بچه‌هایم را کشتند. «فالنداء من قبل الله» خدای متعال ندا می‌کند: «یا حبیبتی وابنة حبیبی» ای حبیبه من، ای محبوب من، ای دختر محبوب من «سلینی تعطی» تو بخواه، من به تو عطا کن، چه می‌خواهی امروز؟ «فتقول: الهی و سیدی ذریتی وشیعتی وشیعة ذریتی ومحبیّ» خدایا بچه‌هایم، خدایا شیعیانم، خدایا شیعیان بچه‌های من، خدایا دوستانم، دوستداران بچه‌های من. «فإذا النداء من قبل الله» خدا ندا می‌کند: «أین ذریة فاطمة وشیعتها؟» بچه‌های فاطمه کجا هستند؟ پیروان فاطمه کجا هستند؟ «ومحبوها ومحبو ذریتها»[۱۵] دوستان فاطمه کجا هستند؟ دوستداران بچه‌های فاطمه کجا هستند؟ ان شاء الله اسم ما را هم بنویسند، ان شاء الله مارا قلم نگیرند، گناه ما را بدبخت نکند. روایت دارد که حضرت زهرا جلو می‌افتد، اینها به دنبال فاطمه زهرا؛ ملائکه رحمت دورشان را می‌گیرند و می‌روند در بهشت.

صلّی الله علیک ایتها الصدیقة الشهیدة، امشب فرمودند از در و دیوار بخوانیم. ای کاش در مدینه یک لات پیدا می‌شد. من ارزشی ندارم، امّا اگر به خاطر شما کتک بخورم تا آخر عمر می‌سوزم. عبارت خود بی‌بی است «رکل الباب برجله» با لگد به در خانه زد، من پرت شدم، در حالی که فرزندی در شکم داشتم. می‌فرماید: «والنار تسعر فی وجهی»[۱۶] شعله‌های آتش به صورتم می‌زد. یک وقت صدا زد: «یا ابتا یا رسول الله هکذا یفعل بابنتک وحبیبتک»[۱۷] بابا ببین با دخترت، با عزیزت چه می‌کنند؟

بین دیوار و در و آتش و در     بهر طفلم کردم احساس خطر

هر چه نیرو داشتم بردم به کار      حفظ گردد غنچه‌ام زاسیب خار

بازویم کم‌کم که از کار اوفتاد      کار با مسمار و دیوار اوفتاد

چون که باطل با حقیقت درفتاد       آیه‌ای از سوره‌ی کوثر فتاد

کنایه‌فهم‌ها! این یک بیت را بگویم، گاهی در تنهایی به یادت بیاور و گریه کن:

نام خود را خصم داغ ننگ زد     دید با خود شیشه دارم، سنگ زد

پایان



[۱]. بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۱۷٫

[۲]. «اللّهمّ افتح لنا خزائن رحمتک». بحار الانوار، ج ۸۷، ص ۳۳۸٫

[۳]. «اللّهمّ إنّا خلق من خلقک … فلا تهلکنا بذنوب بنی آدم». کافی، ج ۸، ص ۲۴۶٫

[۴]. انبیاء / ۱۰۷٫

[۵]. قلم / ۴٫

[۶]. کافی، ج ۳، ص ۲۶۵٫

[۷]. مکارم الاخلاق، ص ۳۱۷٫

[۸]. عیون الحکم و المواعظ، ص ۶۷، ح ۱۷۱۰٫

[۹]. کافی، ج ۴، ص ۷٫

[۱۰]. غرر الحکم و درر الکلم، ص ۳۰۳، ح ۱۳۹٫

[۱۱]. بحار الانوار، ج ۸۳، ص ۳۲۴٫

[۱۲]. نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص ۴۶۹٫

[۱۳]، کافی، ج ۸، ص ۱۲۷٫

[۱۴]. «اللّهمّ افتح لنا خزائن رحمتک».

[۱۵]. امالی (صدوق)، ص ۱۸٫

[۱۶]. «… وَ رَكَلَ‏ الْبَابَ‏ بِرِجْلِهِ‏ فَرَدَّهُ عَلَيَّ وَ أَنَا حَامِلٌ فَسَقَطْتُ لِوَجْهِي وَ النَّارُ تَسَعَّرُ، وَ صَفَقَ وَجْهِي بِيَدِهِ …». الهدایة الکبری، ص ۱۷۹٫

[۱۷]. «وَ قَالَتْ: يَا أَبَتَاهْ! يَا رَسُولَ اللَّهِ! هَكَذَا كَانَ يُفْعَلُ‏ بِحَبِيبَتِكَ‏ وَ ابْنَتِكَ». بحار الانوار، ج ۳۰، ص ۲۹۴٫

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *