غضب فاطمه غضب خداست

دی, ۱۳۹۷ بدون نظر اندیشه, کوتاه و خواندنی

بسم الله الرحمن الرحیم

در این مقاله قصد داریم با بررسی تاریخ بفهمیم دختر پیامبر خدا حضرت زهرا صلوات الله و سلامه علیهما چه جایگاهی در کلام وحی و در بین مردم هم عصر خود داشته و بر خورد مردم مدینه در آن عصر با ایشان چگونه بوده است؟!

جایگاه حضرت زهرا سلام الله علیها نزد همه فرق مسلمین جایگاهی عظیم است، اما در این میان شیعیان بر اساس آموزه های مکتب وحی مقامات ویژه ای در شأن آن حضرت مثل علم، عصمت و مقام عظمی ولایت الهی قائل هستند.

در این مقاله تلاش شده از روایاتی استفاده گردد که مورد اتفاق همه فرق مسلمین می باشد، به همین دلیل از روایاتی که نزد شیعیان معتبر بوده و در کتب اهل سنت نیز موجود می باشد، استفاده شده است تا کسانی که اهل سنت هستند هم همراه با شیعیان پیرامون حضرت زهرا سلام الله علیها به وحدت عقیده و نتیجه ای واحد برسند.

روایات متعددی درباره فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها مثل علم، صبر، مردم داری، انفاق لباس عروسی در شب عروسی، رفتار نرم و ملایم با فرزندان و همسر، بخشش غذا در حالیکه خود گرسنه بودند به مسکین و یتیم و اسیر، دعا برای همسایگان قبل از دعا برای خود و کمک به فقرا و… به وفور در کتب موجود بوده، که هرکدام از آنها گوشه ای از شخصیت آن بانو را بر ما روشن می کند. اما آنچه توجّه ما را به خود جلب کرد روایتی است که تمام فضائل و کمالات انسانی را دربر می گیرد، روایتی که متواتر معنوی بوده و به وفور در کتب شیعه و سنی یافت می شود و در واقع یک اصل بنیادین در دین اسلام به شمار می رود، در این روایت حضرت رسول صلی الله علیه وآله فرمودند:

انَّ الله عزَّ و جلَّ یَغضِبُ لِغضبِ فاطمة ویَرضی لرضاها.

همانا خدای متعال به غضب فاطمه، غضب می‌کند؛ و به خشنودی او، خشنود می‌شود. (۱)

برای فهم دقیق معنی این روایت بهتر است مثالی بزنیم: کلاس درسی را فرض کنید با تعدادی دانشجو و یک استاد، در این کلاس برخی از دانشجویان با دقّت زیاد به صحبت های استاد گوش می دهند و درس را خوب یاد می گیرند، این دانشجویان از شأن بالایی نزد استاد برخوردارند، اما از بین همه آنها دانشجویی شأن و جایگاه بالاتری دارد که وقتی استاد قصد ترک کلاس را دارد، او را جانشین خود کرده و به سایر دانشجویان می گوید: حرف این فرد حرف من است و خواست او خواست من می باشد، چنین دانشجویی بالاترین درجه اعتماد را نزد استاد کسب کرده است و استاد مطمئن است که او در غیابش خطا نکرده و مخالف میلش رفتار نمی کند.

خداوند متعال از طریق حضرت رسول صلوات الله علیه و آله، حضرت زهرا سلام الله علیها را به عنوان معیار شناخت حق و باطل به ما معرفی کرده و به ما فهمانده است: اگر می خواهید بدانید که من کجا و در چه موضعی و نسبت به چه کسی غضبناک می شوم، به فاطمه نگاه کنید و ببینید آیا او در آن مورد غضبناک است؟ که اگر بود من هم هستم. و اگر می خواهید بدانید که من کجا و در چه موضعی راضی هستم به فاطمه نگاه کنید و موضع گیری او را بسنجید.

طبق این روایت خواستِ حضرت زهرا سلام الله علیها همیشه و همیشه مطابق با خواستِ خدای متعال می باشد، و حضرت زهرا سلام الله علیها هرگز و در هیچ موضعی به خاطر امور دنیایی و تمایلات شخصی در مقابل افراد موضع گیری نمی کرده اند و هرگونه بروز خشم و رضایت در ایشان خالی از تمایلات شخصی بوده و عملی خداپسندانه و مورد رضایت پروردگار می باشد. این فضیلت، بالاترین فضیلت انسانی است، و در واقع همان مقام عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد.

پس با این میزان و سنگ محکی که خدا به ما داده است می توانیم همه چیز را بسنجیم و با خواست و رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها تطبیق دهیم تا بفهمیم که رضایت و سخط خداوند در چیست.

با همین دید نگاهی به مردم مدینه زمان پیغمبر صلوات الله علیه وآله می اندازیم تا ایشان را بهتربشناسیم و بدانیم که آیا واقعاً پروردگار از همه ایشان راضی بوده، به همین منظور باید بدانیم که حضرت زهرا سلام الله علیها چه موضعی در قبال ایشان داشته اند؟ و آیا در آن زمان کسی بوده که مورد غضب حضرت زهرا سلام الله علیها قرار گرفته باشد؟؟!

به همین منظور به سراغ اسناد تاریخی رفتیم، در کتاب صحیح بخاری که از معتبر ترین کتب اهل سنت می باشد، به نقل از عایشه دختر ابابکر بیان شده است:

فغضبت فاطمة بنت رسول الله، فهجرت ابابکرٍ فلم تزل مهاجرته حتّی تُوُفّیتْ. (۲)(۳)

فاطمه بر ابوبکر غضبناک شد و با او قطع رابطه کرد و این قطع رابطه و قهر وی تا وفاتش ادامه یافت.

پس خلیفه اول حضرت زهرا سلام الله علیها را غضبناک کرده و این غضب، دائمی بوده تا حدی که حضرت حاضر نشدند با او ارتباط برقرار کنند و تا زمان شهادتشان هم او را نبخشیدند!!!!

باید ببینیم که خلیفه اول چه کرده بود که این میزان الهی که کانون عطوفت و رحمت است تا این حدّ به خشم آمده است؟؟!!!

برای یافتن پاسخ درماجراهای بعد از شهادت پیغمبر صلی الله علیه وآله به دنبال سرنخی گشتیم که علت این غضب دائمی و ابدی را بیابیم. دراین بررسی تاریخی با کمال ناباوری به اسنادی برخورد کردیم که در آنها جنایاتی که منجر به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها شده بود شرح داده شده، و از آن مهم تر در اسناد اهل سنت به نقش محوری خلیفه اول و دوم در شکل گیری این جنایات تصریح شده بود.

لازم به ذکر است: وقایعی که منجر به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها شده است، عموما از جانب علمای اهل سنت انکار می شود، به همین منظور ما از منابع اهل سنت در ارائه مطالب خود استفاده کردیم تا دوستان غیر امامی هم با ما پیرامون مصائب حضرت زهرا سلام الله علیها هم عقیده شوند.

به همین منظور به صورت گذرا به بخش کوچکی از آنچه در کتب تاریخی موجود است، اشاره می کنیم:

بلاذری، از علمای بزرگ اهل سنت در انساب الاشراف آورده است که خلیفه اول بعد از اینکه از مردم برای خلافتش بیعت گرفت، چون حضرت علی علیه السلام حاضر به بیعت نشدند، عمر ابن خطاب را به سراغ امیرالمؤمنین علیه السلام فرستاد و دستور حمله به خانه علی را صادر کرد و گفت:

قال: ائتنی به بأعنف الْعنف. (۴)

او (یعنی حضرت علی) را به سخت‌ترین وضعیّت ممکن نزد من آورید.

إن أبوا فقاتلهم فأقبل عمر بقبس من نار على أن یضرم علیهم الدار فلقیته فاطمة فقالت: یابن الخطاب ! أجئت لتحرق دارنا ؟ قال : نعم أو تدخلوا فیما دخلت فیه الأمة فخرج علی حتى دخل على أبی بکر. (۵)

یعنی: اگر امتناع ورزیدند از آمدن با آنها بجنگ. . عمر با شعله آتشى که همراه داشت و آن را به قصد آتش زدن خانه فاطمه(علیها السلام)برداشته بود، به سوى آنها حرکت کرد. فاطمه(علیها السلام)گفت: یابن الخطاب اجیت لتحرق دارنا؟ اى پسرخطاب! آتش آورده اى خانه مرا بسوزانى؟ گفت: بلى، مگر این که به آنچه امت در آن داخل شده اند (بیعت با ابوبکر) شما هم داخل شوید.

ابن قتیبه می گوید:

فدعا بالحطب وقال : والذی نفس عمر بیده . لتخرجن أو لأحرقنها على من فیها ، فقیل له یا أبا حفص . إن فیها فاطمة ؟ فقال وإن …

فوقفت فاطمة رضی الله عنها على بابها ، فقالت : لا عهد لی بقوم حضروا أسوأ محضر منکم ، ترکتم رسول الله صلى الله علیه وسلم جنازة بین أیدینا ، وقطعتم أمرکم بینکم ، لم تستأمرونا ، ولم تردوا لنا حقا . (۶)

رهبر مهاجمان دستور داد هیزم بیاورید و فریاد زد: به خدایی که جان عمر در دست اوست، یا قطعاً خارج میشوی، یا اینکه حتماً آن [خانه] را بر سر هرکه در آن است، به آتش میکشم.

پس به او گفتند: ای اباحفص! در این خانه، فاطمه است!

پاسخ گفت: حتّی اگر او باشد…

فاطمه جلوی درب ایستاد و گفت: هیچ مردمی همچون شما دیدارشان برای من، بد و نفرتانگیز نیست.

جنازه رسول خدا[صلّی‌الله‌علیه‌وآله] را بر روی دستهای ما تنها گذاشتید و کار خلافت را میان خود قطعه قطعه کردید، و در این خصوص از ما جویا نشدید، و حق را به ما بازنگرداندید.

بلاذری می گوید:

فاطمه سلام الله علیها در پشت در با خلیفه دوم مواجه شده و گفت : “ای پسر خطّاب ! آیا تو را در حال آتش زدن خانه ام می بینم؟!” عمر گفت:”آری ! این کار من آنچه را که پدرت آورده محکم تر می سازد.!!!” (۷)

جالب است که زمامداران می خواهند دین پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله را با آتش زدن خانه دردانه رسول خدا و فرزندان کوچکش حفظ کنند. خانه ای که حتی عزرائیل برای ورود به آن اذن می خواست، و مردم مدینه شاهد بودند که رسول خدا بارها پشت در این خانه ایستاده و بر اهل این خانه سلام کرده و آیه تطهیر در شأنشان تلاوت فرموده بود! خانه ای که در آن کسی نبود جز برادر رسول خدا و بانوی داغدارش که شش ماهه باردار بود به همراه چهار طفل خردسال….

شهر ستانی از علمای اهل سنت می نویسد: نظام که چهارمین شخصیت برجسته معتزله است معتقد بود:

إن عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتى ألقت الجنین من بطنها وکان یصیح أحرقوا دارها بمن فیها وما کان فی الدار غیر علی ، وفاطمة ، والحسن ، والحسین . (۸)

عمر در روز بیعت به شکم فاطمه ( علیها السلام) ضربه زد که منجربه سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد . عمر فریاد می زد این خانه را با هر که در آن است به آتش بکشید ؛ و در خانه به جز علی و فاطمه و حسن و حسین کسی نبود .

بخاری در صحیح خود آورده است:

همانا فاطمه دختر رسول خدا فردی را نزد ابوبکر فرستاد و میراث خود از رسول خدا را، از او طلب نمود.

این مطالبه شامل: فیء، فدک و باقیمانده خمس خیبر بود…

امّا ابوبکر از این که چیزی از این اموال را به وی پس بدهد، خودداری ورزید. (۹)

هرچند هر کدام از آنچه که ذکر شد از هجوم به خانه و حی (۱۰) ، هتک حرمت اهل بیت پیغمبر صلوات الله علیهم، لطمات جسمانی حضرت زهرا سلام الله علیها ، سقط حضرت محسن علیه السلام و ربوده شدن و غصب اموال شخصی حضرت زهرا سلام الله علیها، به تنهایی برای غضب دائمی که معادل غضب خداست کافی می باشد، اما بهتر است از دختر رحمةٌ للعالمین بپرسیم: ای بانو شما بیان بفرمایید که چه عاملی تا این حد شما را به خشم آورده و آزرده که حاضر نشدید حتی تا لحظه شهادتتان دست از آن بردارید ؟!!

ابن ابی الحدید معتزلی (متوفّی ۶۵۶ ق) در شرح نهج البلاغه ج۱۶ ص۲۳۴ نقل کرده که وقتی زنان مهاجر و انصار از وضع وخیم حضرت زهرا سلام الله عیها آگاه شدند، به عیادت ایشان رفتند و پرسیدند: چگونه صبح کردی ای دختر رسول خدا؟ و حضرت در پاسخ فرمودند:

صبح کردم و حال آنکه نسبت به دنیای شما کاره و بی میلم، نسبت به مردانتان غضبناکم…

به آنان بغض ورزیدم آنگاه که در حالاتشان تعمّق ورزیدم …

برای خویشتن چه بد ذخیره هایی پیش پیش فرستادند. که خدا بر آنان خشم بر گفت و در عذاب جاودانه خواهند بود.

وای بر آنان! آنان چگونه خلافت رسول خدا را از مواضع ثابته و بنیانهای نبوت دور ساختند. و از خانه ای که جبرئیل در آن فرود می آمد به خانه دیگری بردند. و از دست افراد کاردانی که به امور دنیا و دین وارد بودند. بدانید که این زیان بزرگی است. و چه باعث شد که از علی عیبجویی کنند؟ عیب اورا گفتند چون شمشیرش خویش و بیگانه و شجاع و غیر شجاع را نمی شناخت. و اینکه او نسبت به مرگ بی اعتنا بود. … و غضب او در راه رضای خدا بود.

و سوگند به خدا اگر مردان شما نمی گذاردند که زمام از دست ایشان بیرون رود و زمام امور خود را که پیامبر به علی واگذار فرموده بود بدست وی سپرده بودند. آنرا به ملایمت و سهولت راه می برد. و این شتر(خلافت) را سالم به مقصد می رسانید. و حرکتش حرکتی رنج آور نمی شد…

…ای کاش می دانستم به چه پناهگاهی تکیه داده اند؟ و کدام ستون را پشتیبان گرفته اند؟ و به کدامین ریسمان تمسّک جسته اند؟ و عجب سرپرست بد و دوست نا بابی انتخاب نموده اند. و برای ظالمین چه بَدَل بدی است…

وای برآنان! آیا آن کس که به حق راه یافته است سزاوار پیروی است یا آنکه راه نیافته و ابتدا باید خود راه یابد، وای بر شما چه بد حکم می کنید.

اما به جان خودم سوگند، نطفۀ این فساد بسته شده است. و انتظار کشید تا این مرض فساد در پیکر اجتماع اسلامی منتشر شود. از پستان شتر پس از این خون بدوشید. وزهری که به سرعت هلاک می کند. در اینجا است که بر راه باطل روندگان زیان می کنند. و مسلمانان بعدی خواهند دانست عاقبت اعمال مسلمانان صدر اسلام چه بوده است. و قلبتان با فتنه ها آرام خواهد گرفت …

همانطور که دیدید حضرت زهرا سلام الله علیها – محور شناخت غضب و رضایت الهی – به خاطر غصب خلافت حقّه امیرالمؤمنین علیه السلام از زمامداران غضبناک بودند، زیرا ایشان دین خدا را از مسیری که خدای متعال تعیین فرموده بود خارج کرده و فتنه و فساد را منتشر کردند.

حضرت زهرا سلام الله علیها برای اینکه راه را برتمام مسلمانان تا آخر تاریخ روشن کنند، وصیت کردند که حضرت علی علیه السلام ایشان را شبانه و مخفیانه دفن کنند، تا موضع گیری ایشان نسبت به خلیفه اول و خلیفه دوم برای همه مسلمانان روشن شود.

ابن ابی الحدید معتزلی در ارزیابی نقلهای «وصیّت حضرت زهراعلیهاالسّلام به دفن شبانه» مینویسد:

بل یقع الاحتجاج بـذلک علی ما وردت به الرّوایات المستفیضة الظاهرة الَّتی هی کالتَّواتر، انـَّها اوصت بان تدفن لیلا حتّی لایصلّی الرّجلان علَیها و صرَّحتْ بذلک و عهِدت فیهِ… (۱۱)

روایات مستفیضه که در حدّ تواتر است، دلالت میکند که ایشان وصیّت نمود که وی را شبانه دفن کنند؛ برای آن که آن دو مرد [ابوبکر و عمر] بر او نماز نخوانند…

و به این خواستهاش تصریح و تأکید فرمود و بر انجام آن، پیمان گرفت…

و در جاى دیگر مى‌نویسد:

وأما إخفاء القبر، وکتمان الموت، وعدم الصلاة، وکل ما ذکره المرتضى فیه، فهو الذی یظهر ویقوی عندی، لأن الروایات به أکثر وأصح من غیرها، وکذلک القول فی موجدتها وغضبها. (۱۲)(۱۳)

مخفى کردن مرگ فاطمه (سلام الله علیها) و محل دفن او و نماز نخواندن ابوبکر و عمر و هر آن چه که سید مرتضى گفته است، مورد تأیید و قبول من است؛‌ زیرا روایات بر اثبات این موارد صحیح‌تر و بیشتر است و همچنین ناراحتى و خشم فاطمه بر شیخین نزد من از اقوال دیگر اعتبار بیشترى دارد.

در پایان توجّه شما خواننده تیزبین را به این آیه ی قرآن جلب می کنیم:

خداوند می فرماید:

یا أَیّها الّذین آمنوا لا تتولَّوا قوما غضب اللّه علیهم قد یئسوا من الآخرةِ کما یئس الْکفَّار من أَصحاب القبورِ(۱۴)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! با قومى که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستى نکنید؛ آنان از آخرت مأیوسند همان‏گونه که کفار مدفون در قبرها مأیوس مى‏باشند!

منابع:

۱- برخی از مشاهیر اهل سنّت که این قبیل احادیث را نقل یا ثبت کرده‌اند، عبارت اند از:

ـ ابن‌مثنّی بصری (متوفّای ۲۵۲)ر.ک: ذخائر العقبی، ص ۸۲ ـ ۸۳ .ـ ابوبکربن ابی‌عاصم (متوفّای ۲۸۷)ر.ک: الاِصابه، ج ۸، ص ۵۷؛ شرح المواهب، ج ۴، ص ۳۳۰ .ـ ابویعلی موصلی (متوفّای ۳۰۷)ر.ک: کنز العُمّال، ج ۱۲، ص ۱۱۱، ح ۳۴۲۳۸؛ مُسند ابی‌یَعلی، ج ۱، ص ۱۹۰ .ـ ابوالقاسم طَبَرانی (متوفّای ۳۶۰)ر.ک: معجم الکبیر، ج ۱، ص ۱۰۸، ح ۱۸۲؛ ج ۲۲، ص ۴۰۱، ح ۱۰۰۱ .ـ حاکم نیشابوری (متوفّای ۴۰۵)ر.ک: المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۶۷، ح ۴۷۳۰٫[با توجّه به این که حاکم نیشابوری در کتاب خود، احادیث صحیح را طبق شروط بُخاری و مُسلم آورده است؛ باید گفت: حدیث فوق، بر طبق مبنای بخاری و مسلم، صحیح است و مورد قبولِ آن‌ دو نیز می‌باشد.]ـ ابوسعد خرگوشی (متوفّای ۴۰۶) ر.ک: ذخائر العقبی، ص ۸۲ ـ ۸۳ .ـ ابونعیم اصفهانی (متوفّای ۴۳۰) ر.ک: کنز العُمّال، ج ۱۲، ص ۱۱۱، ح ۳۴۲۳۸ .ـ ابن‌اثیر (متوفّای ۶۳۰) ر.ک: اُسد الغابه، ج ۶، ص ۲۲۴ .ـ ابن‌نجّار بغدادی (متوفّای ۶۴۳) ر.ک: کنز العُمّال، ج ۱۳، ص ۶۷۴، ح ۳۷۷۲۵ .ـ سبط‌بن جوزی (متوفّای ۶۵۴) ر.ک: تذکرة خواصّ الاُمّه، ص ۲۷۹ .ـ محبّ‌الدین طبری (متوفّای ۶۹۴) ر.ک: ذخائر العقبی، ص ۸۲ ـ ۸۳ .ـ ابوحَجّاج مَزّی (متوفّای ۷۴۲) ر.ک: تهذیب الکمال، ج ۲۲، ص ۳۷۹ .ـ ابن‌حجر عَسقلانی (متوفّای ۸۵۲) ر.ک: الاِصابه، ج ۸، ص ۵۶؛ تهذیب التهذیب، ج ۱۲، ص ۴۴۲ .ـ ابن‌حجر مکّی [هیتمی] (متوفّای ۹۵۴) ر.ک: الصواعق المحرقه، ص ۱۰۵ .ـ متّقی هندی (متوفّای ۹۷۵) ر.ک: کنز العُمّال، ج ۱۲، ص ۱۱۱، ح ۳۴۲۳۸؛ ج ۱۳، ص ۶۷۴، ح ۳۷۷۲۵ .- قندوزی الحنفی (متوفای۱۲۹۴ه) ر.ک: ینابیع المودّة ج۲ ص۵۶…

برخی از مشاهیر شیعه که این حدیث را نقل یا ثبت کرده‌اند، عبارت اند از:

– زیدبن علی (متوفای ۱۲۲ه) ر.ک: مسند زیدبن علی(ناشر: دارالحیاة بیروت)/۴۵۹ . – شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱ه) ر.ک: امالی صدوق (ط. مؤسسةالبعثة)/ ۴۶۷٫ – شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱ه) ر.ک: عیون اخبار الرضا (ط. مؤسسة الاعلمی بیروت) ج۱ ص۵۱٫ – الکراجکی (متوفای ۴۴۹ه) ر.ک: التعجب (تحقیق فارس حسون) ص۱۳۴ و (ط. مکتبةالمصطفی) ص۵۵٫ – طبرسی (متوفای۵۶۰ه) ر.ک: الاحتجاج (بحارالانوار از این منبع نقل کرده است.) – ابوالفتح الاربلی (متوفای۶۹۳ه) ر.ک: کشف الغمة فی معرفة الائمّة (ط. دارالاضواء بیروت) ج۲ ص۹۵٫ – علامه مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ه) ر.ک: بحارالانوار ج۴۳ ص۱۹و۲۲٫ – علامه امینی ر.ک: الغدیر ج۷ ص۲۳۵….

۲- صحیح بُخاری، حدیث شماره ۲۸۶۲؛ [نقل مشابه:] مُسند احمدبن حنبل، حدیث شماره ۲۵٫

۳- سایر منابع اهل سنّت که «غضب حضرت زهرا سلام الله علیها بر ابوبکر» را بیان کرده اند:

– صحیح بُخاری(تألیف: بخاری متوفای۲۵۶ه)، حدیث شماره ۶۲۳۰؛ [نقل مشابه:] تاریخ المدینه (تألیف: ابن‌شُبّه)، ج ۱، ص ۱۹۷٫ – مُسند احمدبن حنبل(تألیف: احمدبن حنبل متوفای۲۴۱ه)، حدیث شماره ۵۲٫ – جامع الاُصول (تألیف: ابن‌اثیر )، ج ۱۰، ص ۳۸۶٫ – تاریخ الاسلام (تألیف: ذَهبی متوفای ۷۴۸)، ص ۲۱ . – تاریخ الخمیس (تألیف: دِیار بَکری)، ج ۲، ص ۱۷۳٫ – مشکل الآثار (تألیف: طَحاوی متوفای:۳۲۱ه)، ج ۱، ص ۴۷ ـ ۴۸٫ – سنن بیهقی (تألیف: بیهقی متوفای:۴۵۸ه)، ج ۶، ص ۳۰۰؛ [نقل مشابه:] صحیح ابن‌حَبّان، ج ۱۱، ص ۱۵۲ ـ ۱۵۳٫ – سنن بیهقی، ج ۶، ص ۳۰۰؛ [نقل‌های مشابه:] المصنَّف (تألیف: صَنعانی)، ج ۵، ص ۴۷۲؛ مُسند ابی‌عَوانه، ج ۴، ص ۲۵۱٫ – سیرة النبویة (تألیف: ابن کثیر متوفای۷۷۴ه) ج۴ ص۵۶۷ ، و فی المکتبة الشاملة ج۴ ص۵۶۷٫ – البدایة والنهایة (تألیف: ابن کثیر متوفای ۷۷۴ه) (ط.داراحیاء التراث العربی بیروت) ج۵ ص۳۰۶٫ – فتح الباری (تألیف: ابن حجر عسقلانی متوفای ۸۵۲ه) (ط. دارالمعرفة للطباعة النشر بیروت) ج۶ ص۱۳۹ و فی المکتبةالشاملة ج۹ ص۳۴۵… .

برخی از منابع شیعه که «غضب حضرت زهرا سلام الله علیها بر ابوبکر» را بیان کرده اند:

– العمدة (تألیف: ابن البطریق حلی متوفای۶۰۰ه)(ط.جامعه مدرسین) ص۳۹۱٫ – الطرائف (تألیف: سیدبن طاووس متوفای۶۶۴ه) (ط.الخیام) ص۲۵۸٫ – نهج الحق و کشف الصدق (تألیف: علامه حلی متوفای ۷۲۶ه)ص۳۶۰٫ – وصول الاخیار الی اصول الاخبار (تألیف:عبدالصمدالعملی والد شیخ بهائی متوفای:۹۸۲ه) ص۶۹٫ – احقاق الحق (تألیف: التستری متوفای ۱۰۱۹ه) ص۲۹۹٫ – شرح اصول کافی (تألیف: مولی محمد صالح مازندرانی ۱۰۸۱ه) (۱۲جلدی) ج۷ص۲۱۸٫ – بحارالانوار (تألیف: علامه مجلسی متوفای۱۱۱۰ه) ج۲۹ ص۱۱۲٫ – مجمع النورین (تألیف: ابوالحسن المرندی۱۳۴۹ه) ص۲۳۸٫ – اعیان الشیعه (تألیف: سید محسن امین متوفای ۱۳۷۱ه) ج۱ ص۳۱۴٫ – النص والاجتهاد (تألیف: سید شرف الدین عاملی۱۳۷۷ ه) ص۵۱ و۵۹٫ – الغدیر (تألیف: علامه امینی) ج۷ ص۲۲۷٫ – کتاب الاربعین فی امامة الائمة الطاهرین (تألیف: محمد طاهر قمی شیرازی)ص۵۲۲٫ – الامام علی (تألیف: رحمانی همدانی) ص۷۴۰٫ – ابوهریرة (تألیف: سیدعبدالحسین شرف الدین) ص. – خلاصة عبقات الانوار (تألیف: آیةالله سید علی میلانی) ج۱ ص۸۶٫ ۱۳۸…)

۴-«أنساب الأشراف» (تألیف: بَلاذری، متوفّای ۲۸۹)، ج ۱، ص ۵۸۷ =) ج ۲، ص ۲۶۹).

۵- ابن عبد ربّه متوفی ۳۲۸ در عقد الفرید تحت عنوان حکایة السقیفة ، ج ۳ ، ص ۶۴ ، چاپ مصر.

۶- الإمامة و السیاسة ، تألیف ابن قتیبه دینوری متوفای ۲۷۶ ه ـ تحقیق « الزینی » ـ ج ۱ ، ص ۱۹ ، باب کیف کانت بیعة علی بن أبی طالب کرم الله وجهه.

۷- بلاذری متوفی ۲۷۹ هـ.ق، انساب الاشراف، ج۱، ص۵۸۶،تحت عنوان امرالسقیفه،حدیث شماره ی ۱۱۸۴،چاپ مصر

۸- الملل والنحل للشهرستانی المتوفى سنة ۵۴۸ ( ص ۸۳ طبع مصر تحت إشراف محمد فتح الله بدران ) نقلا عن النظام.

۹- صحیح بخاری، حدیث شماره ۳۹۱۳ .

۱۰- برخی از اسناد اهل سنّت که در آن ماجرای هجوم به خانه وحی ذکر شده است:

– ابن أبی شیبه (۲۳۹هـ 🙁 المصنف ، ج۸ ، ص ۵۷۲٫ -علامه بلاذری (۲۷۰هـ:( انساب الاشراف، بلاذرى، ج۱، ص۵۸۶٫ -ابن قتیبه دینوری (۲۱۲-۲۷۶هـ:(الامامة والسیاسة – ابن قتیبة الدینوری ، تحقیق الشیری – ج ۱ – ص ۳۰٫ -حمد بن جریر طبری (۳۱۰هـ:( تاریخ الطبرى ، ج۲ ،‌ ص۴۴۳٫-ابن عبد ربّه (۴۶۳هـ:( العقد الفرید، ابن عبدربه، ج۳، ص ۶۳ طبع مصر -ابن عبد البر قرطبی (۳۶۸ -۴۶۳هـ:( الاستیعاب، ابن عبدالبر قرطبى، ج۳، ص۹۷۵٫ -امام جوینی (۷۳۰هـ:( فرائد السمطین ج۲ ، ص ۳۴ و ۳۵ .-ابی الفداء (۷۳۲هـ:( تاریخ ابوالفداء، ج۱، ص۱۵۶ طبع مصر بالمطبعة الحسینیة .-ابن حجر عسقلانی (۸۵۲هـ) – شمس الدین ذهبی (۷۴۸هـ:(لسان المیزان ، ج۱ ، ص۲۶۸ -صفدی (۷۶۴هـ:( الوافى بالوفیات ، ج۵ ، ص۳۴۷ .-ابو ولید محمد بن شحنه حنفی (۸۱۷هـ:( روضة المناظر فی أخبار الأوائل والأواخر ( هامش الکامل لابن الأثیر ) ، ج۱۱ ، ص ۱۱۳ ( ط الحلبی ، الأفندی سنة ۱۳۰۱ -محمد حافظ ابراهیم (۱۲۸۷-۱۳۵۱هـ:( دیوان محمد حافظ ابراهیم ، ج۱ ،‌ ص۸۲ . -عمر رضا کحالة (معاصر:( اعلام النساء : ج ۴ ، ص ۱۱۴٫ -عبد الفتاح عبد المقصود(معاصر:( الإمام علی بن أبی طالب ، عبد الفتاح عبد المقصود ، ج۴ ، ص۲۷۴-۲۷۷ و ج۱ ،ص۱۹۲-۱۹۳….

برخی از اسناد شیعه که در آن ماجرای هجوم به خانه وحی ذکر شده است:

– کتاب سلیم: ص۸۲ و ص۲۴۹ (الطّبعةالمحقّقه: ج۲،ص۵۷۷-۵۹۹، ح۴ و ص۸۶۲-۸۷۶، ح۴۸).- الإحتجاج ص۸۲-۸۹ (تألیف: طبرسی ـ متوفّای قرن ۶) ـ راحة الأرواح ص۵۹-۶۰ (تألیف: ابوسعید سبزواری ـ متوفّای قرن ۸) ـ کامل بهائی ج۱، ۳۰۴-۳۰۸ (تألیف: عماد الدین طبری ـ متوفّای قرن ۹) – الهدایةالکبری:۱۶۳-۱۶۴ و ۱۷۸-۱۷۹ و ۴۰۱-۴۱۸ تألیف: حسین بن حمدان (متوفّای ۳۳۴).- الشافی فی الإمامه، ج۳،ص۲۴۱، تلخیص الشافی، ج۳، ص۷۶ – مثالب النواصب تألیف: ابن شهر آشوب مازندرانی (متوفّای ۵۸۸) . – تجریدالعقائد: تألیف: خواجه نصیر الدین طوسی (متوفّای ۶۷۲) – قواعد عقائد آل محمّدعلیهم‌السّلام، ص۲۷۰٫تألیف: عزّ الدین دیلمی (متوفّای ۷۱۱) – شرح تجریدالعقائد: ص۳۷۶-۳۷۷تألیف: علّامه حلّی (متوفّای ۷۲۶) – إرشاد القلوب ص ۲۸۵-۲۸۶ (تألیف: حسن بن محمّد دیلمی ـ متوفّای ۷۷۱) – المحتضر، ص۴۴-۴۵تألیف: حسن بن سلیمان حلّی (متوفّای قرن ۸) .- النافع یوم الحشر (المطبوع باسم: الباب الحادی عشر مع شرحیه.): ص۴۹تألیف: فاضل مقداد (متوفّای ۸۲۶). – زوائدالفوائد، و عنه فی بحارالأنوار:ج۹۸،ص۳۵۳تألیف: سیّد رضی الدین علی، فرزند سیّد بن طاووس (متوفّای قرن ۹) .- مفتاح الباب (المطبوع مع الباب الحادی عشر.) تألیف: ابن مخدوم عربشاهی جرجانی (متوفّای ۹۷۶) – المجلّی:ص۴۱۷٫تألیف: ابن ابیجمهور اَحسائی (متوفّای اوائل قرن ۱۰) .- الحاشیة علی شرح التجرید: ص۲۵۸-۲۵۹تألیف: مقدّس اردبیلی (متوفّای ۹۹۳) ـ – محرق القلوب ص۳۱-۳۳ (تألیف: ملّا مهدی نراقی ـ متوفّای ۱۲۰۹)ـ حلیة الأبرار ج۲، ۶۰۱-۶۰۳و ص۶۵۲-۶۷۶ (ط العلمیة)(تألیف: سیّد هاشم بحرانی ـ متوفّای ۱۱۰۷)ـ مدینة المعاجز ج۲،ص۲۴۴-۲۴۷ (تألیف: سیّد هاشم بحرانی) – کتاب الرجعه ص۱۳۴-۱۰۰ (تألیف: محمّد مؤمن اِسترآبادی ـ متوفّای ۱۰۸۸) ـ بحار الأنوار ج۵۳، ص۱۳-۲۴ (تألیف: علّامه مجلسی) ـ نوائب الدهور ج۳، ص۹۶-۲۹۵(تألیف: میرجهانی ـ متوفّای ۱۴۱۳) – أنساب النواصب: ص۴۵، و راجع ایضاً: ص۹۵تألیف: خادم اِسترآبادی (متوفّای قرن ۱۱) . – علم الیقین: ج۲، ص ۷۰۰ تألیف: فیض کاشانی (متوفّای ۱۰۹۱) .- الرسائل الإعتقادیّه: ج۱، ص۴۴۴٫ و راجع ایضاً:۳۰۱، ۴۴۶، ۴۶۵ تألیف: خواجوئی مازندرانی (متوفّای ۱۱۷۳).- مفتاح الباب: ص۱۹۹( المطبوع مع الباب الحادی عشر .)،تحقیق الدکتور مهدی محقق….

۱۱-شرح حدیدی، تألیف: إبن أبی الحدید المعتزلی(متوفای۶۵۵ هـ)، ج ۱۶، ص ۲۸۱ .

۱۲- شرح نهج البلاغة، تألیف: إبن أبی الحدید المعتزلی(متوفای۶۵۵ هـ)، ج ۱۶، ص ۱۷۰٫

۱۳-برخی از منابع اهل سنت که به تدفین شبانه حضرت زهراعلیهاالسّلام تصریح کرده اند:

-صحیح بخاری(تألیف: بخاری، متوفای ۲۵۶هـ.ق)، حدیث شماره ۳۹۱۳ – صحیح مسلم(تألیف:مسلم بن حجاج نیشابوری ، متوفای۲۶۰ هـ.ق)، ، حدیث شماره ۳۳۰۴ – انساب الاشراف (تألیف: بلاذری)، ج ۱، ص ۴۰۵ . – مشکل الآثار (تألیف: طحاوی)، ج ۱، ص ۴۷ ـ ۴۸ . – التلخیص (تألیف: ذهبی، متوفای۷۴۸)، چاپ در حاشیه کتاب «المستدرک علی الصحیحین»، ج ۳، ص ۱۵۴ . – سنن بیهقی، ج ۶، ص ۳۰۰؛ ]نقل مشابه:] جامع الاصول (تألیف: ابناثیر، متوفای۶۳۰ هـ.ق)، ج ۴، ص ۴۸۲٫ – المصنّف (تألیف: ابنابی شیبه، متوفای ۲۳۵هـ.ق)، ج ۳، ص ۵۲۱ . – الثغور الباسمه (تألیف: سیوطی، متوفای۹۱۱هـ.ق)، ص ۱۵ . – تاریخ طبری(تالیف: طبری)، ج ۲، ص ۴۴۸ .

برخی از منابع اهل سنّت که به وصیت به دفن شبانه تصریح کرده اند:

– شرح حدیدی، ج ۱۶، ص ۲۱۴؛ به نقل از: السقیفة و فدک (تألیف: ابوبکر جوهری)، ص ۱۰۲ . – شرح نهج البلاغة، به نقل از جاحظ (متوفاى ۲۵۵) تألیف: إبن أبی الحدید المعتزلی(متوفای۶۵۵ هـ)، ج ۱۶، ص ۱۵۷، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م.

– المصنف، تألیف: أبو بکر عبد الرزاق بن همام الصنعانی (متوفای۲۱۱هـ)، ج ۳، ص ۵۲۱، حدیث شماره ۶۵۵۴ و حدیث شماره: ۶۵۵۵، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعة: الثانیة، ۱۴۰۳هـ. – تأویل مختلف الحدیث، تألیف: أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة الدینوری، (متوفای۲۷۶هـ)،ج ۱، ص ۳۰۰، تحقیق: محمد زهری النجار، ناشر: دار الجیل، بیروت، ۱۳۹۳هـ، ۱۹۷۲م. – انساب الأشراف، تألیف: بَلاذُری، (متوفّای ۲۷۹)، ج ۲ ، ص ۳۴٫ – الإستیعاب (تألیف: ابن‌عبدالبَرّ، متوفّای ۴۶۳)، ج ۴ ، ص ۱۸۹۸٫

۱۴- سوره ممتحنه، آیه۱۳

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *