سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رفیعی – موضوعات فاطمیه

دی, ۱۳۹۷ بدون نظر اندیشه, سخنرانی

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و السلام و الصلاة علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد

و علی آله الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله فی الأرضین فاللعن علی اعدائهم اعداء الله اجمعین

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

توفیقی شد محضر شما سروران معظم، فاطمیه برای ما خیلی مهم است چون هویت شیعه و در واقع ارزش‌های شیعی وابسته به فاطمیه است. اهل‌سنت فرقه‌های غیر شیعه خیلی با امام حسین و با امام رضا، امام صادق و امام باقر مشکلی ندارند مخصوصاً از نظر حوادث و مصائبی که پیش آمد، خود اهل‌سنت مقتل نوشتند، خوارزمی یک مقتل دارد که مقتل خوبی هم هست در قرن پنجم راجع به امام حسین نوشته، فراوان اهل‌سنت راجع به امام حسین شعر گفتند، مراسم می‌گیرند روضه دارند، فضائل نوشتند، کتاب نوشتند، و همچنین راجع به سایر ائمه. حالا آنها بگویند منصور دوانیقی امام صادق را شهید کرد، دفاعی از منصور نکردند که منصور کیست؟ دفاعی از یزید ندارند، بماند یک تعداد کمی در دفاع از یزید کتاب نوشتند و الا شما می بینید خودشان لعن و مزمت می‌کنند، ولی با فاطمیه مشکل دارند. فاطمیه اساس را می‌زند، مبنا را می‌زند، فاطمیه مفهوم دارد، فاطمیه هویت شیعه است بالأخره این خیلی مهم است، من دو سال قبل خدمت رهبری گفتم شما امسال در پیام نوروزی‌تان فرمودید شهادت حضرت زهرا را تسلیت می‌گوییم یا تکریم کنید، گفتید شهادت، شهادت مفهوم دارد، کسی از پله نمی‌افتد که شهید شود، بالأخره یک دلیلی دارد وقتی شهادت مطرح می‌شود قاتلی هست و مقتولی هست، ضارب و مضروبی هست، ایشان تعبیرشان این بود که ما از این نمی‌توانیم کوتاه بیائیم، از قصه شهادت حضرت زهرا، بالأخره این حوادث منجر شده.

یکی گفت اهل‌سنت اینها را قبول ندارند می‌گویند دروغ است، گفتم منم بودم می‌گفتم دروغ است برای اینکه یک پذیرش و داستانی که اساس اعتقادات شما را می‌زند حداکثر تلاشت را باید بکنی و بگوئی نیست! مگر شوخی است کسی بپذیرد که حضرت زهرا ضربه خورده بین در و دیوار قرار گرفته و سیلی خورده،‌خیلی مفهوم دارد. منصور دوانقی مطرح نیست، یزید و مأمون و هارون مطرح نیست، شخصیت‌های برجسته و لیدرهای کلیدی اهل‌سنت مطرح‌اند، بالأخره شما در حضرت زهرا … در کربلا یزید را می‌زنید، منصور را می‌زنید، در امام رضا، مأمون را می‌زنید. در حضرت زهرا چه کسی را می‌خواهید بزنید؟ یا باید نگوئید و اگر بخواهید بگوئید می‌روید طبعاً به سمت …، و لذا خیلی طبیعی است یعنی هیچ تعجب نکنید از انکارها، برای اینکه پذیرش این خیلی مفهوم دارد، پذیرش این برمی‌گردد به انکار اصل دین، رضایش رضایت خداست، غضبش غضب خداست، او اگر پذیرفت که حضرت از اینها ناراضی است یعنی خدا از اینها ناراضی است، خدا راضی نباشد جای آدم جهنم است.

یعنی شما یک خط را بگیر تا انتها برو می‌شود انکار ما ینطق عن الهوی، انکار غدیر، مگر می‌توانند، یعنی اگر مضمون خطبه فدک حضرت زهرا را بخواهند پذیرند اولاً ابن طیفور ۲۸۰ نقل کرد، قبل از جمع‌آوری سید رضی است یعنی قرن سوم، این کتاب هم مال زن‌ها نوشته و مال حضرت زهرا ننوشته، بلاغات النساء یک کتابی است که ابن طیفور خطبه‌های زن‌ها را نوشته و اتفاقاً خطبه عایشه را دارد، حفصه را دارد، همه زنها را دارد، زنهایی که همراه پیغمبر بودند، ام سلمه را دارد و اولین آن خطبه حضرت زهراست، کسی بخواهد این خطبه را قدمت تاریخی بگوید می‌رود سراغ ۲۸۰، از طبری هم مقدم‌تر است، بخواهد اهمیت نویسنده بگوید ، مضامین معلوم است که مفهوم دارد، شما می‌توانی خطبه حضرت زهرا را معنا کنی و نزنی، منافق می‌خواند، پیرو شیطان می‌خواند، و لما اختار الله لنبیه دار الانبیاء معه اسفیاء ظهرت فیکم استم نفاق، از این صریح‌تر؟ وَ اَطْلَعَ الشَّیْطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ، هاتِفاً بِکُمْ أَلْفاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجیبینَ، لذا خیلی طبیعی است، حالا کتاب‌های زیادی نوشتند از جمله آقازاده آیت الله تبریزی یک کتابی دارد به نام اسناد شهادت حضرت زهرا در منابع اهل‌سنت که کتاب خوبی است من خواندم، البته بخاری و اینها شاید این صراحت را ندارند ولی در قضایای تاریخی بیش از این ما نیاز به سند نداریم یعنی اینطور نیست، مگر تاریخ اسکندر و کوروش و قاجار و پهلوی قطعی است؟‌اصلاً‌تاریخ قطع آور نیست، تاریخ نقل است بالأخره ایشان منابع کهنی را مثل بلاذری، مثل شهرستانی، مثل این منابعی که بعضی‌هایش مال قرن چهارم و پنجم است، بعضی تهدید دارد، بعضی حمله دارد، بعضی هجمه دارد، ابن ابی الحدید خوب در این قصه ورود پیدا کرده بهر حال خواستم این را کلی بگویم که فاطمیه آن دستمایه‌ی دفاع از تشیع است، بالأخره یک بانوی بزرگواری که قبول دارند حداقل عدالتش را، جزء صحابیات است، دختر پیامبر است و مؤمن از دنیا رفته، بی‌امام از دنیا نرفته، من مات و لم یعرف امام زمانه نبوده! هیچ شاهدی هم نداریم در این شش ماه بعد از پیغمبر (به نقل اهل سنت) شهادت حضرت زهرا ۱۸ روایت دارد و اگر می‌خواستید همه را بگیرید در طول تاریخ باید تعطیل می‌کردید، دو تا را می‌گیرند. یک آقایی جمع‌آوری کرده ما در مجموعه سایت سخن تاریخ که خود من هم یک نظارت اجمالی بر آن دارم همه‌اش مورد تأیید من نیست، مقالاتی از حضرت زهرا داریم که یکیش گزارش شهادت‌ها و تاریخ‌هایش هست.

طبیعتاً قصه حضرت زهرا قصه کلیدی و هویتی است برای ما و کسی نمی‌تواند بگوید ایشان بی‌امام از دنیا رفته، کسی نمی‌تواند بگوید ایشان العیاذ بالله… با همه این وجود ببینیم امامش کیست، از چه کسی دفاع کرده، چرا از پا ننشسته؟ البته سعی هم بشود مطالب علمی باشد، مستند باشد، خوب باشد. من روش کار شما را در چند قسمت برایتان می‌گویم، اینها را مقدمه گفتم.

چند بحث را راجع به حضرت زهرا سلام الله علیها تقدیم می‌کنم؛ اولاً در همه سخنرانی‌ها اولش یک روایت در فضیلت حضرت بخوانید، یک حدیثی، من خودم سبکم این است که یک آمادگی فضیلتی در مردم ایجاد می‌کنیم. پیشنهادم این است، یک کتابی چاپ شده فاطمه زهرا در کلام اهل سنت، ‌لازم نیست بخرید از کتابخانه بخرید و خلاصه‌اش کنید یادداشت بردارید فقط از اهل‌سنت است و چیزی از شیعه ندارد یعنی منابع اهل‌سنت راجع به حضرت زهرا چه گفتند؟ شهادت نیست، فضائل است! البته خیلی نوشته شده ولی این دو جلد فارسی روان است، به نظرم می‌رسد مثلاً اگر چنانچه بخواهید بحث‌های فاطمیه را مطرح کنید یک روش آن روش تحلیل روایات است، اسمش را می‌گذارم روش تحلیل روایات، مثلاً یک حدیثی را شما اول منبر بخوانید یک ربع باز کنید، من دو سه تا نمونه می‌گویم مخصوصاً اگر از کتابهای اهل سنت باشد یک داستانی ضمیمه بشود خوب است. مثلاً شبلنجی یک کتابی دارد به نام نور الابصار، شما بتوانید با این روش در منبر ورود پیدا کنید که ما می‌خواهیم این روایت را از یک نویسنده شافعی اهل‌سنت برایتان بگوئیم بعد برای مردم بگوئید که شبلنج نزدیک قاهره است، مثل ما که می‌گوئیم خوانساری یعنی اهل خوانسار است، شبلنجی یعنی اهل شبلنج است، ایشان شافعی بود. بد هم نیست آدم این جمله را برای مردم بگوید که این آدم چشم‌درد شدیدی گرفت به گونه‌ای رؤیتش را از دست داد، (خودش نوشته) اطبای قاهره هم از معالجه‌اش مأیوس شدند، آمد کنار قبر نفیسه خاتون، نفیسه خاتون نوه امام حسن مجتبی و عروس امام صادق است که در مصر دفن است.

من همیشه در منبر دو دغدغه دارم، یکی کاربردی بودن که تأثیری روی مردم بگذارد و یکی آموزشی بودن، یک شبهه و مشکلی را حل کنید، شما دارید داستان می‌گویید ولی همین داستان توسل هم حل می‌کنید که اهل‌سنت مصر به نفیسه خاتون معتقدند، می‌روند زیارت. رفت آنجا متوسل شد و گفت اگر چشم من شفا پیدا کند من یک کتاب راجع به اهل‌بیت می‌نویسم، شفا گرفت و این کتاب را نوشت و اسمش را نوشت نور الابصار، نور چشم، خودش در مقدمه نوشته. آقای دکتر زمانی که از دوستان ماست ودر شورای مدیریت هم مسئولیتی دارد ایشان دو سال در مصر نماینده بود و بعد روابط بهم ریخت و ایشان آمد، ایشان گفت من رفتم شبلنج و قبر شبلنجی را پیدا کردم دیدم مثل زیارتگاه مردم دور قبرش می‌آیند و چشم‌هایشان را می‌مالند به قبر این و می‌گویند شفاست، شبلنجی اهل سنت، می‌گفت مثل پروانه زیارت این قبر می‌آمدند و می‌گفت رفتم در مسجدهای شبلنج و اطراف آن، دیدم تمام مسجدها یک قرآن و یک نور الابصار مثل مفاتیح که ما داریم، گفت سؤآل کردم، گفتند قرآن که می‌خوانیم و نور الابصار هم بین دو نماز و یا بعد از نماز روایاتش را برای مردم می‌خوانیم این کتاب حتی شرح حال سکینه خاتون را هم دارد، فاطمه بنت الحسین را دارد، حضرت زینت را هم نوشته، اینطوری نوشته. البته خلفا را هم دارد،‌اهل‌بیت را عام نوشته. ولی جالب است که همهائمه را نوشته، امام باقر امام صادق امام رضا که خیلی جالب است.

همین قصه الآن پنج دقیقه وقت گرفت، ایشان نقل می‌کند در کتاب نور الابصار فی مناقب آل البیت النبی المختار، اینترنت هم در اختیارتان هست یک کلمه بزنید که شبلنجی کِی مُرده، ۱۲۵۰ مُرده، یک کمی توضیح بدهید یک کمی فضال مردم را عوض کنید. خدا حفظ کند حاج آقای فاطمی نیا را گاهی وقتی آدرس کتاب می‌دهد نیم ساعت از بحث دور می‌شود! نمی‌گویم آنطوری که وجه تسمیه شبلنج چیست، فقط یک اشاره. یک روایت دو خطی گفته خرج النبی و هو آخذ بید فاطمه سلام الله علیها، پیغمبر خارج شد در حالی که دست فاطمه را گرفته بود فقال من عرف هذه فقد عرفها و من لم یعرفها هر که او را می‌شناسد که می‌شناسد، هر کس نمی‌شناسد فهذه فاطمه بنت محمدٍ۶ و هی بضعة منی پاره تن من است و هی قلبی این بضعة منی را اهل‌سنت خرابش کردند خیلی جاها، ما این را به عنوان فضیلت نقل می‌کنیم ولی آمدند در منابع خودشان، اینها را بدانید و دانستن اینها بد نیست، یکی اگر چیزی گفت جوابش را بدهید. نسائی در کتابی که نوشته ۳۰۷ و دیگران؛ نقل کردند که حضرت امیر العیاذ بالله (من فقط نقل قول می‌کنم و چنین چیزی درباره ایشان نیست و این مطلب دروغ است و جعل شده) حضرت زهرا را داشتند رفتند خواستگاری دختر ابوجهل، فاطمه زهرا متوجه شد و آمد پیش پدرش که او دختر دشمن شما را می‌گیرد پیغمبر ناراحت شد و حضرت را خواست و به تَشَر گفت چرا اذیتش می‌کنی این پاره تن من است!

اتفاقاً این را سال قبل رهبری به من گفتند و فرمودند این روایتی که امشب شما خواندید می‌دانید به اینهم رحم نکردند، گفتم بله آقا خبر دارم که چی گفتند. فرمودند از مبنا دروغ است.

آقای دکتر نجارزادگان این کتاب فضائل امیرالمؤمنین را ترجمه کرده مال همین نسائی را و در پاورقی‌اش همین داستان را جواب داده، آقای سید علی میلانی هم در مجموعه‌ای که از ایشان چاپ شده جواب داده مثل قصه ام‌کلثوم. خیلی این را اخیراً در سایتهایشان مطرح می‌کنند که این طور بوده ولی این حدیث و احادیث دیگر سندش هم یک آدم مجعول است که خود اهل‌سنت قبولش ندارند.

وهی قلبی و هی روحی التی بین جنبیه من آذاها فقد آذانی من آذانی فقد آذ الله، این را برای مردم می‌خوانید بگوئید شیوه‌های آزار حضرت زهرا چطور است؟ مثلاً سه جور اذیت داریم: اذیت روحی، اذیت گفتاری و اذیت رفتاری. یک وقت یک کسی را شما با کلمات اذیت می‌کنی مثل اینکه به پیغمبر می‌گفتند انت مجنون إنک لمجنون، یک وقت با رفتارت اذیت می‌کنی و خاکستر به سرش می‌ریزی، هیزم در مسیرش می‌ریزی، یک وقت فشارهای روحی ما لهذا الرسول یأکل الطعام، پیغمبر هم غذا می‌خورد؟ ابتر است، این سه تا را در حضرت زهرا توضیح بدهید و بعد هم همیشه در منبرهایتان یک برداشت اخلاقی کاربردی داشته باشید که امروز اذیت حضرت زهرا به چیست؟ مگر حضرت زهرا نفرمود که من آذاها، به نظر من بدحجابی اذیت ایشان نیست؟ به نظر شما جلسات مختلط، آیا عروسی‌های اینطوری ما، آیا زندگی اینطوری ما، دو سه تا چیز نیم ساعت منبر می‌شود، این یک روش منبر.

یک مثال دیگر می‌زنیم از همین کتاب؛ کتابی است به نام ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی این را طبری نوشته، آقایان دقت کنید ما چهار پنج تا طبری داریم، طبری شیعه داریم، طبری سنی داریم، طبری سنی هم سه تا هست آدم خوب است که اینها را بداند با اینترنت و فضای مجازی جهل به امور پسندیده نیست، اخیراً یک می‌رفتم یکی می‌گفت طبرسی صاحب مجمع البیان در کتاب احتجاج اینطور گفته، گفتم احتجاج که مال او نیست، آن طبرسی غیر از این طبرسی است، سه تا طبرسی داریم، صاحب مجمع البیان، صاحب احتجاج احمد بن علی بن ابیطالب طبرسی است و پسر طبرسی هم صاحب مکارم الاخلاق است. دیدیم بعضی بزرگان اشتباه کردند، بعضی از شخصیت‌های بزرگ.

الآن اینطوری است مثلاً شما بگوئید طبری صاحب تاریخ طبری می‌خندند، این کتاب او نیست این محب‌الدین طبری شافعی ۶۹۴ از دنیا رفته، یعنی حدود اواخر قرن هفتم از دنیا رفته. ایشان در این ذخائر العقبی روایتی دارد از جمله این حدیثی که نمی‌رسم بخوانم یک صفحه است ولی قشنگ می‌شود با این حدیث چهار پنج شب منبر رفت ، یعنی یک داستان شسته رُفته و معین، هم فضیلت دارد، هم کرامت دارد، هم اخلاق دارد، همه چیز داخلش هست خلاصه‌اش را عرض می‌کنم که عن ابی سعید قال و قال علی علیه السلام ذات یوم یک روز حضرت علی علیه السلام آمدند پیش حضرت زهرا یا فاطمة هل عندک من شیء تغضینیه آیا چیزی هست من بخورم قالت لا والذی اکرم أبیه بالنبوة ما اصبح عندی شیءٌ … گفت چیزی ندارم نه اینکه خودم ندارم بلکه بچه‌ها هم دو روز است در خانه غذا ندارند، حضرت ناراحت شد و فرمود چرا به من نگفتی چیزی برایشان تهیه کنم، قالت إنی استحیی إلی الله عن اکلفک ما لا تقدر علیه من از خدا شرم کردم، تکلیفی به گردن تو بگذارم که توانش را نداری این خودش یک منبر است، اولاً بحث حیای از خدا، اقسام خدا را ما ۱۸ قسم کردیم، جلسه پیش اشاره کردیم، حیا دو قسم است مثبت و منفی. حیای مثبت حیای از خدا، حیای از خود، حیای از مردم، حیای از قیامت. الآن در جامعه ما در این قصه خیلی مشکل داریم و خیلی هم کاربردی است مثلاً حیا اگر نباشد الحیا سبب إلی کل جمیل حیا ریشه‌ی همه خوبی‌هاست، همه انبیاء جمع شوند پیغمبر خدا فرمود عصاره حرفشان یک کلمه است إذا لم تستح ففعل ما شئت، هر کس حیا ندارد هر کاری از دستش برمی‌آید، لا دین لمن … حیای فاطمی را می‌توانید مانور بدهید.

این خودش یک شب منبر می‌روید فردا شب ادامه حدیث را بحث می‌کنیم بسم الله الرحمن الرحیم فخرج من عندها واثقاً بالله حسن الظن همین که الآن در جامعه مشکل داریم می‌گوید کار نیست، حضرت علی کار نداشت، با وثوق به خدا و حسن ظن، گاهی جوان در خیابان جلوی ما را می‌گیرد و می‌گوید پول بده، می‌گوئیم یک بسته پفک بخر در پمپ‌بنزین بفروش، جوراب بفروش، بالأخره پیش مردم دست دراز نکن برو حسن ظن داشته باش. راجع به حسن ظن و وثوق قشنگ می‌شود صحبت کرد واثقاً بالله فاستقرض دینارا یک دینار قرض کرد، رفت چیزی بخرد در بین راه مقداد را دید و او هم چهره‌اش گرسنه نشان می‌داد، گفت از خانه بیرون آمدم خجالت کشیدم به گریه افتاد و گفت قسم به خدا که اضعجنی من را به ناراحتی آوردند و چیزی در خانه‌ام نیست فرمود این دینار را بگیر و برو خرید کن، اینجا بحث ایثار است و فرقش با انفاق همین است، یؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصه، امروز پولدار در جامعه زیاد است، اینکه می‌گویم منبر کاربردی باشد این است، اینست که انسان نترسید بدهید خدا هم کمک می‌کند تا جایی که حضرت گرسنه به خانه برگشت و دید پیغمبر هم رسید، علی جان چیزی در خانه دارید؟ پیغمبر وارد خانه شدند خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها که یا ابا الحسن هل عندک شیئاً تغشینا به، حالا حضرت خودش هم چیزی ندارد، دید حضرت زهرا نماز می‌خواند ولی بوی غذای مطبوعی در خانه می‌آید، این را ذخائر العقبی نقل می‌کند.

اینجا اینطور دارد که حضرت یک مقدار ناراحت شد که حضرت فاطمه من را فرستاد چیزی تهیه کنم، غذا آماده است و بوی خوش می‌دهد، پیغمبر نشست و غذا را آوردند و معلوم شد که این غذای بهشتی است، این را می‌زنید به جریان حضرت مریم که هر وقت حضرت زکریا عند المحراب می‌آمد غذایی می‌دید، کرامت حضرت زهرا هم می‌شود، کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقاً قال یا مریم أنّا لک هذا؟ تا آخر داستان که هم کرامت در آن می‌آید… این یک شیوه‌ای است که نقل این جور داستان‌ها و نقل این مباحث، مثل اینکه فرض کنید شما در جای دیگر دارید که راجع به حضرت زهرا سلام الله علیها امیرالمؤمنین می‌فرماید دخل یوم بیتی، یک روز وارد خانه شدم، فإذن الحسن و الحسین جالسان، بینما رسول الله جالسٌ و الحسن و الحسین، پیغمبر نشسته بود و امام حسن و امام حسین در مقابلشان، فاطمه زهرا هم نشسته بود، پیغمبر فرمود یا حسن یا حسین انتما کفّتا المیزان و فاطمة لسانه، شاهین آن ترازو فاطمه است و لا یعدل المیزان إلا بلسانه، یک روایت اینطوری اهل منبر آدم بخواند لو کان الحسن خلقاه، لکان فاطمه بل هی اعظموا، توضیح داده شود، تندیس خوبی‌ها، نه فقط یک خوبی.

بهر حال این یک توصیه من که نقل یک روایت و فقه الحدیثی بحث کردن.

مثلاً این را ینابیع الموده دارد، قندوزی حنفی مذهب است یک توضیح بدهید قرن چندم بوده، قندوز در افغانستان است، مردم بدشان نمی‌آید که گاهی یک توضیحات اینطوری افزایش پیدا کند که رسول خدا فرمود لو علم الله تعالی أن فی الأرض عباداً اکرم من علیٍ و فاطمة و الحسن و الحسین لأمرنی عن اباهل بهم اگر از این چهار تا خدا بالاتر می‌دانست به من دستور می‌داد در مباهله اینها را ببرم، یک کمی مباهله را توضیح بدهید اطلاعات مردم بالا برود، مباهله امروز هم هست ، چرا مباهله وضع شده؟ در مباهله اینها را آورد و لکن امرنی بالمباهله علی هؤلاء و هم افضل الخلق، یا این روایت را ینابیع الموده دارد که حضرت زهرا سلام الله علیها آمدند پیش پیغمبر و گله کردند از حرفهایی که به ایشان می‌زدند ، بعضی‌ها ازدواج ایشان را تنقیص می‌کردند، فقر حضرت علی را تنقیص می کردند، پیغمبر فرمود یا فاطمة منا خیر الانبیاء و هو ابوک، بهترین پیغمبر من هستم و پدر تو، منّا خیر الاوصیاء و هو بعلک بهترین اوصیاء علی بن ابیطالب شوهر توست، منّا خیر الشهدا و هو حمزة عم ابیک‌، حمزه هم که عموی پدر توست و منّا من له جناحان تا جایی که و منّا سبطا هذه الامه و سیدا شباب اهل الجنة الحسن و الحسین و هما ابناک، اینها هم که بچه‌های تو هستند، والذی بنفسی، اینجا را قسم خورد، والذی نفسی بیده منّا مهدیّ هذه الامه (عج) و هو من وُلدک، پس این یک رقم منبر است خواندن یک روایت و توضیح دادن.

مثلاً نامه ۲۸ نهج البلاغه؛ این نامه را می‌توانید برای مردم بخوانید که امیرالمؤمنین علیه السلام به معاویه نوشته البته باید توضیح بدهید إنا صنایع ربنا و الناس صنایع لنا اگر کشش آن نیست نگوئید، چیزی تا برای خودتان هضم نشده برای مردم نگوئید. ما صنایع پروردگاریم و مردم صنایع ما هستند به چه معناست و این باید باز بشود، ابن میثم دارد و دیگران هم شرحش را دارند. بعد معاویه ما افتخاراتی داریم، منّا النبی و منکم المکذب، آدمها را با شخصیت‌هایتان می‌شود شناخت. شما طرفداران افراد را که نگاه کنید می‌توانید بگوئید پیغمبر از ماست و مکذّب از شماست یعنی ابوجهل. منّا اسدالله ومنکم اسد الاحلاف پس شیر خدا حمزه از ماست و شیر پیمان‌ها یعنی ابوسفیان از شماست، چون در اُحُد پیمان گرفت. منا سیدا شباب اهل الجنة و منکم سبیة النار که به عقبه می‌گویند وقتی در بدر خواستند او را بکشند گفت من للسبیة چه کسی بچه‌هایم را نگه دارد؟ پیغمبر فرمود النار، کلی آدم را به کشتن دادی حالا سراغ بچه‌هایت را می‌گیری؟ به او گفتند سبیة النار. منّا خیر نساء العالمین حضرت امیر افتخار می‌کند و منکم حمالة الحطب، آن روایت هم یادم رفت بگوید.

فرائد السمطین جوینی دارد لو کان الحسن شخصا لکان فاطمه بل هی اعظمواه إن ابنتی فاطمه خیر اهل الارض شرفاً و کرموه، این یک.

دوم بحث‌های موضوع ساز است که با موضوع ورود پیدا می‌کنید، لابد بقیه هم برای شما کلاس داشتند و چیزهایی گفتند من تکرار نمی‌کنم، یکی از بحث‌هایی که در حضرت زهرا به نظرم جا دارد دشمن شناسی فاطمه است، اولاً یک مقدمه‌ای راجع به دشمن شناسی بگویم، چون مهم است امروز جوانان ما گرفتارند، اینکه در روایت داریم لا تستسقرن عدوا و إن ضعف دشمن را کوچک نشمارید ولو ضعیف باشد اینست که ما وظیفه داریم اگر معلوم شد طرف دشمن است ولو پدرمان است، چون الآن بعضی می‌گویند پدرمان اینطور است، دائی‌ام اینطوری است، قرآن می‌فرماید ابراهیم تا فهمید عمویش بت پرست است فلما تبیّن أنه عدو لله تبرأ منه، نوح تا فهمید بچه‌اش دشمن است إنه لیس من أهلک، پدر و مادر ندارد، إن من ازواجکم و اولادکم عدواً لکم، گاهی زن و بچه؛ عمرو بن غرزه در کربلا از برادرش برائت جست علی بن غرزه، عدی بن حاتم در جنگ صفین از پسرش زید برائت جُست، حنزله در احد از پدرش برائت جست، این حرفها کدام است؟

توضیح بدهید که یک اگر یک جایی (دشمنی اعتقادی منظورم هست)، ما کار به مطالب سیاسی نداریم مگر اینکه آن هم منجر به مباحث اعتقادی بشود.

دو قسم می‌کنید دشمن درونی و دشمن بیرونی؛ یک جلسه صحبت می‌کنید که دشمن درونی نفس است و عدو المرأ غضبه و دشمن بیرونی که می‌رسید خوب می‌شود روی حضرت زهرا مانور داد، حضرت زهرا دو تا خطبه دارد یک خطبه بستر و یک خطبه مسجد، یک خطبه فدک، یک خطبه زنان مهاجر و انصار، هر دو آن شرح شده و در بازار هست و خدا رحمت کند مرحوم آیت الله عزالدین زنجانی که خطبه اول را شرح کرده خطبه دوم هم سیدمهدی قزوینی و دیگران شرح کردند، می‌شود فرازهایی از این را اختصاص داد به همین.

در فاطمیه حتماً یک جلسه راجع به حضرت خدیجه صحبت کنید این خیلی مهم است و راهش این است بسم الله الرحمن الرحیم شخصیت هر کسی در سه چیز شکل می‌گیرد یکی وراثت، یکی تربیت، یکی محیط. این مثلث سه ضلعی شخصیت را می‌سازد وراثت یعنی والدین، تربیت یعنی معلم، محیط هم یعنی کوچه خیابان و دوست. یک توضیح هم بدهید که اینها می‌تواند یکیش بر دیگری غلبه کند، پسر نوح شاید وراثتش … اگر مادرش مشکل نداشته باشد که دارد، ولی ما داشتیم محمد بن ابی بکر را چرا حضرت از او تعریف می‌کند، تربیتش با امیرالمؤمنین است، عکسش هم داشتیم در فرزندان ائمه گاهی، البته فرزندان ائمه را خیلی برجسته نکنید ولی گاهی مثل زید النار فرزند امام کاظم که امام رضا از او دوری جُست، لا إخاء بینی و بینک.

این سه تا را در زندگی حضرت زهرا می‌خواهیم توضیح بدهیم؛ والدین وراثت خدیجه کبری و رسول خدا، مربی خود پیغمبر و محیط هم محیط وحی، جبرئیل با اذن وارد می‌شود، بماند که آن بی‌دین‌ها گفت ایضرب النار ببار دارها و آیة النور علی منارها، آنها بی‌اجازه آمدند حرمت شکنی کردند و بسیار کار بدی بود. ولی یک چیزی بگویم این تقویت فاطمیه روز به روز موجب تقویت شیعه می‌شود این اعتقاد من است، چون یک پتانسیل قوی‌ای است که هیچ کارش نمی‌شود کرد، از منظر دشمنان می‌گویم این خاری شده به چشم آنها و کاری نمی‌توانند بکنند، الحمدلله صدا و سیما هم راه می‌آید یعنی تعطیلی برنامه، روضه، بالاترین مرکز تصمیم‌گیری کشور بالأخره پنج روز روضه دارد و پخش هم می‌شود و همه می‌نشینند و ما هم همه چیز را می‌خوانیم، روضه در و دیوار خوانده می شود این بالاخره خیلی نکته مهمی است. یعنی در این قصه ما به سادگی می‌توانیم از مبانی شیعی دفاع کنیم، من معتقدم شیعه اساس تشیع را به حضرت زهرا مدیون است.

از امام دیدم در صحیفه نور که تعبیرشان این بود که از عاشورا به یک شکلی مهم‌تر است چون شکل‌گیری است، نهال کاری است.

حضرت خدیجه کبری هم که خیلی الحمدلله کار شده، ما هم اخیراً سه جلد چاپ کردیم کنگره صدف کوثر، کتابش را نداریم ۵۰۰ نسخه بیشتر چاپ نکردیم برای مراجع و علما، ولی سه کنگره خودم برگزار کردم و برگزار شد و این سه جلد چاپ شده، یک پنج جلد هم زیر چاپ داریم که دیروز تصویب کردیم و ان شاء اله تا آخر سال بیرون می‌آید که چیزهای عجیبی راجع به حضرت خدیجه می‌شود پیدا کرد که الآن وقتش نیست مطرح کنم.

منبرهای موضوع محور را عرض می‌کنم مثل همین دشمن شناسی؛ من یک موضوعی را جلسه پیش گفتم خیلی روی این مانور دادم، برای شما هم می‌گویم هفت هشت مثال ساده هم می‌زنم، گفتم یک بحث مهمی که در فاطمیه، البته عرض کردم در فاطمیه بحث‌های اعتقادی را غافل نشوید ولی یک اصل مهمی که در فاطمیه کار کردم تحت عنوان اصلو حاکم بر زندگی حضرت زهراست؛ من ۵۰ تا اصل پیدا کردم، یک چیزهایی در نوشته‌های ما چاپ شده و آمده ولی کامل نیست. این ۵۰ اصل خیلی زیباست. با یک مقدمه‌ای اینکه در زندگی هر کسی یک اصولی هست یک مبانی هست، امروزه در پایان‌نامه‌ها می‌گویند مبانی اصول، در زندگی حضرت زهرا اصول حاکم بر زندگی ایشان چه بوده؟ این اصول بعضی‌هایش اعتقادی است، بعضی‌‌هایش اجتماعی است، بعضی‌هایش اخلاقی است، بعضی‌هایش سیاسی است، بعضی‌هایش خانوادگی است یعنی اینطور نیست که شما این اصول را بخواهید یکدست مورد توجه قرار بدهید، من مثال می‌زنم، از اصول اعتقادی: اصل ولایت پذیری، یک اصل است که شیوه‌ها و گام‌های حضرت زهرا در دفاع از ولایت. یک کتابی نوشته این آقای نیلی‌پور که کتاب خوبی است به نام فرهنگ فاطمی، من ایشان را می‌شناسم از رفقای اصفهانی ماست. ایشان این بحث را آنجا دارد اصول حاکم، این یک کتاب. یک کتابی هم آقای دکتر علی قائمی دارد که کتاب خوبی است به نام در مکتب فاطمه، خیلی تیتر دارد، دسته‌بندی‌های خوبی دارد. البته کتاب رحمانی همدانی هم بسیار کتاب خوبی است فاطمه بهجة قلب المصطفی.

این یک اصل اعتقادی که حسابی روی آن بحث می‌کنید ولایت یعنی چه، اهمیت و جایگاهش، شیوه‌های حضرت زهرا در دفاع از ولایت، شیوه تحریم، رویش را از اینها برگرداند، گام حرکت: شبها رفت درِ خانه‌ها، گام سخن: آمد در مسجد خطبه خواند، گام عاطفه: یعنی شیوه عاطفی با گریه، تازه گریه هم که می‌کند به او می‌گوئی چرا گریه می‌کنی؟ می‌گوید برای دفاع از ابوالحسن، مریض که می‌شود می‌آیند در بستر می‌گویند کیف اصبحت یا بنت رسول الله؟ فرمود مالذی نقعوا من ابالحسن دفاع از ولایت با گفتار، با رفتار، با عاطفه، با مشی شبانه، با تحریم، اینها را امروز در جامعه می شود مطرح کرد، از موضوع برائت غافل نشوید من در عین تأکید بر حفظ وحدت، در عین تأکید در ایجاد تخریب نکردن، توهین به اعتقادات در هیچ مذهبی باعث جذب مخاطب نخواهد شد ولی حرفهایتان را بزنید! مثل علامه امینی ببینید چه کرده، علامه سید شرف الدین با حرفش شیعه را پیش برده. خدا رحمت کند صاحب عبقات الانوار، صاحب احقاق الحق، این یکی از اصول.

دو: اصول حاکم بر زندگی حضرت زهرا، اصول اخلاقی، اصل ایثار، سه شب گرسنه بخوانی و به یتیم و مسکین و اسیر نان بدهی، ایثار را بحث کنید ما سه جور ایثار داریم، ایثار جان مثل حضرت علی علیه السلام که جای پیغمبر خوابید، یؤثرون علی انفسهم و من الناس من یشری نفسها ابتغاه مرضاه، ایثار مال: خدیجه کبری، ایثار آبرو: امام فرمودند من معامله کردم در قطعنامه، آبرویی که داشتم با خدا. گاهی انسان آبرویش را می‌گذارد که دیگران حفظ شوند گاهی مال و گاهی جانش را می‌گذارد، حضرت زهرا در هر سه زمینه.

سه: اصول خانوادگی خیلی زیاد است حسابی می‌توانید مانور بدهید، اصل سازگاری، اصل حیا، اصل مشارکت در زندگی، اصل تکریم همسر، اصل ارتباط عاطفی با پدر و فرزند و همسر. خیلی حرف دارد.

اصول عبادی، اصل معنویت، همان شب اول که به خانه می‌آید می‌بیند نصلی لربنا، ما چرا عروس‌هایمان می‌گویند نصلی لربنا، الآن مذهبی‌هایمان نماز نمی‌خوانند، از ساعت هشت صبح آرایشگاه می‌روند تا یازده شب. بعد هم می‌گوید خراب می‌شود. خیلی مذهبی‌ها خبر دارم نماز نمی‌خوانند حتی دامادها.

می‌آید به خانه حضرت یک جایی را مصلی قرار می‌دهد، عصر جمعه بچه‌ها را جمع می‌کند دعا می‌خواند، حسن و حسین مریض می‌شوند روزه نذر می‌کند، زن‌های ما همه سفره نذر می‌کنند، جیب مردها را خالی می‌کنند، عیب ندارد همسرتان ندارد روزه نذر کن، البته آن ایثار هم در کنارش باشد. این بحث را من نوشتم منتهی فرصت نیست، فیش حضرت زهرا خیلی دارم منتهی نمی‌دانم چقدر برایتان بگویم.

اصل تکریم، روحی لروحک الفداه … إن کنت خیرٍ … اصل صداقت، ما احطتنی کاذبه و لا خائنه و …، شما ببینید عبارتی که در کلام حضرت زهرا هست این هم یکی از بحث‌ها که اصول حاکم بر زندگی حضرت زهراست.

موضوع دیگری که کمتر دیدم به آن پرداخته شده موضوع متنی است، ادعیه حضرت زهرا. ایشان دعاهای روزانه‌ای دارند که خیلی بلند اشت و خیلی کم روی آن بحث شده، یک آقایی را دیدم یک کتابی نوشته در بازار شرح دعای روزانه حضرت زهرا، من خودم ده جلسه روی آن سخنرانی کردم. مثلاً فرض کنید اللهم اجعل، اینها در مفاتیح نیست. حضرت زهرا مظهر دعاست، می‌توانید روی معنویت بحث کنید، تأثیرپذیری ایشان از قرآن، از دعا، بعد هم مقدمه‌ای از دعا بحث کنید، کتاب نهج الدعا نوشتند دارالحدیث خیلی مفصل است. بعد هر شبی یک فرازی از دعای ایشان را مطرح کنید برای مردم توضیح بدهید اللهم اجعل غفلة الناس لنا ذکرا واجعل ذکرهم لنا شکرا واجعل صالح ما نقول بألسنتنا نیةً فی قلوبه دعای روز سه‌شنبه است، خدایا وقتی همه غافل‌اند من ذاکر باشم، این را اعتقادی کنید؛ جامعه پس از پیغمبر غافل بود، منا امیر منکم امیر، ولی زهرا ذاکر بود، مقداد ذاکر بود، سلمان ذاکر بود، نباید جو زده شد، چرا اکثریت است؟

شیخ سلیم بشری به آقای سید شرف الدین در کتاب المراجعات می‌گوید همه حرفهای شما درست چرا صحابه اعراض کردند؟‌ یعنی من نمی‌توانم زیر بار دلیل اعراض صحابه بروم، اینها نپذیرفتند؟ چرا معترضین کم بودند؟ کربلا هم آدم کم بود، ۷۰ نفر، ۳۰ نفر که فامیل خود امام حسین هستند، سی هزار نفر آن طرف جمع شدند، این را باید برای مردم جا انداخت، چون خیلی در این شبکه‌ها می‌پرسند که چرا اهل‌سنت بیشتر از ما هستند؟ حکومت‌ها دنبالش بودند. در ایران هم صفویه پیدا شده و شیعه گسترش پیدا کرده، یک آل بویه پیدا شد در عراق گسترش پیدا کرد، در طول تاریخ هفت قرن بنی امیه و بنی عباس ضد شیعه کار کردند تا زمان هلاکوخان که به بغداد حمله کرد ۱۳۲ بنی امیه رفتند، ابو العباس صفاح آمده تا معتصم که قرن هفتم است.

الآن هم حکومتها ترویج می‌کنند مالزی، اندونزی، من سه سال قبل مالزی بودم بودیسم‌ها و هندوها معبد داشتند، چینی‌ها بتخانه داشتند، من رفتم یک بت‌شان را دیدم که از کعبه بزرگتر بود، بهشت و جهنم داشتند، من بهشت و جهنم رفتم، تماشایی بود. جالب است عین این روایاتی که ما داریم این هندوها بهشت و جهنم درست کرده بودند، بهشت می‌رفتی هوایش قشنگ و لطیف بود و بلبل‌ها چهچه می‌زدند مجسمه‌های زن‌های خوش تیب بود، به جهنم می‌رفتی می‌دیدی یک آلتی را گذاشتند میانش حفره‌ی آتش، این مثلاً زنا کرده بود، یا یکی زبانش دراز بود معلوم است که غیبت کرده بود. ما مراسم داشتیم نمی‌گذاشتند، یعنی برای بت پرستها آزاد بود، رقاصه‌ها برنامه کنسرت داشتند ولی ما در یک زیرزمینی مخفیانه شب…، چون فعالیت شیعه ممنوع است. این هم یکی از موضوعات است دعاهای حضرت زهرا سلام الله علیها.

چند تا از موضوعات هم فهرستوار می‌گویم که جلسه‌ای صحبت کنید. برکات فاطمی: پنج جلسه قشنگ روی برکات فاطمی می شود صحبت کرد. اولاً‌ مفهوم برکت و جایگاه برکت و برکت در قرآن چیست. کتاب نوشتند الخیر والبرکة فی القرآن و الحدیث دارالحدیث چاپ کرده تمام روایات، من هم هر جا مطرح کردم خیلی برای مردم گرفته و کاربردی ۸م بحث کرد مثلاً حضرت رسول به امیرالمؤمنین فرمود هر سرزمینی که فرود آمدی این آیه را بخوان قل رب انزلنی منزلاً مبارکا و أنت خیر المنزلین سوره مؤمنون آیه ۲۹، طرف به درد مغازه‌اش هم بخورد، بگوید این آیه را به خانه هم بزنیم، منبرها کاربردی بشود یک بهره‌ای برای مردم داشته باشد. می‌گوید در خانه‌مان جن است، دخترمان شوهر نمی‌رود، پسرمان طلسم شده، این آیه را بخوانید هر جا که می‌روید و یا به خانه‌تان بزنید. حضرت عیسی گفت جعلنی مبارکا، مبارکا امام صادق أی نفاعا، یک کمی راجع به عوامل برکت، برکت نسل، برکت مال، راههای برکت، تاجر اگر صادق باشد برکتش زیاد می‌شود إن فی الرفق الزیادة و البرکه آدم زیادی بدهد کاسب‌ها کمتر از مردم پول زیادی بگیرید، راننده تاکسی‌ها مواظب باشید، اینها را کاربردی کنید.

آمده بود دمِ قصابی می‌گفت گوشتم را بیشتر شده، می‌گفت پولت بیش از این نیست، گفت می‌دانم من عیالوارم، و قصاب با این خانم داشت کل‌کل می‌کرد، حضرت علی علیه السلام رسید، فرمود زدها فإن فی الزیادة البرکة، بیشتر به او بده برکتش را خدا می‌دهد، الآن مردم در جامعه گرفتاری اقتصادی دارند اینها به دردشان می‌خورد بعد بیائید برکات فاطمی را بگوئید، برکات علمش مصحف، برکات انفاقش ۱۸ آیه سوره هل أتی، برکت نسلش ما شاء الله به سادات که به کوری چشمی کسانی که خواستند سادات نباشند همه جا الحمدلله نور دارند، یک دختر و یازده اولاد و این همه سادات، با این همه سید کشی. پس نسلش سادات، علمش مصحف، انفاقش ۱۸ آیه، برکت همین نامش که در هر خانه‌ای نام حضرت زهرا باشد برکت است، برکت جلساتش، در خانه‌تان روضه بگیرید، این یکی از موضوعاتی است که می‌توانید روی آن بحث کنید.

موضع دیگر ادب فاطمی است، ما ادب را ۱۲ قسم کردیم، ادب خیلی مهم است لا میراث کالادب، ادب اقسامی دارد، گفتاری، رفتاری، نوشتاری، آدم در گفتار، رفتار، نوشتار و نگاهش گاهی نگاه تحقیرآمیز و بی‌ادبانه است، اینها را توضیح بدهید من اقسام ادب را نوشتم:‌در برابر خدا، در برابر پیغمبر خدا، در برابر امام معصوم، در مقابل پدر، در مقابل همسر، در مقابل عالم، در مقابل مسجد، در مقابل قرآن،‌تمام اینها را حضرت زهرا نمونه دارد. ادب در مقابل پدر را ببینید وقتی آیه نازل شد لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا آمد خانه و گفت السلام علیک یا رسول الله، پیغمبر به فاطمه نگاهی کرد گفت چرا لحن‌ات عوض شد، تا حالا می‌گفتی یا ابتاه، یا ابا، پدر آیه نازل شد که پیغمبر را معمولی صدا نزنید! پیغمبر فرمود تو جان منی قولی یا أبه، تو بگو باباجان! فإنه أرضا للرب و احیا للنفس من کِیف می‌کنم و خدا هم راضی‌تر است، این ادب در مقابل پدر است. این هم یکی از موضوعاتی است که در فاطمیه می‌شود بیان کرد.

موضوع دیگر خانواده فاطمی است که من هم مفصل نوشتم، ده خانواده را در قرآن من شناسایی کردم، هر کدام با یک شاخصه، نمی‌رسم الآن بگویم. آن ده خانواده که در قرآن نوشتیم از حضرت آدم شروع کردیم خانواده آدم و حوا مظهر توبه، خانواده موسی و دختر شعیب مظهر حیا، خانواده زکریا و همسرش مظهر خیر یسارعون فی الخیرات، خانواده ابراهیم مظهر …، ده تا خانواده هستند.

بعد بیائید در نظام خانواده که امروز متزلزل است بیش از ۲۵ درصد آمار طلاقمان است، چطور می‌توانیم فاطمه زهرا سلام الله علیها را مظهر قوام خانواده قرار بدهیم، قوام خانواده در سیره حضرت زهرا، بعد بیائید صبرش بر مشکلات، مشارکتش در زندگی و حرفهایی که هست. بهرحال اینها یک سری از موضوعاتی بود که ده درصدش را گفتم ان شاء الله که موفق باشید.

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *