مجلس اول (خطبه فدکیه)

بهمن, ۱۳۹۷ بدون نظر اندیشه, سخنرانی
دانلود فایل صوتی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله و الصلاة‌ و السلام علی سیدنا و نبینا العبد المؤید ابی القاسم محمّد صلّی الله علیه و علی أهلبیته ولعنة الله علی أعدائهم أجمعین.

«یا ممتحنة امتحنك الله الّذي خلقك قبل أن یخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة» .

تقدیم به روح مقدس و مطهر صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها صلوات دیگری هدیه بفرمایید.

از میراث‌های گران‌بهای تاریخ شیعه، خطبه نورانی صدیقه طاهره، فاطمه زهرا سلام الله علیهاست که در طول تاریخ دو موضع متفاوت از سوی اهلبیت علیهم السلام و دشمنان اهلبیت در مورد این خطبه وجود داشته. در حالی که دشمنان حتّی استناد این خطبه به صدیقه طاهره سلام الله علیها را انکار می‌کنند، ولی اهلبیت اصرار داشتند که این خطبه مورد گفت‌وگو قرار بگیرد. زید بن علی بن الحسین که از نوادگان زید شهید است، می‌گوید: «رأیت مشایخ آل أبي‌طالب یروونه عن آبائهم ویعلّمونه أبنائهم»[۱] می‌دیدم که بزرگان آل ابی‌طالب این کلام نورانی را از پدران خود روایت می‌کردند و به فرزندان خود تعلیم می‌دادند. پیداست اهلبیت علیهم السلام اصرار داشتند خطبه فراموش نشود، محور گفت‌وگو قرار گیرد. بسیار مناسب است حدأقل در أیّام فاطمیه این خطبه نورانی محور سخن در مجالس و محافل نورانی صدیقه طاهره سلام الله علیها باشد.

اراده الهی بر این تعلق گرفت که این خطبه در تاریخ محکم بماند، با اسناد فراوان، با راویان فراوان؛ قوی‌ترین سندی که در مورد این خطبه است این کتاب بلاغات النساء احمد بن ابی‌طاهر متوفای ۲۸۰ است، یعنی بیش از ۱۱۵۰ سال پیش این خطبه را در کتاب خودش نقل کرده است، آن هم نه از باب ارادت به نشر محتوای این خطبه. همان طور که از نام کتاب پیداست و در مقدمه کتاب می‌نویسد، انگیزه او جمع‌آوری خطبه‌های بلیغ از زنانی است که در تاریخ نامی از آنها باقی مانده است. دومین خطبه‌ای که در این کتاب آورده است، خطبه صدیقه طاهره سلام الله علیهاست.

به انگیزه جمع‌آوری خطبه‌های بلیغ زنان این کتاب را می‌نویسد بلاغات النساء، ولی دومین خطبه، خطبه صدیقه طاهره و سومین خطبه، خطبه بی‌بی زینب کبری سلام الله علیهاست. بعد از آن در منابع متعدد عامه و خاصه،‌ در کتاب السقیفة و فدک جوهری متوفای ۳۲۳ این خطبه نورانی آمده است. بسیاری در نقل این خطبه از همین کتاب السقیفة و فدک استفاده کرده‌اند. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه‌اش به مناسبت نامه چهل و پنجم نهج البلاغه، نامه أمیرالمؤمنین سلام الله علیه به عثمان بن حنیف: «ولو کانت في أیدینا فدك من کلّ ما ظلّته السماء»[۲] بحث مفصّلی راجع به بحث فدک دارد و این خطبه را از همین کتاب السقیفة و فدک جوهری نقل می‌کند. مروج الذهب مسعودی هم نقل می‌کند.

در منابع شیعه که فراوان است،‌ شیخ صدوق به مناسبت این که اول این خطبه فلسفه احکام آمده است «فرض الله الایمان تطهیراً من الشرك والصلاة‌ تنزیها عن الکبر»[۳] این خطبه را در علل آورده‌اند. امالی سید مرتضی، امالی شیخ مفید، همینطور قرن به قرن علمای شیعه، سید بن طاووس،‌ مرحوم محقق اربلی، از نظر سند بحثی در اسناد این خطبه و نقل این خطبه نیست. ولی بالاتر از این اسناد، عظمت کلام، این خطبه را از سند بی‌نیاز می‌کند. می‌دانید برای این که انسان بداند یک کلامی از معصوم است یا نه، یک راهش اسناد و یک راهش هم مقایسه محتوای کلام با دیگر کلمات اهلبیت علیهم السلام است. همان طور که کلمات امیر مؤمنان، خطب امیر مؤمنان، خطب پر از فصاحت و بلاغت حضرت نیاز به سند ندارد، این خطبه هم همینطور است. این جمله‌ای که مرحوم کلینی رضوان الله علیه در ذیل این خطبه امیر مؤمنان می‌نویسد. در کتاب التوحید باب جوامع التوحید، خطبه‌ای است از آقا امیر مؤمنان که یک صفحه است؛ با این جمله شروع می‌َشود: بسم الله الرحمن الرحیم «الحمد لله الأوّل بلا أوّل کان قبله والآخر بلا آخر یکون بعده» خطبه یک صفحه‌ای را مفصل مرحوم کلینی شرح می‌کند؛ در پایان می‌نویسد: «لو اجتمع السنة‌ الجنّ والانس علی أن یبیّن التوحید بمثل ما أتی به عليّ» تمام جن و انس جمع بشوند و بخواهند به زیبایی امیر مؤمنان توحید را بیان کنند، نمی‌توانند. این تحدّی است؛ تحدّی در کلام خالق قرآن دارد، تحدّی در کلام مخلوق مرحوم کلینی می‌فرماید جن و انس جمع می‌َشوند. «لیس فیه النبيّ» می‌گوید البته انبیا در میانشان نباشد.

یکی از شارحین کافی شریف وقتی به این خطبه می‌رسد و این خطبه را مفصّلاً در صد صفحه در بیست فصل شرح می‌کند،‌ به این کلام مرحوم کلینی که می‌رسد، می‌گوید: ای کاش «لیس فیه النبيّ» را نمی‌فرمود؛ جن و انس بیایند، با انبیایشان بیایند اگر می‌توانند به زیبایی امیر مؤمنان سلام الله علیه در توحید سخن بگویند. چرا گفتی «لیس فیه النبيّ»؟

خطبه صدیقه طاهره سلام الله علیها هم همینطور است و در همین فضاست. خطبه را می‌توان حداقل به ده بخش تقسیم کرد: ‌اهداف آفرینش، علل و فلسفه احکام، اهداف بعثت، خدمات پیامبر، شرایط مردم جاهلیت قبل از بعثت، دشمنانی که در برابر پیامبر حضور داشتند، خدمات امیر مؤمنان سلام الله علیه، حوادثی که بعد از پیامبر پیش آمد و یک بخشی از آن هم موضوع فدک است، ولی می‌توان گفت که بخش‌های عمده این خطبه همان دفاع از حریم ولایت و امامت، خدمات امیر مؤمنان سلام الله علیه است. من در محضر شما اساتید بزرگوار عرض می‌کنم، فرازهایی در این خطبه نورانی وجود دارد که باید گفت انصافاً هیچ کسی جز صدیقه طاهره سلام الله علیها نمی‌توانست و جرأت نمی‌کرد که اینطوری سخن بگوید. آن بخش‌های بسیار بسیار افشاگرانه‌ای که در این خطبه نورانی آمده است و مطلب دیگر فضای ایراد این خطبه است؛ آن فضا هم خیلی مهم است. همه کسانی که خطبه را نقل کرده‌اند از قدیم مثل بلاغات النساء و دیگران این فضا را آورده‌اند که «لما أجمع فلان و فلان علی منع فاطمة سلام الله علیها فدکاً وبلغها ذلك لاثت خمارها علی رأسها واشتملت بجلبابها واقبلت فی لمة من حفدتها و نساء قومها تطأ ذیولها ما تخرم مشیتها مشیة رسول الله حتّی دخلت علی فلان و هو فی حشد من المهاجرین والانصار وغیرهم فنیطت دونها ملاءة فجلست ثمّ أنّت أنّة  أجهش القوم لها بالبکاء … فافتتحت الكلام بحمد الله والثناء عليه والصلاة على رسول الله» این فضای ایراد خطبه است. وقتی به صدیقه طاهره سلام الله علیها خبر دادند که کارگران شما را از فدک بیرون کردند. ذیل آیه {و آت ذا القربی حقّه}[۴] ملاحظه فرموده‌اید، منابع خاصه و عامه فراوان است که بعد از نزول این آیه حضرت فدک را به صدیقه طاهره سلام الله علیها بخشید که بحث فدک در ادامه این خطبه نورانی است و می‌رسیم. وقتی به حضرت خبر دادند، حضرت حرکت کردند به طرف مسجد، ولی به این شکل «لاثت خمارها علی رأسها» . خمار آن مقنعه بلندی را می‌گویند که تمام سر و گردن و بخشی از سینه را می‌پوشاند. در قرآن کریم هم هست: {ولیضربن بخمرهنّ علی جیوبهنّ}[۵]. علاوه بر این پوشش، «واشتملت بجلبابها» جلباب آن پوشش سراسری را می‌گویند مثل چادر، اینها را بر سر کردند و راه افتادند. این حجاب فاطمه زهرا سلام الله علیهاست. «وأقبلت في لمة» تنها نیامدند، یک جماعتی «من حفدتها ونساء قومها» حفده زنان هم‌فکر و بعضی از خویشان حضرت. نام نبرده‌اند و در تاریخ نیامده است که این زنان هم‌فکر چه کسانی بودند. آن چه مسلّم است، زینب کبری سلام الله علیها همراه مادر بوده است. یکی از کسانی که خطبه نورانی را روایت می‌کند، بی‌بی‌ زینب کبری سلام الله علیهاست. «تطأ ذیولها» این چادر را که حضرت بر سر کرد، چادر زیر پای حضرت قرار می‌گرفت. گاهی دیده‌اید که انسان با ناراحتی و با عجله یک مسیری را می‌رود، عبایی به دوش دارد،‌ خانم چادری به سر دارد و این عبا یا چادپ زیر پای او قرار می‌گیرد. «ما تخرم مشیتها مشیة رسول الله» راه رفتن کأنّه راه رفتن پیامبر. حتما می‌دانید تا آن جایی که من اطلاع دارم اگر اشتباه نکنم، قدیمی‌ترین مسند فاطمه زهرا سلام الله علیها این مسندی است که ملا جلال الدین سیوطی دارد، صاحب تفسیر در المنثور، تفسیر جلالین، از اهل سنت است. تقریبا چهارصد و پانصد سال پیش زندگی می‌کرده است. ظاهرا قدیمی‌ترین مسند فاطمه زهرا سلام الله علیها باشد، خیلی هم مفصل نیست. اگر عزیزان و سروران من، اساتید من، علمای بزرگوار این مسند را ندیده‌اند، ملاحظه بفرمایید خیلی روایت‌های زیبا و جالبی در مورد صدیقه طاهره سلام الله علیها دارد. از جمله او این روایت را نقل می‌کند از یکی از همسران پیامبر که فاطمه اشبه الناس برسول الله بود. «ما تخرم مشیتها مشیة رسول الله» راه رفتن، راه رفتن پیامبر بود. «حتّی دخلت» وقتی وارد شدند، غاصبان خلافت هم تنها نبودند «في حشد من المهاجرین والأنصار وغیرهم» جمع زیادی از مهاجر و انصار و دیگران هم بودند. «فجلست» حضرت نشستند «نیطت دونها ملاءة» بلافاصله پرده‌ای زدند به احترام بی‌بی سلام الله علیها، حضرت پشت پرده نشستند. اول خطبه نخواندند «أنّت أنّة» یک ناله‌ای زد زهرا سلام الله علیها «أجهش لها القوم بالبکاء» نه این که گریه کردند! ما الان گریه می‌کنیم در عزا. اجهاش را معنا می‌کنند، گاهی دیده‌اید این بچه‌های خردسال خودشان را پرتاپ می‌کنند، گریه می‌کنند، شیون می‌کنند، زاری می‌زنند،‌ در دامن مادر خودشان را پرتاپ می‌کنند، عرب به این می‌گوید اجهاش. چه ناله‌ای زده صدیقه طاهره سلام الله علیها؟‌ چطور ناله زده است؟ نمی‌دانم. آن‌هایی که در مسجد بودند، ضجه زدند، شیون زدند، پرتاپ کردند خودشان را. چرا ناله زد؟ ننوشته‌اند. شاید نگاهشان به منبر پدر افتاد، بابا جان! بالای همین منبر گفتی: «رضا الله رضا فاطمة» بالای همین منبر گفتی: «فاطمة بضعة منّي» . شاید نگاهشان به مسیر منبر و محراب تا خانه افتاد، بابا جان! همین مسیر بود که شش ماه آمدی [و گفتی:] «السلام علیکم یا أهل البیت إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهّرکم تطهیراً» . گفت:

بعد از تو ای پدر ز جنایات امتت             از حق جز آرزوی شهادت نداشتم

پیداست حال من ز نماز نشسته‌ام             چون ایستاده حال عبادت نداشتم

دشمن ز من دو بینه می‌خواست ولی                    کس جز علی برای شهادت نداشتم

دیدار این دو روح مرا رنج می‌دهد            از قاتل انتظار عیادت نداشتم

چه خاطراتی برای بی‌بی فاطمه زهرا سلام الله علیها تداعی شد؟ «أنّت أنّه أجهش لها القوم بالبکاء» به قدری شیون شدید شد، که حضرت دیگر نتوانستند خطبه را بخوانند و شروع کنند. البته می‌دانید متأسفانه این مردم تا همین حد با حضرت همراهی کردند. خطبه که تمام می‌شود، کسی از زهرای مرضیه دفاع نمی‌کند. من بارها عرض کرده‌ام، باز هم امروز تأکید می‌کنم، عزیزان من! فکر می‌کنم این درست است، اساتید من بهتر از من می‌دانند؛ خیلی از حرفهایی که در تاریخ گفته شده است انسان فقط باید مطالعه کند، هر چه آنجا هست به این معنا نیست که انسان در یک تریبون عمومی بیان کند. خطبه که تمام می‌شود، گفت‌وگویی است بین صدیقه طاهره سلام الله علیها و غاصبین خلافت، جسارتی به فاطمه زهرا سلام الله علیها کردند که تا امروز به خودم اجازه ندادم به اشاره آن عبارت را بگویم. شما هم اگر مراجعه کردید و در منابع دیدید، در سخنرانی‌ها نگویید. جمله‌ای که عرض کردم در سند این جمله گاهی تردید می‌شود، ‌شاید به قرینه این جسارتی که به صدیقه طاهره سلام الله علیها کردند، مؤید این است که آن جمله بوده است. اگر چه امیر مؤمنان منتظر بود «عليّ یتطلع طلوعها» علی سر می‌کشید ببیند زهرا بر می‌گردد یا نه. امیر مؤمنان نگران بود که حوادث بین دیوار و در، در مسجد تکرار نشود و این احتمال بود. اینها از هیچ جرم و جنایتی ابا نداشتند. لذا عرض کردم که این جمله بوده است یا نه، حضرت وقتی آمدند مسجد، نمی‌دانم بی‌بی به امیر مؤمنان عرض کردند یا نه «اشتملت شملة الجنین وقعدت حجرة‌ الظنین»[۶] تویی فاتح خیبر؟! تویی که آسمانیان سکه به نامت زدند «لا فتی إلّا علی [لا سیف إلّا ذو الفقار]»[۷] ؟ تویی که پدرم فرمود: «ضربة عليّ یوم الخندق أفضل من عبادة الثقلین»[۸] ؟! به هر حال، صدیقه طاهره سلام الله علیها در این فضا یک ناله زده است، ولی مردم در حد ناله همراهی کردند.

خطبه که تمام می‌شود، ببینید گزارش خطبه را، چند بار گفت‌وگو شده است، ولی عکس العمل عمومی در مسجد دیده نمی‌شود. به قول آن عالم بزرگوار که می‌نویسد: وقتی من این فرازهای تاریخ زندگانی صدیقه طاهره سلام الله علیها را دارم در کتابم می‌نویسم، اشک من بر صفحات کتاب جاری است که چگونه کسی جواب زهرا سلام الله علیها را نداد، خطبه خوانده، استدلال کرده، احتجاج کرده، در این خطبه کوتاه؛ می‌دانید که اگر این خطبه را از اول تا آخر بخوانم یک سخنرانی بیست دقیقه‌ای است، قریب به پنجاه آیه قرآن حضرت یا خوانده‌اند و یا کلامشان استناد به آیات داشته است. احتجاج کرده‌اند، دلیل آورده‌اند، برهان دارد، ولی بعد از خطبه یک نفر همراهی نکرده است. آن وقت این عالم بزرگوار می‌نویسد: چطور اینجا کسی همراهی نکرده است؟ اما بیست و پنج سال بعد وقتی امیر مؤمنان سلام الله علیه دوران خلافتشان آغاز می‌شود، یک نفر می‌تواند جنگ جمل را به راه بیندازد، دهها هزار نفر را در برابر امیر مؤمنان بسیج کرد که شیخ مفید رضوان الله علیه می‌نویسد در کتاب جمل: سی هزار نفر در جمل کشته شدند، بیست و پنج هزار نفر از جملی‌ها و پنج هزار نفر از یاران امیر مؤمنان سلام الله علیه. حضرت فرمود: تا این شتر برپاست این فتنه خاموش نمی‌شود؛ این شتر را باید بنشانید. شیخ مفید می‌نویسد: کسانی که لجام و مهار این شتر را به دست گرفته بودند، برای این که این شتر بر زمین ننشیند، دستشان قطع می‌شد ولی نفر بعدی می‌آمد، هفتاد دست قطع شد که این شتر بر زمین ننشیند. وقتی شتر کشته شد در این درگیری، بعد از جنگ امیر مؤمنان فرمود: چقدر شبیه گوساله سامری هستی!

مرحوم طبرسی رضوان الله علیه در مجمع البیان می‌نویسد: سامری سه روز وقت داشت برای دعوت به گوساله‌پرستی، ششصد هزار نفر را گوساله‌پرست کرد. ولی اینجا ششصد هزار نفر نیست، این بلایی که تا به امروز ما گرفتار آن هستیم. فرمود: چقدر شبیه گوساله سامری هستی! فرمود: کشته این شتر را هم آتش بزنید

امیر مؤمنان صحبت کردند و خطبه خواندند، فرمودند: مردم بصره، چه ایرادی در زندگی من بود که با من جنگیدید؟ «ما الّذي نقموا» انتقامتان چیست؟ عیب من چیست؟ «أشار إلی صرّة فیها نفقته» کیسه‌ای بود که خرجی حضرت در آن بود، فرمود: «والله» به خدا قسم «إنّها من غلّتي بالمدینة» از درآمد شخصی خودم در مدینه است. به خدا قسم خرجی خودم را از شما و مال شما و بیت المال برنداشته‌ام. «أشار إلی قمیصه»[۹] پیراهنی بر تن حضرت بود، فرمود: به خدا قسم این پیراهن غزل اهلبیتم است، از بیت المال نیست. چه ایرادی داشتم؟ چه عیبی در زندگی من بود؟ چه اشکالی در حکومت من بود که با من اینطور می‌جنگید؟

می‌دانید که طلحه و زبیر رقمی نبودند تا بتوانند اینطور مسلمان‌ها را جمع کنند؛ شخص دیگری بود که از حریم پیامبر استفاده کرد. این تاریخ چطور باید تحلیل بشود، چطور بیست و پنج سال بعد او می‌تواند دهها هزار نفر را جمع کند، ولی وقتی صدیقه طاهره سلام الله علیها خطبه می‌خواند و فریاد می‌زند، به حضرت می‌گویند: «مضت بیعتنا لهذا الرجل»[۱۰] ما بیعت کرده‌ایم و دیگر بیعت نمی‌شکنیم. یک بیانی دارد امیر مؤمنان سلام الله علیه در نهج البلاغه، خطبه ۲۱۰، تحلیل امیر مؤمنان است. حضرت آنجا می‌فرماید: «لقد أخبرك الله عن المنافقین بما أخبرك ووصفهم بما وصفهم به ثمّ بقوا بعده وتقربوا إلی أئمّة ‌الضلال فأکلوا بهم الدنیا وبلوهم رقاب الناس» تا می‌رسد به اینجا: «وإنما الناس مع الملوك والدنیا إلّا من عصم الله»[۱۱] امروز اینطور جمع شدند، امروز اینها قدرت در اختیارشان است.

به هر حال، «أنّت أنّة أجهش لها القوم بالبکاء» حضرت آرام گرفتند، ‌منتظر ماندند تا این شیون و ضجه تمام بشود. «افتتحت الکلام بحمد الله و الثناء علیه والصلاة علی رسوله» تا نام پدر را بردند، عبارت این است: «عاد القوم في بکائهم» نام رسول الله از زبان فاطمه سلام الله علیها جاری شد، دوباره گریه کردند. باز حضرت صبر کردند، آرام شدند تا جلسه آماده بشود برای خواندن خطبه. عرض کردم که خطبه فرازهای فراوانی دارد، ‌اجازه بدهید که من فقط این فراز از این خطبه نورانی را در این فاطمیه صدیقه طاهره سلام الله علیها، در این روز شهادت بخوانم. به خودم اجازه نمی‌دهم بیش از این، این مرجع بزرگواری که از اول مجلس در جلسه حضور پیدا می‌کنند شاید مناسب نباشد اطاله سخن بیش از این، شرح این خطبه را می‌گذارم برای دو روز بعد.

«اعلموا أني‏ فاطمة وأبي محمد أقول عوداً وبدواً ولا أقول ما أقول غلطاً ولا أفعل ما أفعل شططاً، (لقد جاءكم رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتّم‏ حريص عليكم بالمؤمنين رؤوفٌ رحيم)، ‏ فإن تعزوه‏ وتعرفوه تجدوه أبي دون نسائكم وأخا ابن عمي دون رجالكم‏ ولنعم المعزيّ إليه … (و كنتم على شفا حفرة من النار) مذقة الشارب‏ ونهزة الطامع‏ وقبسة العجلان و موطئ الأقدام‏ تشربون الطرق‏ و تقتاتون القد أذلة خاسئين‏ (تخافون أن يتخطفكم الناس‏) من حولكم فأنقذكم الله تبارك و تعالى بمحمد بعد اللتيا و التي و بعد أن مني ببهم‏ الرجال وذؤبان العرب ومردة أهل الكتاب‏ (كلما أوقدوا نارا للحرب أطفأها الله‏) … أو فغرت فاغرة من المشركين‏ قذف أخاه في لهواتها» اینها حساس‌ترین و زیباترین فراز این خطبه نورانی در معرفی امیر مؤمنان است. «فلا ينكفئ حتى يطأ صماخها بأخمصه‏ ويخمد لهبها بسيفه مكدوداً في ذات الله مجتهداً في أمر الله سيدا في أولياء الله قريباً من رسول الله مجدا کادحا مشمرا ناصحا لا تأخذه في الله لومة لائم وأنتم في رفاهيّة من العيش وادعون‏ فاكهون‏ آمنون تتربّصون بنا الدوائر وتنکصون عند النزال وتفرّون من القتال فلما اختار الله لنبيّه دار أنبيائه ومأوى أصفيائه ظهر فيكم حسیكة النفاق‏ وسمل جلباب الدين‏ ونطق كاظم الغاوين‏ و هدر فنيق المبطلين و نبغ خامل الأقلين‏، فخطر في عرصاتكم‏ وأطلع الشيطان رأسه من مغرزه هاتفاً بكم‏ فألفاكم لدعوته مستجيبين وللغرّة فيه ملاحظين فوسمتم غير إبلكم‏ و وردتم غير مشربكم‏ هذا والعهد قريب والكلم رحيب‏ والجرح لمّا يندمل‏ والرسول لمّا يقبر ابتداراً زعمتم خوف الفتنة (ألا في الفتنة سقطوا و إن جهنم لمحيطة بالكافرين)‏ … أفعلی عمد ترکتم کتاب الله ونبذتموه وراء ظهورکم؟ أم أنتم أعلم بعموم القرآن وخصوصه من أبي وابن عمّي؟ أم هل تقولون إنّ أهل الملّة لا یتوارثان، أولست أنا وأبي من أهل ملّة واحدة» از موانع ارث کفر است، شاید من را کافر می‌دانید از پدر مسلمانم ارث نمی‌ّبرم؟! صدیقه طاهره سلام الله علیها فریاد زده است و خطبه خوانده است، اما دید در این مرده‌دل‌ها اثر ندارد. روایت این است: «رمت» صورتشان را برگردادند به طرف یک زنده دلی که در قبر آرمیده است؛ با پدرم درد دل کنم.

قل للمغیّب تحت أطباق الثری               إن کنت تسمع صرختي وندائيا

صبت عليّ مصائبٌ لو أنّها                             صبّت علی الأیام صرن لیالیا

قد کنت ذات حمی بظل محمّد                لا أخش من ضیم و کان جمالیا[۱۲]

اجازه بدهید بیت بعد صدیقه طاهره را نخوانم. بابا، اینها که نمی‌فهمند، تو که صدای من را می‌شنوی: «صبت عليّ مصائبٌ» . اجازه دارم امروز روضه را اینطور بخوانم یا نه، حق این روضه ادا می‌شود یا نه.

دیروز بعد از ظهر بود آمدند خانه خودشان امیر مؤمنان، دیدند بی‌بی بساط بیماری را جمع کرده است. خیلی امیر مؤمنان خوشحال شدند، الحمد لله زهرا جان راه افتادی. دیگر تمام شد «ما زالت بعد أبیها معصبة الرأس ناحلة الجسم منهدة الرکن باکیة العین محترقة القلب یغشی علیها ساعة بعد ساعة»[۱۳] الحمد لله خوب شدی بی‌بی جان. یک جمله‌ای جواب امیر مؤمنان را داد، قلب علی آتش گرفت. راه نیفتادم، نه!

چون روز آخر بود کار خانه کردم                       گیسوی فرزندان خود را شانه کردم

امشب به نخل آرزویم برگ پیداست                    در چهره زردم نشان مرگ پیداست

از کجا می‌گویی بی‌بی‌ جان؟ بابایم را خواب دیدم، فرمودند: همین امشب مهمان من هستی. دست زهرا را گرفت، آورد داخل اطاق. حق این یک جمله ادا می‌شود یا نه؟ «جلس عند رأسها ضمّها إلی صدره» سر زهرایش را به سینه چسبانید «بكیا ساعة» مدتی هر دو گریه می‌کردند.

فاطمه جان، تو چرا گریه می‌کنی؟ «أبکي لما تلقی بعدي»[۱۴] . ولی بی‌بی به امیر مؤمنان سفارش کرد: گریه کن؛

ابكني و ابك للیتامی ولا تنس                قتیل العدی بطف العراق[۱۵]

یا صاحب الزمان، یا بقیة الله، این مرجع بزرگوار باز تأکید فرمودند اینجا روضه بیشتر خوانده شود، روز شهادت و در این فاطمیه.

بعد از نبی به دخترش امت نداد               از مهر کس تسلّی آن خسته جان نداد

اگر از من و شما بپرسند که چرا بی‌بی روز اول با امیر مؤمنان نرفت مسجد؟

می‌خواست با علی سوی مسجد رود ولی               دردا که تازیانه قنفذ امان نداد

مگر می‌شود یک بانویی بین در و دیوار قرار بگیرد؟ مگر می‌َشود آن همه بلا و مصیبت، هفتاد و پنج روز عمر کند؟ این شاعر جواب داده است:

می‌خواست تا که دهد جان به پشت در                 چون بی‌کسی علی دید جان نداد

هر قهرمان کند به نشان خود افتخار                      زهرا نشان خود به علی هم نشان نداد

اگر نشان داده بود، امشب میان غسل بدن زهرا سر به دیوار نمی‌گذاشت.

تو می‌بینی علی را زار و خسته                نمی‌بینی تو پهلوی شکسته

روز شهادت است؛ امام مجتبی در آن مجلسی که مرحوم طبرسی در احتجاج می‌نویسد، معاویه چند نفر را جمع کرد، مغیره آمد، عمرو عاص آمد، عقبه آمد، ولی آمد، خیلی به امام مجتبی جسارت کردند. حضرت جواب همه‌شان را دادند. نوبت به مغیره رسید، فرمود: من به تو چه بگویم؟ یا این جمله را نخوانم، یا حقش ادا بشود. «أنت الذي ضربت أمّي فاطمة حتّی أدمیتها وألقت ما في بطنها»[۱۶].

من ایستاده بودم، دیدم که مادرم را                      دشمن گهی به کوچه، گاهی به خانه می‌زد

گردیده بود قنفذ همدست با مغیره                        او با غلاف شمشیر، این تازیانه می‌زد

به امام صادق گفتند: آقا جان، مادر جوانتان چرا به شهادت رسید؟ فرمود: «وکان سبب وفاتها أنّ قنفذا لکزها بنعل السیف»[۱۷].

پایان

 

[۱]. عوالم العلوم، ج ۱۱، ص ۶۹۰٫

[۲]. نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ۴۱۷٫

[۳]. علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۴۸٫

[۴]. الإسراء: ۲۶٫

[۵]. النور: ۳۱٫

[۶]. الاحتجاج، ج ۱، ص ۱۰۷٫

[۷]. الکافی، ج ۸، ص ۱۱۰

[۸]. اقبال الاعمال،‌ ج ۱، ص ۴۶۷٫

[۹]. بحارالانوار، ج ۴۰، ص ۳۲۵٫

[۱۰]. شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید)، ج ۶، ص ۱۳٫

[۱۱]. الکافي، ج ۱، ص ۶۳٫

[۱۲]. مناقب آل ابی طالب، ج ۱، ص ۲۴۲٫

[۱۳]. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۸۱٫

[۱۴]. المصدر، ص ۲۱۸٫

[۱۵]. ریاض الابرار، ج ۱، ص ۶۲٫

[۱۶]. الاحتجاج، ج ۱، ص ۲۷۸٫

[۱۷]. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۷۰٫

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *