ایمان یا عمل

فروردین, ۱۳۹۹ بدون نظر اندیشه, پرسش و پاسخ

ایمان مهم است یا عمل؟ کسی که ایمان به خدا و دین دارد، اما دروغ می‌گوید، کم کاری می‌کند، بد اخلاقی می‌کند، گرانفروشی می‌کند و …، بهتر است یا کسی که اعتقادی به دین ندارد ولی وفای به عهد دارد، گشاده‌رو است، با خانواده خوش‌اخلاق است، در بیت المال حساس است و حلال و حرام حالیش می‌شود؟

جواب:
قبل از پاسخ به این سخن باطل، دو پرسش از شما می پرسم:
اگر از شما بپرسند: انسان زنده‌ی زشت مهم است یا مرده‌ی زیبا، چه پاسخی می‌دهید؟
اگر بپرسند روح مهم است یا جسم چه پاسخی می‌دهید؟
بله خوب متوجه شدید این نوع مقایسه کاریست اشتباه و به تعبیری قیاس مع الفارق است که سوال کننده در اینجا از یک روش قدیمی بهره گرفته که البته قدیمی شده اما کهنه نشده و هنوز معاندان ازآن بهره می گیرند.
حال پاسخ این است که:
اولاً: بدانیم به کارگیری این روش‌ها در قیاس مؤمن و کافر، حقه ای بسیار قدیمی است، اما کهنه نشده و هنوز هم به کار گرفته می‌شود.
در این روش، ذهن انسان را می‌گذارند مقابل مؤمنی که بسیار بد عمل است و کافری که بسیار خوش عمل است! بعد می‌پرسند: حالا کدام بهتر است؟
در این نوع سوالات، همیشه یکسری صفات نکوهیده و حتی رذیله، برای مؤمن شمرده می‌شود و یک سری صفات حمیده و پسندیده برای کافر ردیف می‌شود و بعد می‌پرسند: حالا بگویید کدام بهتر است؟
خب، مگر انسان مجبور است که چنین قیاس بی‌جهتی را انجام دهد و حتماً داوری هم بکند و بگوید کدام بهتر است یا کدام بدتر است؟ و چون نمی‌داند که این فریب است، حکم کند که کافر بهتر است!
دوماً: خودتان می‌ گویید: «مؤمنی که بد عمل می‌کند» و «کافری که خوب عمل می‌کند»؛ پس معلوم می‌شود که اعتقادات یک مقوله است و اعمال مقوله‌ای دیگر؛ یکی به شخصیت و شاکله‌ی انسان بر می‌گردد و دیگری به عملکردهای او؛ در اصطلاح علمی به آن می‌گویند: «حُسن فاعلی = انسان خوب» و «حُسن فعلی = کار خوب». حیوانات و ماشین‌ها، اغلب خوب کار می‌کنند، اما انسان خوب محسوب نمی‌گردند.
سوماً: خداوند متعال می‌فرماید که بهشت رفتن، مستلزم حُسن فاعلی به اضافه حُسن فعلی است، یعنی کار خوب، از آدم خوب؛ از این رو همیشه «ایمان و عمل صالح» را با هم آورده است و بشارت بهشت (جایگاه انسان‌های رشد یافته و کمال رسیده)، به آنان داده شده است:
«وَبَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَـذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ» (البقره، ۲۵)
ترجمه: و کسانى را که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته انجام داده‌‏اند، مژده ده که ایشان را باغ‌هایى خواهد بود که از زیر [درختان‏] آنها جوی‌ها روان است. هرگاه میوه‌‏اى از آن روزىِ ایشان شود، مى‏‌گویند: «این همان است که پیش از این [نیز] روزىِ ما بوده» و مانند آن [نعمت‌ها] براى آنها آورده شود و در آنجا همسرانى پاکیزه خواهند داشت و در آنجا جاودانه بمانند.
چهارماً: اسلام و ایمان به لفظ و اسم نیست؛ همانگونه که سایر کمالات به لفظ محقق نمی‌گردد.
همین که به شخصی بگویند: دانشمند، او برخوردار از دانش نمی‌گردد، همین که به شخصی بگویند مهندس او مهندس نمی شود، به صرف این که کسی را دکتر صدا کنند تا خوشش بیاید دکتر نمی‌شود.
در واقع ایمان، روح عمل است که شاخصه‌های خود را دارد و مؤمن متصف به آن شاخصه‌هاست و مبرا از این صفات نکوهیده‌ای است که برای او بر می‌شمرند. پس اگر کسی دارای این صفات نکوهیده و زشت بود، اساساً مؤمن نیست، هر چند ظاهر الصلاح باشد و یا دیگران او را مؤمن بشناسند. (مگر منافق نمی‌تواند به شکل مؤمن درآید؟ خب اگر چنین نبود که اسمش منافق نمی‌شد.)

برخی از صفات مؤمن:
در سوره المؤمنون، به برخی از صفات و رفتارهای مؤمن تصریح شده است، یعنی مؤمن حتماً این صفات و رفتارها را دارا می‌باشد، پس اگر کسی دارای آنها نبود، اساساً مؤمن نیست.
در این سوره راجع به مؤمن می‌فرماید:
نه تنها اهل نماز است، بلکه در نمازش خاشع نیز هست: (الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ.)
از کار بیهوده پرهیز می‌کند: (وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ.)
به پرداخت زکات (انواع آن) عمل می‌کند: (وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ.)
در حفظ امانت و عودت آن و نیز در وفای به تعهدات، بسیار رعایت می‌کند: (وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ.)
از نمازش محافظت می‌کند که به آن آفت نخورد و صدمه وارد نشود و حبط و بی اثر نگردد (وَالَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ.)

نتیجه:
پس اگر کسی پرسید شخص مومنی که نه تنها هیچ یک از این صفات را ندارد، بلکه متصف به صفات نکوهیده و متخلق به اخلاق رذیله نیز هست، حالا بگویید او بهتر است یا کافری که راست می‌گوید، درست کردار است و …؟
پاسخش این است: که این نوع مقایسه کاریست اشتباه و صاحب اوصافی که می شمارید، اصلاً مؤمن نیست که بخواهد مقایسه شود. پس در واقع این مقایسه بین دو بی‌ایمانی است که یکی کارهای خوب هم دارد و دیگر ندارد.
اسلام و ایمان هم نیز شدت و ضعف مرتبه دارد. یکی کلاس اول است، فقط باور کرده که خدا و معادی در کار است، خب همین جا از صف کفار جدا می‌شود، یکی دیگر بیشتر دانسته و باور کرده و یکی دیگر بیشتر و …؛ اما این مربوط به شخصیت آنان می‌شود و حالا نوبت به اعمال و رفتارشان می‌رسد. حساب و کتاب هم از اعتقادات هست و هم از اعمال.

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *