هویت ایرانی

فروردین, ۱۳۹۹ بدون نظر اندیشه, پرسش و پاسخ

ما ایرانیان فارس زبان و از نژاد آریایی هستیم، ما دارای فرهنگی کهن و عمیق و صاحب هویت مستقل هستیم، ما زرتشت و کوروش داشته ایم، چرا باید از دين عربی اسلام و پیامبری عرب زبان اطاعت کنیم؟

قبل از پاسخ به این سخن باطل، چند سوال از شما می پرسم:
آیا غربی ها و سایر مردم دنیا، به دلیل اینکه علم جبر و مثلثات را ایرانیان رشد داده اند، آن را دور می اندازند؟
آیا ما به دلیل اینکه فلان دستگاه مفید در غرب اختراع شده، استفاده از آن را بد می دانیم؟
آيا ما خود را از ميراث دانشمندان ملت های ديگر، به اين بهانه كه زبان آنان فارسی نبوده، محروم می كنيم؟

و اما پاسخ این سخنان در چند نکته:
۱- اغلب سازندگان این سخنان باطل، اصلاً به خدا نیز اعتقادی ندارند که بخواهند به پیامبر ایرانی یا عربش اعتقاد داشته باشند.
کوروش پیامبر باشد یا نباشد، زرتشت پیامبر باشد یا نباشد و… چه فرقی دارد؟ پیامبر یعنی فرستاده‌ی خدا، نه نماینده یک ملیت در مجلس آن کشور.
پیامبران دعوت کنندگان به زبان و قوم و هویت و نژاد خاصی که نبوده اند؛ کدام پیامبر خدا مردم را به ملیت و نژادپرستی دعوت کرده است؟
پیامبر اسلام نیز به ملیتش دعوت نکرده است که شما بگویید از عرب تبعیت نمی کنید، اوبه توحید و معاد و عقل و شعور دعوت کرده است.

۲- هم اکنون، عده زیادی از مردم جهان که در اوپا و آمریکا زندگی می‌کنند، پیرو دین حضرت عیسی علیه السلام هستند که زبانش عبری و اهل بیت المقدس است.
گروهی از مردم دنیا مسلمان هستند که می شود گفت نیمی از آنها از نژاد عرب نمی‌باشند.
عده ای از مردم جهان از بودا پیروی می‌کنند که خودش نیز ادعای پیامبری نداشت و در اصل اهل نپال بوده است.
بخش گسترده‌ی دیگری هندو هستند، بخش قابل توجهی گاوپرستند و شیطان پرست و…
حالا چطور اینجا کسی اعتراضی ندارد که چرا مردمان اروپا و فلان سرزمین از پیامبری غیر از سرزمین و نژاد و زبان خودشان اطاعت می کنند اما نوبت به اسلام که می‌رسد، برای ما پیامبر ایرانی و غیر ایرانی مطرح می‌کنند، شناسنامه می‌آورند و اگر کم آوردند، هر کس را که خوششان آمد و به کارشان خورد، پیامبر می‌نامند و عرب و عجم می‌کنند!

۳- اصولا مگر حق به زبان خاص تعلق دارد؟ انسان از کشفیات واختراعات دانشمندان جهان استفاده می کند، از علوم فرزانگان و نخبگان دنیا بهره می‌گیرد؛ حال در این بهره گیری زبان و قوم و قبیله و نژاد را دخالت می دهد؟
درست است جواب منفیست چون هیچ انسان عاقلی خود را از علوم دانشمندان و مخترعان به بهانه‌ی همزبان نبودن محروم نمی کند.
حال چه شد در بحث دین و پیامبر و مذهب، زبان و کشور و قوم و قبیله مهم شد؟!
چرا در بحث دین ومذهب زبان و وطن و مكان را دخالت می دهيم؟!
مگر دین و مذهب و پیامبر تابع زمان و مكان است؟!
آيا خداپرستی و يكتا پرستی ربطی به فارسی و عربی بودن دارد؟

۴- پيامبران همگی فرستادگان يك خدا برای هدايت انسانها به سوی سعادت هستند. پیامبران معارف توحيد و نبوت و معاد و اخلاق انسانی و دستورعمل های حياتبخش را از جانب پروردگار برای بشر به ارمغان آورده اند و هر پيامبری همه‌ی پيامبران قبل از خود را تصديق كرده و تاييد نموده، به پيامبران بعد از خود بشارت داده، پيروانش را به اطاعت از آنان در صورت درك زمان آنها فرا خوانده، همه‌ی پيامبران گذشته به آمدن پيامبر خاتم بشارت داده، پيروان خود را به اطاعت از او فراخوانده اند.
حالا چگونه ممكن است مثلا ما پيرو زرتشت به عنوان پيامبر فارسی زبان باشيم و به پيامبر خاتم، ايمان نياوريم؟
آیا این سخن درست است که چون دین اسلام به زبان عربی نازل شده اند، باید از آن دوری کنیم؟

۵- تعریف ایران چیست؟ تعریف عربستان چیست؟ تعریف آمریکا چیست؟
خدا زمین را خلق نموده است، نه کشورها را؛ مرزها را حکومتها و سردمداران قدرت درست کرده اند. ایران زمانی چند برابر ایران کنونی بود؛ روزگاری تاجیکستان و ترکمنستان و آذربایجان و… هم جزئی از ایران بودند، امّا امروز هر کدام برای خود کشوری هستند.
خدا آدم و حوا را خلق نموده و تمام انسانها هم فرزندان آدم و حوا هستند. پس انسان، انسان است چه سیاه پوست باشد، چه سفید پوست باشد، چه سرخپوست باشد؛ نژاد و قوم و قبیله و این عناوین از اعتباریات است.
زبان هم صرفاً ابزار برقراری ارتباط است و هیچ ارزش ذاتی ندارد؛ زبان ابزاری است برای تفهیم و تفاهم که آموختنی است.
حال با توجه به این مطالب دقت کنید که دین حق یعنی آن فرمانی که خداوند متعال برای سعادت انسانها فرستاده است و خدا، خدای تمام مردم می باشد و فرمان او نیز سعادت بخش برای همه‌ی عمل کنندگان است. خدا دین را برای عرب یا عجم یا انسان غربی یا شرقی یا مرد یا زن نمی فرستد، بلکه او دین را برای نوع انسان می فرستد. دین کاری با رنگ پوست و زبان و نژاد و مکان و زمان افراد ندارد، دین با حقیقت انسانها سر و کار دارد و می خواهد انسان را ترقی دهد و حقیقت انسانی همهی انسانها از یک حقیقت سر چشمه گرفته است. پس دین برای همه‌ی انسانهاست نه برای نژاد خاصی؛ اما آن پیامبری که دین را دریافت می کند، بالاخره اهل جایی خواهد بود، چون نمی شود که یک شخص هم ایرانی باشد هم عربستانی باشد، هم آلمانی باشد، هم…
بنابراین، فرمان خدا توسط هر کسی بیاید فرمان خداست و عمل به آن برای همگان سعادت آفرین می باشد. لذا اگر کسی طالب سعادت ابدی است، عقل به او حکم می کند که از فرمان نازل شده از سوی خدا تبعیت نماید تا به سعادت ابدی دست یابد و شهر و کشور و قوم و قبیله اهمیتی ندارد.

دو نکته‌ی پایانی:
۱- قابل توجه است که عده ای برای انحراف افکار و مشوش کردن اذهان و در واقع به منظور مبارزه با دین اسلام از ادبیات و کلماتی استفاده می کنند که رنگ و بوی ملی گرایی دارد تا بتوانند در سایه‌ی این الفاظ خود را دلسوز نشان داده و به اهداف شوم خود برسند؛ از جمله‌ی این الفاظ، کلمه‌ی هویت است که عده ای با صدای بلند هر از چند گاهی هویت ایرانی را فریاد می زنند.
هویت ایرانی توهمی است که برخی گرفتارش هستند. مردم یک کشور در طول زمان، دائماً هویت تاریخی خود را عوض می کنند؛ لذا چیز ثابتی به نام هویت ایرانی وجود ندارد مگر در تخیلات برخی افراد.
مثلاً هویت ایرانی در دوره ی هخامنشیان زمین تا آسمان تفاوت دارد با هویت ایرانی در زمان ساسانیان و هر دوی آنها تفاوت اساسی دارند با هویت ایرانی در قرون اولیه ی بعد از اسلام.
هویت تاریخی یک چیز متغیر است که دائماً تغییر می کند.

۲ـ دین بر دو گونه است: دین خدا و دین ساختگی بشر.
دین‌های ساختگی، می توانند رنگ و بوی نژادی داشته باشند اما دین خدا فقط رنگ و بوی الهی دارد. اسلام دین خداست نه دین عرب.
اگر اسلام مطابق با فرهنگ عرب سال ۱۴۰۰ قبل بود، عربها در مقابلش صف آرایی نمی کردند. اسلام نه تنها دین عرب نبود بلکه بزرگترین دشمن دین عرب بود. وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، عرب را دعوت به دین کرد، آنها می گفتند: « ما هویت اجدادی خود را رها نمی کنیم.» (البقرة: ۱۷۰)
ملاحظه می کنید که عربهای آن زمان هم صحبت از هویت عربی و اجدادی می کردند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرمود بیایید دین خدا را بپذیرید، آنها می گفتند ما هویت ملی و اجدادی خود را رها نمی کنیم. البته فقط اعراب چنین نبودند، بلکه تمام ملتهای دنیا چنین بودند و اکنون هم چنین هستند.
لذا قرآن کریم به این نکته اشاره دارد: «وَ کَذلِکَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فی قَرْیَةٍ مِنْ نَذیرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ»؛ و اینگونه در هیچ شهر و دیارى پیش از تو پیامبر هشدار دهنده ای نفرستادیم مگر اینکه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: «ما پدران خود را بر آیینى یافتیم و به آثار آنان اقتدا مى کنیم.» (الزخرف:۲۳)
پس مرض وبیماری تبعیت از هویت ملی و اجدادی، یک مرض تاریخی است که تمام ملل گرفتارش بوده و اکنون هم گرفتارش هستند.

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *