اسلام دین شمشیر است!

فروردین, ۱۳۹۹ بدون نظر اندیشه, پرسش و پاسخ

اسلام دین شمشیر و زور است؛ از ابتدا به زور شمشیر و جنگ و با تهدید کارش را جلو برده است.
اگر اسلام اکسيری حيات بخش است پس چه نيازی به جنگ برای گسترش آن بود؟

پاسخ:
این نوع اشکالات در اثر عدم مطالعه ی تاریخ صحیح و در اثر نداشتن اطلاع کافی از نحوه‌ی گسترش دین اسلام است؛ لذا قبل از پاسخ دادن به این اشکال، نحوه چگونگی گسترش اسلام را بطور خلاصه بیان می کنیم.

چگونگی گسترش اسلام:
دعوت اسلام به يكتاپرستى با حكمت و اندرز نيكو همراه بود و خداوند، رسولش را به اين مهم توصيه مى‏ فرمود كه: «ادع الى سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه(نحل، آيه ۱۲۵)
پیام حقيقى اسلام، صلح، آرامش و نفى ظلم است.
اسلام جهاد و دفاع را نيز براى ساخت يك زندگى شرافتمندانه تجويز مى‏ كند. (انفال، آيه ۲۴) و چنين دينى، يكتاپرستى و توحيد را با شمشير تجويز نمى‏ كند و اتهام «اسلام دين شمشير است» (ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج‏۴، ص۲۴۱) ادعايى سست و اتهامی نادرست است.
جنگهایى كه در دوران مدينه و در عصر پيامبر صلی الله علیه وآله انجام گرفت، تمامى براى دفاع از كيان دولت اسلامى (حج، آيه ۳۹)، رفع فتنه (بقره، آيه ۱۹۳) و ايستادگى در برابر نقض پيمان دشمن (توبه، آيه ۱۲ و ۱۳) بوده است.
آیه «لااکراه فی الدین» يكى از آياتى است كه دلالت مى‏ كند بر اينكه مبنا و اساس دين اسلام، شمشير و خون نيست و اكراه و زور را تجويز نكرده؛ پس سست بودن سخن عده‏‌اى كه گفته‌‏اند: اسلام دين شمشير است، معلوم مى‌‏شود.
جهادى كه دین اسلام با تحقق شرایطش به آن سفارش کرده، جهاد به ملاك زورمدارى نيست، اسلام نخواسته است با زور و اكراه دين را گسترش داده و آن را در قلب تعداد بيشترى از مردم رسوخ دهد، بلكه به ملاك حق مدارى و برای دفاع از توحید است؛ پس اشكالى كه برخی وارد كردند ناشى از بى اطلاعى و بى توجهى بوده است.

در ادامه بهتر است به چند مطلب به طور گذرا اشاره کرد:
۱- دين اسلام از مجموعه قرآن و روایات صحيح که از طریق اهلبیت علیهم السلام به دست ما رسيده است قابل فهم است.
كسى كه توان تحقيق دارد اگر اين مجموعه را بررسى كند به دست مى ‏آورد كه دين اسلام دين الهی و دين هدايت است و هيچ‏‌گونه تأكيد و دستورى بر آدم‏كشى و ظلم كردن صادر نشده است، بلكه تأكيد اين دين بر علم و فهم عميق دين است و آنان كه در صدر اسلام در مكه و مدينه اسلام را پذيرفتند هيچ كدام به زور شمشير نپذيرفتند، بلكه اين دين را حق يافته و آنان كه پس از صدر اسلام مسلمان شدند، حقانيت آن را فهميدند و مسلمان شدند نه به زور شمشير مسلمان شده باشند.
آيا سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، ياسر، سميه، بلال، صهيب رومى، پادشاه نجاشى، جعفر بن ابى طالب، حمزه و امثال آنان به زور شمشيرمسلمان شدند؟
آيا امیر المومنین علیه السلام كه اولين مسلمان است و آثار علمى به جاى مانده از او همين الان هم دانشمندان را با هر دین و آئین شگفت زده كرده به زور شمشير مسلمان شده است؟
آيا دانشمندانى كه در عصر ما در كشورهاى مختلف جهان اسلام را مى ‏پذيرند به زور شمشير مى ‏پذيرند؟

۲- يكى از ضروريات زندگى انسان دفاع است؛ دفاع يك پديده غريزى است؛ دين اسلام اين غريزه را هدايت كرده و برنامه دفاعى كاملى براى انسان ارائه داده است و هر كس اين دين را بپذيرد بر اساس آن برنامه دفاعى خود را تنظيم مى‏‌كند. دفاع اسلامى هيچ گونه نقص و ايرادى ندارد و اگر مقايسه شود بين برنامه‌ی دفاعى اسلام و برنامه‌‏هاى دفاعى مكاتب ديگر، روشن خواهد شد كه برنامه دفاعى اسلام خردمندانه‏‌ترين برنامه هاست و اگر تاريخ اسلام را بادقت مطالعه كنيم به روشنى آشكار خواهد شد آن چه براى دین اسلام اولويت داشته است، بيان حق و دعوت به حق گرايى و رفع موانع حق گسترى بوده است و تمامى مقاومت‏ها، دفاع‏ها و جهادهاى مسلمین در راستاى پياده سازى اين اهداف بوده است و آنچه معاندین و کفار را بر مى‏ آشفت همان حق‏‌طلبى و آگاهى مسلمین جهت پیاده شدن توحید بود كه از سوى پيامبرخدا و اهلبیت علیهم السلام نداى آن سر داده مى‏‌شد؛ به همين جهت بدخواهان و سلطه طلبان در همان گامهاى اول حركت آزادى بخش مصلحان و رهبران آسمانى، به مخالفت مى ‏پرداختند و از حربه آزار و شكنجه استفاده مى‏ كردند.
چنان كه در مكه و اوايل بعثت با پيامبر صلی الله علیه وآله و ياران مخلص ايشان آن گونه برخورد كردند. که در مقابل اين مخالفتها و تخلفها، نخست مسلمانان مقاومت و ايستادگى از خود نشان دادند و سپس به دفاع.
بهترين دليل بر خيرخواهى مسلمانان آن است كه هر جا توسط پیامبر صلی الله علیه وآله فتح شد و مردم با اسلام آشنا شدند، خود با ميل و رغبت به اين آئين انسانى و معنوى پايبند شدند و از بهترين نمونه‌‏هاى لطف و رحمت دين اسلام داستان فتح مكه بود.
رسول خدا صلی الله علیه وآله كه مركز توطئه را فتح كرد و همه سران كفر شكست خوردند، هيچ گونه آدمكشى راه نينداخت و همه دشمنان را آزاد ساخت؛ با اينكه در اختيار او بودند و مى ‏توانست همه را از دم شمشير بگذارند ولى این کار را انجام نداد. اگر دين اسلام دين زور و شمشير و آدمكشى بود، مى ‏بايستى پيامبر صلی الله علیه وآله روز فتح مكه همه را مى‏ كشت؛ چون اهل مكه ۲۱ سال بود كه با پيامبر مى ‏جنگيدند و بلاها بر سر پيامبر و مسلمانان آوردند، ولى آن حضرت همه را بخشيد.
قرآن پيامبر را پيامبر رحمت مى‌‏نامد نه پيامبر آدمكشى و انتقام و حتى آن روز كه مكه فتح شد، پيامبر صلی الله علیه وآله نفرمود هركس مسلمان نشود با شمشير كشته مى ‏شود.
پس متهم کردن اسلام به جنگ افروزی و شمشیر کشی سخنی از سر عدم اطلاع است.

۳- نكته مهم ديگر آنکه جنگ‏‌هايى كه در زمان پيامبر صلی الله علیه وآله روى مى‏ داد و پيامبر نيروهاى رزمى اسلامى را هدايت مى ‏كرد، براى دفاع از اسلام و مسلمين در برابر تجاوزات بود، ولى جنگ‏هايى كه پس از پيامبر خدا صلی الله علیه وآله روى داد، اگر به هدايت امام معصوم نباشد جنگ اسلامى به حساب نمى ‏آيد و كارهايى كه در آن جنگ‏ها انجام شد، نمى‏ تواند به حساب اسلام گذاشته شود؛ بر اين اساس جنگ‌هايى كه بدون هدايت امام معصوم صورت بگيرد ربطى به اسلام ندارد و اعمالی که از سوى برخى شركت كنندگان در جنگ و افراطى‌‏گرى‌‏هايى که واقع شد و خطاهايى سرزد اینها ربطی به دین اسلام ندارد بلکه در اثر انحراف اسلام بعد از رسول خدا و اطاعت نکردن از جانشین بر حق ایشان یعنی امیرالمومنین بود؛ که گروهی بعد از رسول خدا با ظاهر اسلام، چهره‌ی واقعی دین را خدشه دار کردند و اسلام را در معرض خطر قرار دادند و باعث شدند جانشینان بر حق رسول خدا از صحنه‌ی اجتماعی حذف شوند و در نتیجه بشریت برای همیشه از چشیدن طعم اسلام محروم بمانند.
پس اعمال گروهی هرچند به نام مسلمان، ربطی به اسلام ندارد همانطوری كه در موارد ديگر نيز چنين است.
به عنوان مثال: يكى از برنامه‌‏هاى دين اسلام طهارت و نظافت است؛ حالا اگر در ميان مسلمانان طهارت و نظافت مراعات نشود اين كار ربطى به اسلام دارد؟ اگر كشور مسلمانى بدون دستور و هدايت امام معصوم آدمكشى راه بيندازد ربطى به اسلام دارد؟ بر اساس اين مطالب نمى‏‌توان همه جنگهاى مسلمانان را به حساب اسلام گذاشت.

۴- همين‏هايى كه مى‌‏گويند: «اسلام دين شمشير است»، مى‌‏گويند: «مسيحيت دين محبت است»؛ در حالیكه مسيحيان در طول تاريخ بيش از حد به جنايات جنگى و غير جنگى دست زده‌‏اند، دانشمندان را زنده زنده سوزانده‌‏اند و مسلمانان را در جنگهاى صليبى به شكل بسيار فجيع كشته‌‏اند ولى با اين حال مى‏‌گويند: دين مسيحيت دين محبت است! چطور شد که وقتی به دین اسلام رسید همه اعتراض می کنند اما در مواجه با مسیحیت نه تنها حقایق را می پوشانند بلکه آنرا دین محبت معرفی می‌شود؟

(نکته: به نظر ما دين حضرت عيسى علیه السلام و دين اسلام و حتى اديان الهی ديگر، هيچ كدام به آدمكشى تشويق نمى‏‌كنند و اعمال مسيحيان را نمى‏‌توان به حساب دين مسيحيت گذاشت و همين طور اعمال مسلمانان پس از پيامبر را نمى‌‏توان به حساب دين اسلام گذاشت؛ ممكن است مسيحيان و مسلمانان کارهايى انجام دهند كه خلاف دستورات اسلام و دين مسيحيت است.)

۵- جهاد ابتدايى از احكام مسلم اسلام است و آيات قرآن بر آن دلالت دارد و در سيره نبوى نيز مشاهده مى ‏شود و البته بررسى تفصيلى اين مطلب مجالى واسع مى ‏طلبد اما در همین اندازه عرض کنیم که ماهيت جهاد ابتدايى، جنگ براى تحميل عقيده نيست، بلكه اساساً عقيده در اسلام قابل اكراه نمى ‏باشد. در طول تاريخ نيز در جنگ‏هاى پيامبر (و نه خلفاى غاصب بعد از آن حضرت) كسى افراد را مجبور به پذيرش اسلام نمى‏‌کرد، بلكه اساساً جهاد ابتدايى نبرد رهايى بخش در برابر خشونت و اختناق و براى مبارزه با نظام‏هاى خشن و فاسدى است كه مانع رسيدن آواى توحید به گوش مردمان مى‌‏شدند؛ به عبارت ديگر جهاد ابتدايى خود نوعى دفاع بوده است، ولى نه دفاع از حقوق شخصی، بلكه دفاع از حقوق انسانيت و شناخت حقيقت و برداشتن موانع رسيدن آواى حق به گوش مردم جهان.
پيكار چه در راه دفاع از اسلام يا مسلمين باشد و چه جهاد ابتدايى همه در واقع دفاع از حقيقت انسانيت است.

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *