قدم صدق: روز دوم

شهریور, ۱۳۹۸ بدون نظر کوتاه و خواندنی

«انى لا اعلم اصحابا اوفى و لاخیرا من اصحابى‏

یکی از ارکان مهم در پیروزی هر نهضتی، داشتن یاران باوفا و فداکار و استوار در آن نهضت می‌باشد.‏ این مهم در تاریخ نهضت‌های الهی بسیار پررنگ دیده شده، تا جایی که در قرآن نیز به این مساله اشاره شده است: «و کأین من نبى قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فى سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین» ( آل عمران/۱۴۶)؛ و چه بسیار پیامبرانى که مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگیدند؛ آنها هیچ‌گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنها مى‌رسید سست نشدند و ناتوان نگردیدند و خداوند استقامت کنندگان را دوست دارد.

از سوی دیگر در میان متون روایی نیز هر یک از امامان علیهم‌السلام بر این نکته تاکید کرده که در صورت برخورداری از یاران باوفا و فداکار در برابر طاغوت قیام می‌کردند.

حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، هم سکوت و هم پذیرش حکومت را مستند به یاران مى‌کند؛ آن بزرگوار مى‌فرماید: «سکوت کردم، چرا که یاران وفادار نداشتم، حکومت را پذیرفتم، چون تعداد زیادى درخواست آن را داشتند.»
در خطبه ۲۶ نهج البلاغه مى‌فرماید: «فنظرت فاذا لیس لى معین الا اهل بیتى فضننت بهم عن الموت واغضیت على القذى و شربت على الشجى و صبرت على اخذ الکظم و على امر من طعم العلقم»؛ پس نگاه کردم دیدم براى گرفتن حق خود یاورى ندارم جز خاندانم؛ به مرگ آنها راضى نشدم؛ چشم‌هاى پر از خاشاک را فرو بستم و با گلویى که گویا استخوانى در آن گیر کرده بود، جرعه حوادث را نوشیدم و با اینکه تحمل در برابر گرفتگى راه گلو و نوشیدن جرعه‌اى که تلخ‌تر از حنظل است کار طاقت فرسایى بود، شکیبایى کردم.

حضرت امام حسن مجتبى علیه‌السلام مهم‌ترین فلسفه صلح خویش را نداشتن یارانى مومن و وفادار و فداکار ذکر می‌کند: «لو وجدت انصارا لقاتلته لیلى و نهارى…»؛ اگر یارانى مى‌یافتم، شب و روزم را در جهاد با معاویه می‌گذراندم. (بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۴۷.)

در دوره حضرت امام صادق علیه‌السلام، یاران شعارى فراوان بودند، ولى یاران وفادار اندک؛ ساده‌اندیشان مى‌پنداشتند که این یاران شعارى کارسازند؛ از این رو به امام صادق علیه السلام اعتراض مى‌کردند که با وجود این همه یاور چرا نشسته‌اید و قیام نمى‌کنید؟ امام علیه‌السلام در پاسخشان مى‌فرمود: یارانى که فدایى باشند اندک اند: «لو کان لى شیعه بعدد هذه الجدإ لما وسعنى القعود»؛ اگر به عدد این بزغاله ها (هفده عدد) یار مى‌داشتم قیام مى‌کردم. (اصول کافى، ج۲، ص۲۴۲ و۲۴۳.)

در این میان یکی از ارکان مهم در پیروزی نهضت سيدالشهدا علیه‌السلام، یاران باوفا و از خود گذشته‌ای بود که نمونه‌ی بارز آگاهى، ايمان، شجاعت و فداكارى بودند. یارانی که امام رضایت کامل را از آنها اعلام نموده در وصف ایشان چنین فرمود:
«فإِنِّي لَا أَعْلَمُ لِي أَصْحَاباً أَوْفَى وَ لَا خَيْراً مِنْ أَصْحَابِي وَ لَا أَهْلَ بَيْتٍ أَبَرَّ وَ لَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَجَزَاكُمُ اللَّهُ ‏عَنِّي خَيْراً.» (بحار، ج۴، ص۴۵)

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *