نور یازدهم (۱) (جلوه ای از علم امام )

آبان, ۱۳۹۸ بدون نظر کوتاه و خواندنی

حسن بن ظريف گويد: دو مسأله در خاطرم بود كه مى‌خواستم درباره آنها نامه‌‏اى به ابومحمد ( امام عسكرى عليه‏‌السلام) بنويسم. نامه‌‏اى نوشتم و پرسيدم: حضرت قائم عليه‌‏السلام هنگامى كه بپا خيزد چگونه قضاوت مى‏ كند و مكانى كه در آن بين مردم قضاوت مى‏ كند كجاست؟
همچنين مى‏‌خواستم راجع به بيمارى تب رِبْع (كه يك روز تب دارد و دو روز ندارد) سؤال كنم ولى فراموش كردم.

جواب نامه اينگونه آمد: «پرسيدى در مورد قائم عليه‌السلام، هنگامى كه او بپا خيزد، بين مردم به علمش قضاوت مى‏‌كند، مانند حضرت داود عليه‌‏السلام، و بيّنه (دو شاهد عادل) نمى‏‌طلبد؛ و مى‏ خواستى در مورد تب ربع سؤال كنى و فراموش كردى؛ بر ورقه‌اى آيه‌ی شريفه: «يا نارُ كونِى بَرْدا وَ سَلاماً عَلى إبراهيم» را بنويس و بر گردن تب‌دار بياويز كه به خواست خدا بهبودى مى‌‏يابد.»

حسن بن ظريف گويد: ما همان گونه كه ابومحمد عليه‌‏السلام فرموده بود عمل نموديم و مريض خوب شد.

كافى، ج۱، ص۵۰۹، ح۱۳

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *