«پیامبر من» قدم به قدم با رسول مکرم(۳)

آبان, ۱۳۹۸ بدون نظر کوتاه و خواندنی

«محبت خدا نشانه دارد؛ ذکر.[۱]»

قدم سوم: ذکرش…

اگر پیامبر هم باشی، از تذکر بی‌نیاز نیستی.
به عبدالله بن معسود قاری قرآنش گفته بود: «برایم قرآن بخوان.»
– من بخوانم؟ قرآن بر شما نازل شده، من برایت بخوانم؟
– «آری! دوست دارم از دیگری بشنوم.»
عبدالله خواند و پیامبر اشکش جاری شد.[۲]

ذاکر واقعی بود؛ هم زبانش هم دلش و هم اعضایش. حمد و استغفار، ورد زبانش بود. رو به قبله هم می‌نشست. بدون طهارت حتی ذکر نمی‌گفت.

قرآن را دوست داشت؛ طبیعی بود، چون به آن معرفت داشت. بیشتر مواقع او را در حال قرآن خواندن دیده بودند. خودش می‌گفت: «کاری مرا از قرآن خواندن باز نمی‌دارد.»

در قرائت، ادب رعایت می‌کرد؛ مثلاً آیه‌ها را جدا جدا می‌خواند. قبلش هم «أعوذُ بِاللهِ مِن الشَّیطانِ الرَّجیم» می‌گفت.[۳]

———————
پانوشت:
۱. «علامة حبّ الله تعالی حبّ ذکر الله»؛ نهج الفصاحه، ص۳۰۹.
۲ . شمائل الرسول، ص۱۰۸.
۳ . سنن النبی، ص۳۷۴-۳۷۸.

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *