«پیامبر من» قدم به قدم با رسول مکرم(۲۶)

آبان, ۱۳۹۸ بدون نظر کوتاه و خواندنی

«میهمان، روزی‌اش را می‌آورد و گناهان اهل خانه را می‌برد.[۱]»

قدم بيست و ششم: مهمان نوازی‌اش…

همان دم در نشست؛ جمعیت زیادی مهمان پیامبر بودند، اما او داخل خانه جایش نبود؛ یک وقت دید پیامبر لباسش را آورده و می‌گوید: «رویش بنشین خاکی نشوی!» جریر بن عبدالله هم آن را گرفت، اما بوسید.[۲]

دعوتش که می‌کردند، ملاحظه میزبانش را می‌کرد؛ مبادا کسی همراهش باشد که میزبان نمی‌خواسته. یکبار وقتی برای مهمانی، کسی همراهش شد، دم در به صاحب خانه گفت: «این مرد هم به دنبالم آمد. می‌توانی اجازه بدهی می‌توانی ندهی.[۳]»

بعد از غذا در حق میزبان هم دعا می‌کرد:
– «نمی‌خواهید به برادر خود پاداش دهید؟»
– چه کنیم؟
«دعای برکت.[۴]»

————————-
پانوشت:
۱. «إذا دخل الضّیف علی القوم دخل برزقه واذا خرج خرج بمغفرة ذنوبهم»؛ نهج الفصاحه، ص۶۱۷.
۲. بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۳۵.
۳. تیسیر الاصول، ج۳، ص۱۶۵.
۴. اسدالغابه، ج۴، ص۲۵۰؛ به نقل از همان، ص۱۵۳.

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *