هجوم به خانه‌ی وحی (۲)

آذر, ۱۳۹۸ بدون نظر کوتاه و خواندنی

درخواست یاری از انصار

جامعه‌ی مسلمانان که با زحمات طاقت‌فرسای رسول خدا صلی الله علیه وآله به سوی سعادت دنیا و آخرت گام برمی‌داشت، به خاطر هواپرستی و ریاست طلبی گروه اندکی از منافقان به عقب بازگشت و به درّه‌ی هلاکت و بدبختی افتاد.
امیرالمومنین علیه السلام از رهبری جامعه کنار گذاشته شد. اینها همه دل بانوی برگزیده‌ی خدا را خون ساخت. آن بزرگوار در کنار امام پرهیزگاران، همه‌ی تلاش خود را به کار بست تا دوباره جامعه را به سوی حق بازگرداند.
در روزهای پس از غصب خلافت، امام علی علیه السلام چند شب فاطمه علیها السلام را بر مرکبی سوار ساخت و دست امام حسن و امام حسین علیهما السلام را گرفت و به در خانه‌ی بزرگان شهر و سران انصار برد تا آنان با دیدن خاندان رسالت و یادآوری پیمان الهی غدیر، در باز گرفتن مسند زمامداری از منافقان همراه او باشند.
فاطمه سلام الله علیها خود از آنان درخواست می‌کرد که امام خویش را یاری کنند تا حق در جایگاه خویش قرار گیرد و حکومت به اهل آن بازگردد.
ولی آن مردم ناسپاس، درخواست فاطمه سلام الله علیها را نادیده می‌گرفتند و چنین بهانه تراشی می‌کردند: اگر علی علیه السلام زودتر از ما می‌خواست حتما با او بیعت می‌کردیم، ولی دیگر دیر شده و نمی‌توانیم بیعت خود را با زمامدار بشکنیم!
امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمود: آیا سزاوار بود که پیکر رسول خدا صلی الله علیه و آله را روی زمین رها می‌کردم و برای گرفتن حکومت با شما دعوا و ستیزه می‌کردم؟!‍
فاطمه سلام الله علیها بهانه گیری آنها را می‌شنید و می‌دید که نمی‌خواهند یاور خاندان رسالت باشند، فاطمه سلام الله علیها تنها و غریب مانده بود!

 

بحارالأنوار، مجلسی، ج۲۸، ص۳۵۱

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *