هجوم به خانه‌ی وحی (۸)

آذر, ۱۳۹۸ بدون نظر کوتاه و خواندنی

بیعت اجباری

_باید بیعت کنی وخلیفه را به رسیمت بشناسی!
این سخنی بود که مخالفان به امام علی علیه السلام گفتند.
امام علیه السلام پاسخ داد: «اگر قبول نکنم؟»
_چاره ای نداری؛ و گرنه کشته خواهی شد!
حسنین علیهماالسلام که پیش روی پدر نشسته بودند، با شنیدن این تهدید شروع به گریستن کردند. امام علیه السلام آنان را دلداری داد.
فاطمه سلام الله علیها رو کرد به قبر پیامبر صلی الله علیه وآله و چنین شکوه کرد:
«افسوس از رفتن شما ای پدر، چون شما رفته ای بهترین دوستانت را چون اسیران به مسجد آورده اند و برترین اصحابت را زیر شمشیر برهنه نشانده اند…»
اصحاب نزدیک امام علیه السلام، مانند مقداد، ابوذر، سلمان و عمار فریاد برآوردند و ابوبکر را شماتت کردند و او را به خاطر پیمان شکنی و نافرمانی از دستور پیامبر صلی الله علیه وآله بیم دادند و به امام علیه السلام عرضه داشتند: اگر اجازه می دهید شمشیر بکشیم و تا پای جان با این غاصبان بجنگیم!
امیرالمؤمنین علیه السلام سفارش پیامبر صلی الله علیه وآله را به آنان یادآوری فرمود که اگر یاران کافی نداشتید، صبر و شکیبایی بورزید و جان خود را و خاندان رسالت را حفظ کنید.
دوباره صدای دشمن بلند شد: بیعت کن و گرنه کشته خواهی شد.
امام علیه السلام پس از بازگو کردن پیمان غدیر و دیگر فرمایشات پیامبر صلی الله علیه وآله چون از بازگشت آنها ناامید شد، رو به آسمان کرده و گفت: «خدایا شاهد باش!»
دشمنان دست مبارک او را گرفته به سوی ابوبکر کشیدند، ولی امام علیه السلام مشت خود را نگشود. ابوبکر خود از منبر پایین آمد و دست خود را به پشت دست ایشان زد. اطرافیانِ خلیفه همین را تسلیم امام علیه السلام دانستند و فریاد کشیدند: علی بیعت کرد.

 

کتاب سلیم، سلیم بن قیس، ص۱۵۶؛ الهجوم علی بیت فاطمة سلام الله علیها، ص۱۳۱

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *