نگاهی گذرا به سيره فردی و اجتماعی امام حسن عسكری علیه‏ السلام

آبان, ۱۳۹۷ بدون نظر بانک مقالات

از آنجا كه امامان معصوم علیهم ‏السلام برترین نمونه و اسوه كامل صفات عالیه انسانی بودند، رفتار آنان در همه ابعاد می‏تواند برای پیروانشان درس‏ آموز باشد ما در این نوشتاربرآنیم تابه فرازهایی از ویژگی‏ های برجسته فردی و اجتماعی امام عسکری بصورت اجمالی اشاره کنیم به امید آنکه سیره ی این امام بزرگوار را در زندگی شخصی و اجتماعی سرلوحه ی زندگی قرار دهیم

۱ ـ عبادت

امام عسكری علیه‏ السلام همانند پدران گرامی خود در توجه به عبادت خدا نمونه بود. آن حضرت به هنگام نماز از هر كاری دست می‏كشید و چیزی را بر نماز مقدم نمی‏داشت.

ابوهاشم جعفری در این مورد می‏گوید: روزی به محضر امام یازدهم مشرف شدم، امام مشغول نوشتن چیزی بود، وقت نماز رسید، امام نوشته را كنار گذاشته و به نماز ایستاد…(۱) عبادت امام عسكری علیه السلام آن چنان قلب ‏ها را مجذوب خود می‏نمود كه دیگران را به یاد خدا می‏ انداخت و حتی افراد گمراه و منحرف رابه راه صحیح هدایت نموده و اهل عبادت و تهجد می‏نمود و بدترین افراد در اثر جذبه ملكوتی آن بزرگوار به بهترین انسان‏ها تبدیل می‏شدند.

روزی برخی از عباسیان از صالح بن وصیف (رئیس فرماندهان نظامی مهتدی عباسی) خواستند كه بر امام عسكری علیه ‏السلام سختگیری نماید. او گفت: دو نفر از بدترین و سختگیرترین زندانبانان خود را بر ابو محمدابن الرضا (امام عسكری علیه‏ السلام) گماشته ‏ام، امّا آن دو در اثر معاشرت با او منقلب شده و در عبادت و مناجات به مراحل عالی قدم گذاشته ‏اند. سپس آندو زندانبان را فراخوانده و در حضور عباسیان از حالات امام عسكری علیه ‏السلام سؤال كرد و آنان گفتند: ما چه بگوییم در مورد كسی كه روزها روزه می‏گیرد و همه شب به عبادت می ‏ایستد و به غیر ذكر و سخن خدا هیچ سخن دیگری بر زبان نمی ‏آورد و هنگامی كه به ما نظاره می‏كند، بر بدن ما لرزه افتاده و كنترل خود را از دست می‏دهیم! وقتی عباسی ‏ها چنین دیدند منقلب شده و برگشتند.(۲)

۲ ـ سخاوت

یكی از آن صفات زیبا، سخاوت است. ما در مورد سخاوت امام عسكری علیه ‏السلام فقط به نقل یك روایت بسنده می‏كنیم:

محمد بن علی می‏گوید: زمانی بر اثر تهیدستی كار زندگی بر ما سخت شد. پدرم گفت: بیا با هم به نزد ابو محمد (امام عسكری علیه ‏السلام) برویم. می‏گویند او مردی بخشنده است و به جود و سخاوت شهرت دارد. گفتم: او را می‏شناسی؟ گفت: نه، او را هرگز ندیده ‏ام.

با هم به راه افتادیم. در بین راه پدرم گفت: چقدر خوب است كه آن بزرگوار دستور دهد به ما ۵۰۰ درهم بپردازند! تا با آن نیازهایمان را برطرف كنیم. دویست درهم برای لباس، دویست درهم برای پرداخت بدهی و صد درهم برای مخارج دیگر!

من پیش خود گفتم: كاش برای من هم سیصد درهم دستور دهد كه با صد درهم آن یك مركب بخرم و صد درهم برای مخارج و صد درهم برای پوشاك باشد تا به كوهستان (در اطراف همدان و قزوین) بروم. هنگامی كه به محل سکونت امام رسیدیم، غلام آن حضرت بیرون آمده و گفت: علی بن ابراهیم و پسرش محمد وارد شوند. چون وارد شده و سلام كردیم، امام به پدرم فرمود: «یا عَلِيُّ! ما خَلَّفَكَ عَنّا اِلی هذَا الوَقْتِ؟؛ ای علی! چرا تا كنون نزد ما نیامده‏ای؟» پدرم گفت: ای آقای من! خجالت می‏كشیدم با این وضع نزد شما بیایم.

وقتی از نزد آن حضرت بیرون آمدیم، غلام آمده و كیسه پولی را به پدرم داد و گفت: این پانصد درهم است، دویست درهم برای پوشاك، دویست درهم برای بدهی و صد درهم برای مخارج دیگر. آنگاه كیسه ‏ای دیگر درآورده وبه من داد و گفت: این سیصد درهم است، صد درهم برای خرید مركب و صد درهم برای پوشاك و صد درهم دیگر برای سایر هزینه ‏ها، اما به كوهستان نرو بلكه به سوراء برو… .(۳)

۳ ـ زهد و ساده ‏زیستی

كامل بن ابراهیم مدنی در مورد زهد و ساده زیستی امام عسكری علیه ‏السلام می‏گوید: جهت پرسیدن سؤالاتی به محضر آن حضرت شرفیاب شدیم. هنگامی كه به حضورش رسیدیم، دیدم آن گرامی لباسی سفید و نرم به تن دارد. پیش خود گفتم: وليّ خدا و حجت الهی خودش لباس نرم و لطیف می‏پوشد و ما را به مواسات و همدردی با برادران دینی فرمان می‏دهد و از پوشیدن چنین لباسی باز می‏دارد. امام در این لحظه تبسم نمود و سپس آستینش را بالا زد و من متوجه شدم كه آن حضرت پوشاكی سیاه و زبر بر تن نموده است. آن‏گاه فرمود: «یا كامِلُ! هذا لِلّهِ وَ هذا لَكُمْ؛ این لباس زبر برای خداست و این لباس نرم كه روی آن پوشیده ‏ام برای شماست! »(۴)

۴ ـ جذب عواطف و صید دل‏های مشتاق

فضائل و كمالات معنوی آن حضرت موجب شده بود كه دوست و دشمن شیفته آن حضرت شده و از صمیم قلب به آن حضرت ارادت بورزند و وجود گرامی امام را خواسته یا ناخواسته محترم شمارند. به دو نمونه در اینجا اشاره می‏كنیم:

۱ ـ احمد بن عبیدالله بن خاقان قمی نماینده خلیفه عصر و متصدی خراج شهر قم بود. او با اینكه یكی از دشمنان سرسخت و از آزار دهندگان اهل بیت علیهم‏ السلام بود، در مورد ویژگی‏ های اخلاقی امام حسن عسكری علیه ‏السلام می‏گوید: من در شهر سامراء هیچ كس از علویان را ازلحاظ رفتار و وقار و پاكدامنی و نجابت و بزرگواری برتر از ابو محمد ابن الرضا (امام عسكری علیه ‏السلام) نه دیدم و نه شناختم. او در میان خاندان خویش و قبیله بنی هاشم و سرلشكران و وزیران و سایر مردم و حتی در میان سالخوردگان و اشراف محترم ‏تر و عزیزتر از همه بود، این حقیقت را من با چشم خودم مشاهده كردم.

روزی در كنار پدرم ـ كه یكی از افراد سرشناس دستگاه خلافت بود ـ ایستاده بودم و در آن روز پدرم جلسه عمومی داشت و همه افراد را به حضور می‏پذیرفت. ناگهان نگهبانان خبر آوردند كه ابو محمد، ابن الرضا دم در ایستاده است. پدرم با صدای بلند گفت: اجازه دهید وارد شود.

من از این گفت و گو شگفت زده شدم، زیرا تا آن لحظه ندیده بودم كه در حضور پدرم جز خلیفه و ولیعهد وی، كس دیگری را با كنیه به او معرفی نمایند. سپس جوانی گندمگون، خوش قامت، زیباروی و با اندامی موزون، با جلال و وقار ویژه وارد اتاق شد. پدرم با دیدن وی از جای برخاست و چند قدم به استقبالش رفت، با آنكه تا آن لحظه ندیده بودم كه چنین رفتاری را با یك نفر هاشمی و یا یكی از فرماندهان لشكری نشان داده باشد. چون نزدیكش رسید، دست بر گردن او انداخته و از صورت و سینه ‏اش بوسیده و دستش را گرفت و در روی تخت خود نشانید وخودش نیز پهلوی او نشست و با او به گفت و گوی صمیمانه پرداخت.

پدرم در ضمن صحبت به او «فدایت شوم» می‏گفت. از برخورد احترام ‏آمیز پدرم با این جوان ناشناس هر لحظه بر حیرتم افزوده می‏شد. هنگام خداحافظی پدرم با احترام فوق العاده او را بدرقه كرده و او رفت.

احمد بن خاقان در ادامه می‏ افزاید: بعد از رفتن او، من به غلامان پدرم گفتم: این چه كسی بود كه او را در حضور پدرم با كنیه یاد كردید و پدرم با او این چنین رفتاری محترمانه داشت؟!

گفتند: او یكی از علویان است كه به او حسن بن علی می‏گویند وبه ابن الرضا معروف است. شگفتی من بیشتر شد. هنگام شب وقتی پدرم تنها شد، به او گفتم: پدر! این جوان كه صبح او را دیدم چه كسی بود كه نسبت به او چنین احترام نمودی و در گفت و گوی با او «فدایت شوم» می‏گفتی؟! و خودت و پدر و مادرت را فدایش می ساختی؟ گفت: «پسرم! او امام رافضیان است، او حسن بن علی است كه به ابن الرضا معروف است.» آنگاه پدرم بعد از اندكی سكوت در ادامه سخنانش چنین گفت: پسر جان! اگر حكومت از دست خلفاء بنی عباس بیرون رود، هیچ كس از بنی هاشم جز او سزاوار آن نیست و این به جهت فضیلت، پاكدامنی، زهد و پرهیزگاری و اخلاق شریف و شایستگی ذاتی اوست. اگر پدر او را دیده بودی، مردی بزرگوار، نجیب و شخصیت با فضیلتی را دیده بودی.» با شنیدن این سخنان اندیشه و نگرانیم دو چندان شد و خشمم نسبت به پدر افزون گشت. به نظرم سخنان پدر اغراق‏ آمیز می‏ آمد و بعد از آن دلم می‏خواست در مورد حسن بن علی پرس و جو كنم و پیرامون شخصیت وی كاوش و بررسی نمایم. از هیچ یك ازبنی هاشم و سران سپاه و نویسندگان و قاضیان و فقیهان و دیگر افراد، درباره حسن بن علی سؤالی نكردم مگر آنكه او را نزد آنان در نهایت بزرگی و ارجمندی یافتم. مقام بلند و سخنان نیك و تقدم بر فامیل و سایر بزرگان، از جمله ویژگی ‏هایی بود كه من از زبان آنان در ستایش حسن بن علی شنیدم. بعد از این، ارزش و مقام وی در نظرم بزرگ آمد و فهمیدم كه دوست و دشمن او را به نیكی یاد كرده و می‏ستایند.

احمد بن خاقان در ادامه سخنان خویش بعد از نقل ماجرای شهادت امام حسن عسكری علیه ‏السلام می‏گوید: بعد از رحلت او، جعفر(برادر امام حسن عسكری علیه ‏السلام) نزد پدرم آمد و گفت: «مقام و منصب برادرم را به من بده. من سالی بیست هزار دینار برایت می‏فرستم.» پدرم به او تندی كرده و گفت: ای احمق! سلطان به روی كسانی كه به امامت پدر و برادرت معتقد بودند شمشیر كشید تا آن‏ها را از عقیده‏ شان برگرداند و نتوانست این كار را عملی سازد(زیرا مردم از روی اخلاص و صمیمیت به آن‏ها معتقد بودند.) پس اگر شیعیان، پدر و برادر تو را امام می‏دانند، نیازی به سلطان و غیر سلطان نداری كه منصب آن‏ها را به تو بدهند و اگر نزد شیعیان این منزلت را نداری، بوسیله ما بدان نخواهی رسید.

پدرم به خاطر این سخن جعفر، او را پست و كم عقل خواند، وی را بیرون كرد و تا زنده بود به او اجازه ورود نداد.(۵)

۲ ـ محمد بن اسماعیل می‏گوید: علی ‏بن نارمش كه دشمن‏ ترین افراد نسبت به اولاد علی بن ابی‏ طالب علیهم‏ السلام بود، موظف به زندان بانی امام حسن عسكری علیه ‏السلام شد. به او دستور دادند كه هر چه می‏توانی بر او سخت بگیر. حضرت عسكری علیه‏ السلام بیش از یك روز نزد او نبود كه احترام و بزرگداشت آن حضرت در نظر او به جایی رسید كه در برابر امام عسكری علیه ‏السلام چهره بر خاك می‏گذاشت و دیده از زمین بر نمی‏داشت. امام از نزد او خارج شد در حالی كه بصیرت او به آن حضرت از همه بیشتر و ستایشش برای او از همه نیكوتر بود.(۶)

۵ ـ پرورش نیروی تفكر و تعقل در افراد

اسحاق كندی فیلسوف عراق بود. او به تألیف كتابی با موضوع تناقضات قرآن همت گماشت. او آن چنان با شور و علاقه مشغول تدوین این كتاب گردید كه از مردم كناره گرفته و به تنهایی در خانه خویش به این كار مبادرت می‏ورزید، تا اینكه یكی از شاگردانش به محضر پیشوای یازدهم شرفیاب شد.

امام به او فرمود: «آیا در میان شما یك مرد رشید پیدا نمی‏شود كه استاد شما را از این كارش منصرف سازد؟!» عرض كرد: ما از شاگردان او هستیم، چگونه می‏توانیم در این كار یا كارهای دیگر به او اعتراض كنیم؟!

امام فرمود: «آیا آنچه بگویم به او می ‏رسانی؟» گفت: آری. فرمود: «نزد او برو با او انس بگیر و او را در كاری كه می‏خواهد انجام دهد یاری نما، آنگاه بگو سؤالی دارم، آیا می‏توانم از شما بپرسم؟ به تو اجازه سؤال می‏دهد. بگو: اگر پدیدآورنده قرآن نزد تو آید، آیا احتمال می‏دهی كه منظور او از گفتارش معانی دیگری غیر از آن باشد كه پنداشته ای؟ خواهد گفت: امكان دارد. و او اگر به مطلبی توجه كند، می‏فهمد و درك می‏كند. هنگامی كه جواب مثبت داد، بگو: از كجا اطمینان پیدا كرده ‏ای كه مراد و منظور عبارات قرآن همان است كه تو می‏گویی؟ شاید گوینده قرآن منظوری غیر از آنچه تو به آن رسیده ‏ای داشته باشد و تو الفاظ و عبارات را در غیر معانی و مراد متكلّم آن به كار می‏بری؟!» آن شخص نزد اسحاق كندی رفت و همانطوری كه امام به او آموخته بود، با مهربانی تمام با او انس گرفت، سؤال خود را مطرح كرد و او را به تفكر و اندیشیدن وادار نمود. اسحاق كندی از او خواست سؤال خود را تكرار كند، در این حال به فكر فرو رفت و این احتمال به نظر او ممكن آمده و قابل دقت بود، برای همین شاگردش را قسم داد كه منشأ این پرسش را برای او بیان كند. او گفت: به ذهنم رسید و پرسیدم. استاد گفت: باور نمی‏كنم كه به ذهن تو و امثال تو این پرسش خطور نماید، راستش را بگو، این سؤال را از كجا آموخته‏ ای؟ شاگرد گفت: ابو محمد عسكری به من یاد داد. استاد گفت: آری، الان حقیقت را گفتی. چنین سؤالی جز از آن خاندان نمی ‏تواند باشد. آنگاه نوشته ‏های خود را در این زمینه در آتش سوزانید.(۷)

۶ ـ تأكید بر اصل قرآنی تقیه

امام عسكری علیه ‏السلام برای حفظ نهضت اسلامی و ترویج فرهنگ اهل بیت علیهم‏ السلام از روش‏ های مختلفی استفاده می‏كرد. آن حضرت چون در عصر حاكمیت مستبدترین سلاطین عباسی زندگی می‏كرد و از خطرات بزرگ نسبت به مذهب شیعه و پیروان آن آگاه بود، همواره پیروان خود را به رعایت اصل قرآنی تقیه سفارش می‏نمود. آن حضرت طبق آیه تقیه كه در سوره آل عمران بیان شده است: «لايَتَّخِذِ الْمُؤْمِنوُنَ الْكافِرینَ أَوْلیآءَ مِنْ دوُنِ الْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فی شَيْ‏ءٍ اِلاّ أَنْ تَتَّقوُا مِنْهُمْ تَقیةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَ اِلَی اللّهِ الْمَصیرُ(۸)»؛ «افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان، كافران را به دوستی بگیرند و هركس چنین كند، هیچ رابطه ‏ای با خدا ندارد مگر اینكه از آنان به نوعی تقیه كنید و خداوند شما را از (عقوبت) خود بر حذر می‏دارد و بازگشت به سوی خداست.»، شیعیان را به تقیه توصیه نموده و به این ترتیب از جان شیعیان پاسداری و حفاظت می‏كرد. به روایتی در این زمینه توجه كنید:

حلبی (یكی از ارادتمندان امام عسكری علیه‏ السلام) می‏گوید: در شهر سامراء در روزی كه قرار بود امام حسن عسكری علیه ‏السلام به بیرون از منزل تشریف بیاورد، به اتفاق عده ‏ای از شیعیان برای ملاقات آن حضرت در بیرون منزلش به انتظار ایستادیم. در آن حال نامه ‏ای از امام علیه ‏السلام دریافتیم كه آن حضرت نوشته بود: «أَلا لايَسْلِمَنَّ عَلَيَّ أَحَدٌ وَ لا يُشیرَ اِلَيَّ بِيَدِهِ وَ لايُومی فَاِنَّكُمْ لاتُؤْمِنوُنَ عَلی أَنْفُسِكُمْ(۹)؛ كسی [در این موقعیت] به من سلام نكند و با دست خود به من اشاره ننماید و [حتی كوچكترین] اشاره ‏ای نكند، برای اینكه شما امنیت جانی ندارید.»

۷ ـ تبیین جایگاه آل محمد علیهم ‏السلام در جامعه

ابوهاشم می‏گوید: از امام حسن عسكری علیه‏ السلام تفسیر آیه زیر را پرسیدم: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذینَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ باِذْنِ اللّهِ»(۱۰)؛ «سپس این كتاب را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم، از میان آن‏ها عده ‏ای بر خود ستم كردند و عده ‏ای میانه رو بودند و گروهی به اذن خدا در نیكی ‏ها پیشی گرفتند.» امام علیه‏ السلام فرمود: هر سه دسته مربوط به آل محمد صلی ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله می‏باشند. آنكه بر خود ظلم روا داشته، كسی است كه اقرار به امام ننموده است و مقتصد كسی است كه عارف به مقام امام است و گروه سوم و اشخاصی كه سبقت درگرفتن فیض و خیرات دارند، امامان معصوم علیهم ‏السلام هستند.

ابو هاشم می‏گوید: من در فكر فرو رفتم كه این چه عظمتی است كه نصیب امامان معصوم علیهم‏ السلام شده و مقداری هم اشك ریختم. امام عسكری علیه‏ السلام نگاهی به من انداخته و فرمود: مقام ائمه بالاتر از آن است كه تو در مورد عظمت شأن آل محمد صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله می‏ اندیشی! شكر خدا را به جا آور كه تو را از تمسك كنندگان به ریسمان ولایت آل محمد صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله قرار داده است و روز قیامت؛ زمانی كه سایر مردم با رهبرانشان محشور می‏شوند، تو در ردیف پیروان آل محمد صلی‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله بوده وبا آنان محشور خواهی شد. تو بهترین راه را انتخاب نموده ‏ای!(۱۱)

۸ ـ اهتمام به دو اصل تولی و تبری

سیره عملی امام عسكری علیه‏ السلام در صحنه‏ های اجتماعی، نكات برجسته ‏ای برای پیروان آن حضرت دارد. یكی از مهم‏ترین فرازهای سیره اجتماعی آن حضرت، توجه به دو اصل تولی و تبری می‏باشد. در موارد متعدد و مناسبت‏ های به دست آمده، امام یازدهم علیه ‏السلام شیعیان رابه دوستی اهل بیت علیهم ‏السلام و بیزاری از دشمنان آنان ترغیب می‏ نمود.

به عنوان مثال روزی علی بن عاصم كوفی كه مردی نابینا بود به محضر امام شرفیاب شد. او ضمن گفت و گو با حضرت، ارادت خالصانه خویش را به خاندان نبوت اظهار نموده وگفت: من از یاری عملی شما ناتوانم و به غیر از ولایت و محبت شما و بیزاری از دشمنانتان و لعن به آنان در خلوت‏ها سرمایه‏ ای ندارم، با این حال وضعیت من چگونه خواهد بود؟!

امام عسكری علیه ‏السلام فرمود: پدرم از جدم رسول خدا روایت نمود كه: «مَنْ ضَعُفَ عَلی نُصْرَتِنا أَهْلِ الْبَيْتِ وَ لَعَنَ فی خَلَواتِهِ أَعْداءَنا بَلَغَ اللّهُ صَوْتَهُ اِلی جَمیعِ الْمَلائِكَةِ… فَاِذا بَلَغَ صَوْتُهُ اِلَی الْمَلائِكَةِ اسْتَغْفَروُا لَهُ وَ أَثْنَوْ عَلَيْهِ؛ هركس توانایی یاری نمودن ما اهل بیت را نداشته باشد و در خلوت هایش به دشمنان ما لعنت بفرستد، خداوند صدای او را به همه فرشتگان می‏رساند… هنگامی كه صدای او به فرشتگان برسد، آنان برای وی طلب آمرزش نموده و او را می‏ستایند.» امام علیه ‏السلام در ادامه می‏ فرماید: آن فرشتگان می‏گویند: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی رُوْحِ عَبْدِكَ هذَا الَّذی بَذَلَ فی نُصْرَةِ أَوْلِیائِهِ جُهْدَهُ وَ لَوْ قَدَرَ عَلی أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ لَفَعَلَ؛ خدایا بر روح این بنده ات درود فرست كه در یاری اولیائش تمام تلاش خود را انجام می‏دهد و اگر بیش از این توانایی داشت انجام می‏داد.» در این حال از طرف خدای سبحان ندا می‏ آید كه ‏ای ملائكه من! من دعای شما را درحق این بنده ‏ام اجابت كردم و بر روح او درود فرستادم و در ردیف ارواح ابرار و از بهترین بندگان برگزیده خویش گردانیدم.(۱۲)»

احمدبن مطهر می‏گوید: یكی از شیعیان به امام عسكری علیه ‏السلام نامه نوشته و در مورد ارتباط با واقفیه(۱۳) سؤال كرد. آن حضرت در جواب نوشت: «آن‏ها را دوست نداشته باشید، به عیادت مریض ‏های آنان نروید، در تشییع جنازه هایشان شركت نكنید، بر مرده هایشان نماز نخوانید و در این مورد فرقی نمی‏كند كه كسی امامت یكی از امامان معصوم را انكار كند یا اینكه فردی كه دارای مقام امامت از طرف خدانیست را جزء امامان معصوم بداند و یا (مانند مسیحیان) قائل به تثلیث باشد. بدانید كه منكر آخرین امامان معصوم علیه ‏السلام همانند انكار كننده امامان قبلی است و هركس به تعداد امامان بیفزاید مثل كسی است كه از امامان معصوم كم می‏كند.(۱۴)

۹ ـ پاسخ گویی به شبهه‏ های فرهنگی و دینی جامعه

پاسخ به پرسش ‏های روز یكی از مهم‏ترین موارد در سیره اجتماعی امام عسكری علیه ‏السلام بود.

ابوهاشم جعفری می‏گوید: روزی ابوبكر فهفكی از امام یازدهم پرسید: چرا زن بی نوا درارث یك سهم و مرد دو سهم می‏برد. امام فرمود: «چون جهاد و پرداخت مخارج به عهده زن نیست و نیز پرداخت دیه قتل خطا بر عهده مردان است و بر زن چیزی نیست.(۱۵)» ابوهاشم در ادامه می‏ افزاید: من پیش خود گفتم كه قبلاً شنیده بودم «ابن ابی العوجا» از امام صادق علیه‏ السلام همین را پرسید و همین جواب را شنید. در این هنگام كه از قلب من چنین سخنی خطور نمود، حضرت رو به من نموده و فرمود: «آری، این سؤال ابن ابی العوجاء است و وقتی سؤال همان است، پاسخ ما نیز همان خواهد بود. اول و آخر ما در علم و منزلت مساوی هستند و برای رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله و امیر مؤمنان فضیلت و امتیازشان ثابت است.(۱۶)»

۱۰ ـ تشویق عالمان و دانشمندان راستین

حمایت ائمه اطهار علیهم ‏السلام از دانشمندان راستین و متفكران متعهد، در گسترش فرهنگ غنی و مترقی اهل بیت علیهم السلام نقش مهمی داشت.

امام عسكری علیه‏ السلام با قدر دانی از چهره‏ه ای فرهنگی شیعه، جرقه امید را در دل دانشوران و دانش دوستان پدید می‏ آورد و آنان را برای تلاش هرچه بیشتر در راه گسترش فرهنگ شیعه امیدوارتر می‏ساخت.

ابوهاشم جعفری از یاران راستین امام عسكری علیه ‏السلام و از نوادگان جعفر طیار علیه ‏السلام می‏گوید: روزی كتاب «یوم و لیله» از تألیفات یونس بن عبدالرحمن را به حضرت امام حسن عسكری علیه ‏السلام عرضه كردم. حضرت آن را مطالعه نموده و پرسید: این كتاب تألیف كیست؟ گفتم: این از آثار یونس بن عبدالرحمن از منتسبین به آل یقطین است. امام علیه‏ السلام فرمود: «أَعْطاهُ اللّهُ بِكُلِّ حَرْفٍ نوُرا يَوْمَ القِیامَةِ؛خداوند در مقابل هر حرف (كه در این كتاب نوشته،) نوری برای او در قیامت عطا فرماید.(۱۷)»

همچنین امام عسكری علیه ‏السلام در نامه ‏ای به علی بن بابویه قمی -از دانشمندان برجسته شیعه در قم- به نحو شایسته ‏ای او را می‏ ستاید. در بخشی از آن نامه آمده است: ای بزرگ مرد و مورد اعتماد و فقیه شیعیان من، ابوالحسن علی بن حسین قمی! خداوند متعال تو را بر اموری كه مورد رضای اوست موفق بگرداند و برای تو فرزندان صالح و شایسته عطا فرماید. ای مرد دانشمند و مورد اطمینان من، ابالحسن! صبركن و شیعه مرا به صبر فرمان ده، همانا زمین از آن خداست كه بندگانش را وارث آن می‏سازد. و سرانجام نیكو برای پرهیزگاران است و سلام و رحمت خدا و بركات او بر تو و بر همه شیعیانم باد.۱۸»

پی نوشت

۱ ـ بحارالانوار، ج۵۰، ص۳۰۴٫

۲ـ وفیات الائمه، من علماءالبحرین و القطیف، ص۴۱۰٫

۳ ـ اصول كافی، كتاب الحجة، باب مولد ابی محمد الحسن بن علی، ح۳٫

۴ ـ مستدرك الوسائل، ج۳، ص۲۴۳٫ مستدرك سفینة البحار، ج۹، ص۲۲۰٫

۵ ـ اصول كافی، كتاب الحجة، باب مولد ابی‏ محمدالحسن‏بن علی علیه ‏السلام ، حدیث۱؛ الارشاد، ج۲، ص۳۲۱٫

۶ ـ همان، ح۸؛ الارشاد، ج۲، ص۳۳۰٫

۷ ـ المناقب، ج۴، ص۴۲۴و ۴۲۵؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۳۱۱ و ج ۱۰، ص۳۹۲٫

۸ ـ آل عمران/ ۲۸٫

۹ ـ بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۶۹٫

۱۰ ـ فاطر/ ۳۲٫

۱۱ ـ الخرائج و الجرائح، قطب الدین راوندی، ج ۲، ص ۶۸۷؛ بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۵۹٫

۱۲ ـ بحارالانوار، ج۵۰، ص۳۱۶ و ۳۱۷٫

۱۳ ـ واقفیه كسانی هستند كه تا امام هفتم را قبول دارند و به امامان بعدی ایمان ندارند.

۱۴ ـ الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۶۸۵٫

۱۵ ـ دیه قتل خطائی بر عهده عاقله از خویشاوندان قاتل است. عاقله، برادران، عموها، پسربرادر و پسر عمو و پدر و فرزند قاتل است.

۱۶ ـ پیشوای یازدهم، ص۲۴ و ۲۵٫

۱۷ ـ رجال نجاشی، ص۴۴۷٫

۱۸ ـ انوار البهیه، ص۲۲۰؛ بهجة‏الآمال، ج۵، ص۴۱۹٫

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *