جلوه ای از شخصیت حضرت خدیجه علیها السلام

اردیبهشت, ۱۳۹۸ بدون نظر بانک مقالات

قبل از بررسی جایگاه حضرت خدیجه و اهمیت اقدامات ایشان در پیشبرد اسلام، باید مطالبی را نسبت به نقش و جایگاه ایشان قبل از اسلام و ازدواج با پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) عرض شود. باید دانسته شود که ایشان در میان مردم مکه چه جایگاهی داشتند که ازدواج ایشان با پیامبر اسباب حسادت دیگران را برانگیخت.

مرحوم اربلی، صاحب کشف الغمه درباره‌ی شخصیت حضرت خدیجه سلام الله علیها می‌نویسد:

وَ كَانَتْ خَدِيجَةُ امْرَأَةٍ حَازِمَةً لَبِيبَةً شَرِيفَةً وَ هِيَ يَوْمَئِذٍ أَوْسَطُ قُرَيْشٍ نَسَباً وَ أَعْظَمُهُمْ شَرَفاً وَ أَكْثَرُهُمْ مَالًا وَ كُلُّ قَوْمِهَا .قَدْ كَانَ حَرِيصاً عَلَى ذَلِكَ لَمْ يَقْدِرُوا عَلَيْه؛

تک تک عباراتی که برای ایشان بکاربرده شده است، دقیق است: حازم یعنی شخص عاقلی که تجارب روزگار او را حکیم کرده است. لبیب یعنی صاحب عقل و اندیشه. وسط در ذکر نسب از اوصاف مدح و تفضیل است. اگر گفته شود فلانی اوسط القبیله است، یعنی در نسب ریشه دار است. لذا در عبارت بعد هم تاکید می کند که از لحاظ شرف اعظم از همه بود. در مال نیز از همه قوم خود ثروتمندتر بود. هم این کتاب و هم کتب اهل سنت نقل کرده‌اند که تمامی بزرگان عرب خواستار همسری او بودند.

اما حضرت خدیجه همه را رد کرد و کسی را که به اخلاق کریمانه، شرافت نفس و ایمان و سجایای اخلاقی می‌شناخت پذیرفت.

ازدواج چنین بانویی با پیامبر (صلی الله علیه وآله) به منزله‌ی تکیه گاهی برای ایشان بود، از همین حیث اولین نقش حضرت در جهت پیشبرد اسلام، ایمان حضرت خدیجه به پیامبر، پذیرش اسلام و تصدیق ایشان بود. در واقع حمایت های حضرت خدیجه را می‌توان از دو منظر معنوی و مادی بررسی کرد. در جنبه‌ی حمایتهای معنوی حضرت اولین ایمان آورده به اسلام بود. طبق نقل مشهور و بلاخلاف عامه و خاصه حضرت خدیجه (سلام‌الله علیها) اولین بانوی مسلمان بود. پیامبر (صلی الله علیه وآله) بارها از تصدیق خود توسط همسرش حضرت خدیجه به بزرگی و کرامت یاد می کرد:

أين مثل خديجة، صدّقتني حين يكذّبني الناس؛ کجاست همانند خدیجه، در زمانی که تمام مردم مرا تکذیب می‌کردند او مرا تصدیق کرد. حضور حضرت خدیجه در کنار پیامبر به همراه حضرت ابوطالب دو سد محکم در برابر ناملایمتهای مشرکان و کفار قریش بود.

دومین نقش حضرت خدیجه، حمایتهای مادی همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود. حضرت می‌فرمود: و أيّدتني على دين اللّه، و أعانتني عليه بمالها؛ او مرا در راه خدا و دینش کمک می‌کرد و در این راه با مال خویش حمایت می‌نمود.

می دانیم که هر مکتب و مذهبی برای پیشبرد اهداف خود در ابتدای کار نیاز به حمایتهای مادی دارد. در شرایط سخت مکه و در دورانی که مشرکان و کفار شریان اقتصادی بنی عبدالمطلب و بنی هاشم را به جهت جلوگیری از کمک به پیامبر و اسلام بسته بودند، این حضرت خدیجه بود که تمام اموال خویش را در راه اسلام صرف کرد. در قرآن می خوانیم که خداوند به پیامبرش می‌فرماید: وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأَغْنى‏ (سوره ضحی: آیه ۸)، از ابن عباس در ذیل این آیه نقل شده است که خداوند با مال حضرت خدیجه پیامبر(صلی الله علیه وآله) را بی نیاز کرد.

سیره‌ی حلبی می‌نویسد: أحسنهم جمالا  و كانت تدعى في الجاهلية بالطاهرة؛ ام المؤمنین حضرت خدیجه از تمام زنان از حیث سیرت برترو نیکوتر بود، اما این زیبایی او در اوج پاکی و عفاف بود چنانچه در جاهیت به نام طاهره شناخته می‌شد. حضرت خدیجه از سویی با آن مال فراوان و موقعیت اجتماعی و از طرفی با زیبایی و جمال ظاهری که دشمنان ایشان نیز به آن معترفند، در دوره‌ی جاهلیت که بسیاری از زنان و دختران مشرکان به دنبال بی‌بند و باری و فساد بودند، پاک و عفیف بود. پاک زندگی کرد. این وعده‌ی خداست که زنان پاک از آن مردان پاک خواهند بود. حضرت خدیجه پاداش پاکی خویش را با ازدواج با بهترین خلق خدا یعنی رسول الله (صلی الله علیه وآله) گرفت. چون او خود دارای سجایای اخلاقی بود، به دنبال جوانی بود که او نیز پاک و متخلق باشد.، مؤدب و با صداقت باشد.

جوانان ما به ویژه زنان و دختران مسلمان می‌بایست رفتار و کردار حضرت خدیجه (سلام الله علیها) را در پاک زیستن الگوی خویش قرار دهند.

اینجا ممکن است سؤالی به ذهن برسد که حضرت خدیجه (علیهاالسلام) پیش از پیامبر با دو نفر دیگر نیز ازدواج کرده بود! اگرچه این سخن معروف است اما بسیاری از مورخان و محدثان بزرگ قبول ندارند و از جعلیات مورخان سودجو می‌دانند:

ﺍﺑﻮﻟﻘﺎﺳﻢ ﻛﻮﻓﻲ، ﺍﺣﻤﺪ ﺑﻼﺫﺭﻱ، ﻋﻠﻢﺍﻟﻬﺪﻱ، ﺳﻴﺪ ﻣﺮﺗﻀﻲ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺷﺎﻓﻲ ﻭ ﺷﻴﺦ ﻁﻮﺳﻲ ﺩﺭ ﺗﻠﺨﻴﺺ ﺷﺎﻓﻲ ﺁﺷﻜﺎﺭﺍ ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺧﺪﻳﺠﻪ (ﻋﻠﻴﻬﺎﺍﻟﺴﻼﻡ) ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ، ﻋﺬﺭﺍ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.(تنقیح المقال، ج ۳، ص ۷۷) ابن شهر آشوب نیز همین مطلب را بیان کرده است. (المناقب، ج ۱، ص ۱۵۹)

حضرت خدیجه (علیها السلام) برای پیامبر تنها یک همسر نبود، بلکه پشت و پناه و تکیه گاهی مستحکم برای حضرت نیز به شمار می‌رفت، چراکه حضرت پس از دست دادن حضرت خدیجه و حضرت ابوطالب (علیهما السلام) یکسال عزای عمومی اعلام کرد. ایشان پس از این دو یاور خویش، در مکه حامی و تکیه گاهی نیافت و از مکه هجرت کرد. وجود حضرت خدیجه برای پیامبر به عنوان یک حامی آنچنان ارزشمند بود که حضرت همیشه از او با کرامت و بزرگی یاد می‌کرد. اگرچه حضرت بعد از حضرت خدیجه با زنان دیگری هم ازدواج کرد، اما هرگز خدیجه را از یاد نبرد و هموار او را یاد می‌کرد. هر گاه پیامبر گوسفندی را قربانی می‌کرد، قسمتی را به نیت حضرت خدیجه انفاق می‌نمود.

احترام پیامبر نسبت به حضرت خدیجه به سبب اعتقاد پاک و ایمان راسخ ام‌المؤمنین (علیه‌السلام) بود، چنانچه نوشته‌اند:

ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ(ﺻﻠﻲ اﷲ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ) ﺑﻪ ﺧﺪﻳﺠﻪ(ﻋﻠﻴﻬﺎ‌ﺍﻟﺴﻼﻡ)، ﺑﻪ ﺧﺎﻁﺮ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺗﻮﺣﻴﺪ ﺑﻮﺩ. (سفینة البحار، ج ۲، ص ۵۷۰)

از این مطلب می‌توان چنین استفاده کرد که اگر کسی با اعتقاد خود را حامی ولی خدا کند، ولی خدا نیز همواره او را یاد خواهد کرد. همین فداکاری را می‌توان در سیره‌ی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) که دختر حضرت خدیجه بود، نسبت به ولی زمان خویش یعنی امیر المؤمنین (علیه‌السلام) یافت. چنانچه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) همواره از همسرش با نیکی و احترام یاد می‌کرد.

هادی الیاسی

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *