جابر درباره‌ی صلح امام حسن علیه‌السلام چنین می‌گوید…

شهریور, ۱۳۹۸ بدون نظر بانک مقالات

جابر بن عبدالله انصاری بعد از ذکر مواردی عجیب از بنی اسرائیل گوید: «سوگند به حقّ خدا و رسول او من از امام حسن و امام حسین علیهماالسلام فضیلتی بیشتر و شگفت انگیزتر دیدم. شگفتی که از امام حسن علیه السلام دیدم چنین است:
پس از آن که یاران امام حسن علیه‌السلام پیمان‌شکنی کرده و آن حضرت را مجبور به مصالحه با معاویه نمودند، حضرتش به ناچار با معاویه صلح نمود، این رفتار بر یاران آن حضرت گران آمد، من نیز یکی از آنها بودم که زبان به ملامت حضرت گشودم؛ امام حسن علیه‌السلام فرمودند: جابر، ملامتم نکن؛ رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله‌ وسلم را در گفتارش تصدیق کن که فرمود:
«إنّ إبنی هذا سیّد و إنّ الله تعالی یصلح به بین فئتین عظیمین من المسلمین»؛
همانا این فرزندم آقا و سرور است، خداوند متعال به وسیله‌ی او در میان دو گروه بزرگ از مسلمانان صلح و آشتی برقرار می‌کند.
گویا این سخن مرا آرام ننمود و سینه‌ام را شفا نداد؛ در دلم گفتم : شاید این واقعه‌ای که رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم فرموده بعداً اتّفاق خواهد داد و منظور پیامبر صلح با معاویه نبوده است؛ چرا که در این صلح، مؤمنان هلاک گردیده و خوار شدند.(در اینکه صلح بامعاویه مصداق کلام رسول خدا باشد شک کردم)

وقتی این سخن از ذهنم خطور کرد و من مردّد شدم، امام حسن علیه‌السلام دست مبارکش را روی سینه‌ام گذاشت و فرمود: در سخن پیامبر خدا صلّی الله علیه وآله وسلم تردید نموده و چنین و چنان گفتی؟!
آنگاه فرمود: آیا میل داری هم‌اکنون پیامبر خدا صلّی الله علیه وآله وسلم را مشاهده کرده و این سخن را از آن حضرت بشنوی؟
من از سخن امام مجتبی در شگفت شدم؛ ناگاه صدای غرّشی شنیدم و زمین از زیر پای ما شکافت و رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم، امیرالمومنین، جعفر و حمزه علیهم‌السلام را دیدم که بیرون آمدند!
من از ترس و وحشت به گوشه‌ای خزیدم؛ امام حسن علیه‌السلام به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم عرض کردند: ای رسول خدا! این جابر است که مرا در مورد آنچه شما می‌دانید، ملامت می‌نماید.

رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم رو به من کرده و فرمودند: «یا جابر! إنّک لا تکون مؤمناً حتّی تکون لأئمّتک مسلّماً، ولا تکون علیهم برأیک معترضاً، سلّم لابنی الحسن ما فعل، فإنّ الحقّ فیه، إنّه دفع عن حیاة المسلمین الإصطلام بما فعل و ما کان ما فعله إلّا عن أمر الله و أمری»؛
ای جابر! تو هرگز مومن نخواهی بود تا این که تسلیم پیشوایانت گردی و با رأی و نظر خود بر آنان اعتراض ننمایی؛ بر آنچه فرزندم حسن علیه‌السلام انجام داده تسلیم شو؛ چرا که حق در همان است. او با آن عملش زندگی مسلمانان را از هم پاشیدگی نجات داده، او این کار را جز به فرمان خداوند و من انجام نداده است.
جابر گوید: من گفتم ای رسول خدا، پذیرفتم!
سپس آن بزرگوار به همراه علی علیه‌السلام ، حمزه و جعفر علیهماالسلام به سوی آسمان پرواز نمودند.
من می‌دیدم که درهای آسمان به روی آن بزرگواران باز می‌شد و آنان وارد می‌شدند تا این که به آسمان هفتم رسیدند و در همه این موارد آقا و مولای ما حضرت محمّد صلّی الله علیه وآله وسلم پیشاپیش آن بزرگواران بود.»
(الثاقب فی المناقب، ابن حمزه طوسی)

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *