شهادت یا رحلت حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله!؟

شهریور, ۱۳۹۸ بدون نظر بانک مقالات

«وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ.» (آل عمران، آیه۱۴۴)

ترجمه:
محمد فقط فرستاده خداست‏ و پیش از او، فرستادگان دیگرى نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمی گردید؟ [و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟] و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمی‌زند و خداوند به زودى شاکران [و استقامت ‏کنندگان‏] را پاداش خواهد داد.

«أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ الْخُزَاعِيُّ قَال: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ يَحْيَى الْجَلُودِيُّ قَال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْغَلَانِيُّ قَال: حَدَّثَنَا عُتْبَةُ بْنُ الضَّحَّاكِ عَنْ هِشَامِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: لَمَّا قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه‌السلام رَقِيَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ علیهماالسلام فَأَرَادَ الْكَلَام‏… وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي جَدِّي رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله :أَنَّ الْأَمْرَ يَمْلِكُهُ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ صَفْوَتِهِ مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ أَوْ مَسْمُوم‏…» (کفاية الاثر، ص۱۶۲)
امام حسن عليه‌السّلام پس از شهادت پدر خود اميرالمؤمنين عليه‌السّلام در ضمن سخنرانى خود فرمود:
«پيامبر اكرم به من خبر داده كه امامت در اختيار دوازده امام از اهل‌بيت اوست كه بر گزيده‏‌اند؛ هيچ كدام از ما نيست مگر اينكه يا مسموم می‏‌شود و يا مقتول‏.»

یکی از مظلومیت‌های حضرت رسول این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمی‌شود و معمولا می‌گویند رحلت حضرت رسول!!! قصد داریم در رابطه با کیفیت شهادت و قاتلین آن حضرت مطالبی را بیان کنیم:

کتابهای سیره و حدیث، درگذشت رسول خدا به وسیله‌ی سم را تایید کرده‌اند و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده‌اند از جمله:
ابن سعد می‌گوید در روایتی آمده است: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مسموم شد و درگذشت و شصت و سه ساله بود. این قول ابن عبده است. (المجدد فی الانساب، محمد بن محمد علوی، ص۶ )
شیخ مفید می‌گوید: «او در مدینه روز دوشنبه، دوشب باقیمانده از ماه صفر، در سال دهم هجری درگذشت؛ درحالیکه شصت و سه سال داشت.» (المقنعه شیخ مفید، ص۴۵۶ و منتهی المطلب،ج۲، ص۸۸۷)
علامه حلی شهادت رسول خدا را به وسیله سم ذکر می‌کند. (منتهی المطلب، ج۲، ص۸۸۷)
در کتاب جامع الرواه آمده است: پیامبر ص در مدینه مسموم درگذشت. (جامع الرواه، ج۲، ص۴۶۳)
شیخ طوسی می‌گوید: «رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری مسموم درگذشت.» (تهذیب الاحکام، ج۶، ص۱ و بحارالانوار، ج۲۲، ص۵۱۴)
بیهقی از عبدالله بن مسعود روایت کرده است که وی گفت: اگر ۹ بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده است، برایم محبوب‌تر است از اینکه یک‌بار قسم بخورم که او کشته نشده است؛ به جهت اینکه خداوند او را پیامبر شهید قرار داده است. (السیره النبویه، ابن کثیر دمشقی، ج۴، ص۴۴۹)
حاکم نیشابوری کشته شدن رسول خدا را تایید کرده است؛ آنجا که می‌گوید: «شعبی گفته است: به خدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سم کشته شدند و عمر و عثمان و علی بن ابیطالب علیه‌السلام با شمشیر کشته شدند و حسن بن علی علیهماالسلام با سم و حسین بن علی علیهماالسلام با شمشیر کشته شد.» (المستدرک، ج۳، ص۶۰ )
ابن مسعود کشته شدن پیامبر در سنه ۱۱ هجری تایید و تاکید کرده است. (السیره نبویه، ابن کثیر، ج۴، ص۴۴۹ و البدایه و النهایه، ج۶، ص۳۱۷ و۳۲۲)
رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید می‌شود.» (بصائر الدرجات، ص۱۴۸و بحارالانوار، ج۱۷، ص۴۰۵ و ج۴۰، ص۱۳۹)
و همچنین فرمودند: «هیچ کس از ما (اهل‌بیت) نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود. (کفایه الاثر، خراز قمی، ص۱۶۲ و وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲ و بحارالانوار، ج۴۵، ص۱ و من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷)

پس شهادت حضرت رسول توسط سم قطعی است؛ ولی چه کسی و در چه زمانی ایشان را به شهادت رسانده‌اند؟؟؟

زمان شهادت حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله
ظاهرا بیشترین فاصله ای را که بین فرمان حمله به شام به رهبری اسامه و شهادت حضرت رسول بیان شده است دو هفته است. (المغازی واقدی، ج۱، ص۱۲۶)

به دلیل زیاد بودن روایات در این زمینه به بیان مصادر کفایت می‌کنيم:
الطبقات الکبری ابن سعد، جلد دوم و سیره ابن هشام و انساب الاشراف جلد اول و عیون الاثر جلد دوم.
در تمامی این مصادر فاصله ۱۲ الی ۱۴ روز بین دستور حمله به شام و شهادت بیان شده است. شهادت ایشان در سال ۱۱ هجری ودر سن شصت و سه سالگی بوده است.
اولا: از آنجایی که حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله از شهادت قریب الو
قوع خودشان در غدیر خبر داده بودند.
ثانیا: فاصله زمانی زیادی بین غدیر و دستور حمله به شام به رهبری اسامه نبوده است.
ثالثا: سرزمین شام در فاصله دوری از مدینه قرار داشت.
رابعا: در غدیر علی علیه‌السلام به عنوان جانشین معرفی شده بود.

عده‌ای از اطرافیان از پیوستن به سپاه اسامه سر باز زدند تا بتوانند به طور سری به گونه‌ای که رسوا نشوند از دست پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خلاص شوند و نقشه‌های شوم خود را در بعد از شهادت حضرت اجرا کنند.

روایت شده است: پس بیهوش شد و چون به هوش آمد زنها به او دارو خوراندند در حالی که او روزه‌دار بود. (الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۳۵)
در دو روایت بخاری و مسلم از قول يكی از زنان پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده است: ما به رسول خدا در هنگام بیماریش دارو دادیم؛ پس شروع کرد به اشاره کردن به ما که به من دارو ندهید.
گفتیم: (مسئله‌ای نیست) هر بیماری از دارو متنفر است.
در بعضی روایات این‌چنین آمده: (اهمیتی ندهید) کراهیت مریض از داروست!
اندکی بعد پیامبر فرمود: هرکس در خانه است در برابر چشم من باید دارو بخورد به جز عمویم عباس که در کنار شما حضور نداشت. (صحیح البخاری، ج۷، ص۱۷ و ج۸، ص۴۰ و صحیح مسلم، ج۷، ص ۲۴و۱۹۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۳۸)

اولا: مگر اطاعت حضرت رسول در هر حالی طبق نص قرآن واجب نشده است؟ مگر قرآن نفرموده که: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از روی هوی و هوس سخن نمی‌گوید؟ پس چرا وقتی حضرت خواستند که به او دارو (سم) را ندهند، آن زن اطاعت نکرد و بلکه خلاف دستور حضرت عمل کرد؟ انگار او نیز مانند غاصب اول خیال کرده بود که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نعوذبالله هذیان می‌گوید!!! آیا رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فایده دارو را نمی‌دانست و آنها می‌دانستند؟ و آیا پیامبر مصلحت خود را تشخیص نمی‌داد و آنها تشخیص می‌دادند؟
ثانیا: جمله‌ی آخر حضرت (همه اهل خانه در برابر چشم من از این دارو بخورند)، اشاره به این دارد حضرت می‌دانستند که آن دارو نبوده است بلکه سم بوده است که می‌خواستند توسط آن، حضرت را بکشند؛ لهذا منظور حضرت این‌چنین بوده است: اگر دارو بوده است از آن بخورید!!! ولی خودشان می دانستند که دارو نبود و از آن نخوردند.

در الطب النبوی ابن جوزی، ج۱، ص۶۶ می‌گوید: به او دوا خوراندند در حالی‌که بیهوش بود و چون به هوش آمد فرمود: چه کسی با من چنین کرد؟ این کار زنهایی است که از آنجا آمده‌اند و با دست به سوی حبشه اشاره کرد و در روایات صحیح آمده که دو تن از زنان پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله حبشی بودند.
این یک افشاگری از سوی رسول خداست که او را به روشی که زنان حبشیه به شوهرانشان سم می‌خوراندند مسموم کرده‌اند. سم حبشه نیز معروف و مشهور بوده است و بعضی از حبشی‌ها متخصص در سحر و شعبده و انواع سم بوده‌اند.

عبدالصمد بن بشیر از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: می‌دانید پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله درگذشت یا کشته شد، همان‌طور که خدا می‌فرماید: (اگر او درگذرد یا کشته شود به جاهلیت باز می‌گردید.) او قبل از مرگ مسموم شد؛ آن دو زن به او سم نوشاندند. (تفسیرالعیاشی، ج۱، ص۲۰۰ و بحارالانوار، ج۲۲، ص۵۱۶ و ج۲۸، ص۲۱)

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *