سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین میرباقری – مجلس هشتم

شهریور, ۱۳۹۹ بدون نظر سخنرانی

روز هشتم محرم  ـ ۲۷ / ۶ / ۹۷

أعوذ بالله السمیع العلیم من همزات الشیاطین و اعوذ بالله أن یحضرون ان الله هو السمیع العلیم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین احمده و استعینه و اومن به و اتوکل علیه و استهدیه و استنصره و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و افضل سفرائه حبیب إله العالمین ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین الهداة المهدیین سیما بقیة الله فی الأرضین ارواحنا لتراب مقدمه الفداه و اللعنة علی اعدائهم اجمعین

اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصرا و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

و هب لنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره ما ننال به سعةٍ من رحمتک و فوزاً عندک

خدای متعال قلوب ما را با معرفت امام زمان ارواحنا فداه منور بفرماید، مجلس را مورد رضایت و لطف و عنایت خاص حضرت قرار بدهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

ان شاء‌ الله خدای متعال ظهور حضرت را هر چه زودتر مقرر بفرماید و پیروزی عاجل را روزی دوستان حضرت در سراسر عالم بفرماید، ما را از یاورمان و خدمتگزاران به ساحت مقدس حضرت و شهدای رکاب حضرت مقرر بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد

إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی، أُریدُ أنْ آَمُرَ بالمَعروفِ و أنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَةِ جَدّی و أبی سؤال اینست که آن فسادی که در امت نبی اکرم رخنه کرده و بلکه سراسر امت را فرا گرفته که حضرت برای اصلاح آن قیام فرمودند چه فسادی است؟‌ در یک کلمه خدای متعال در قرآن بیان کرده و ذیل این آیه ملاحظه فرمودید روایت را، خدای متعال می‌فرماید لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها، خطاب به انسان‌های معمولی نیست. نمی‌خواهم بگویم اصلاً شامل اینها نمی‌شود، خطابهای قرآن عمدتاً‌ شامل امت و سران است و در ذیل آنها شامل عموم جامعه است، خطاب می‌کند به یک عده‌ای که لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها بعد از اینکه خدای متعال زمین را اصلاح کرد شما زمین را خراب نکنید و فاسد نکنید، زمین چطوری اصلاح شده؟ فرمود لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها بمحمد و علی صلوات الله علیهما و آلهما بعد از اینکه خدای متعال زمین را با وجود مقدس نبی اکرم و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما و آلهما اصلاح کرد شما زمین را فاسد نکنید، این اصلاح چه بود و افساد چیست؟

عرض کردیم اصلاح این است که آن کسی که امام الصالحین است، قدوة الصالحین است، ائمه‌ای که محور صلاح در عالم هستند، محور یک جمع قرار بگیرند و جامعه‌ای بر محور آنها ساخته شود، جامعه بر محور محبت امام شکل بگیرد. یک مسئله بسیار مهمی است که جمع مؤمنین بر مدار امام شکل می‌گیرد، تمام روابط ذیل محور ارتباط با امام است، دوستی‌شان با یکدیگر، دشمنی‌هایشان، روابط شخصی‌ و مالی‌شان، تمام بر اساس محبت امام شکل می‌گیرد. یعنی امام می‌شود مدار در جامعه مؤمنین، تمام مناسبات از جمله مناسبات مالی‌شان هست بر مدار امام شکل می‌گیرد، محبت‌شان نسبت به همدیگر فرع بر محبت امام است. امام را دوست می‌دارند و این محبت تبدیل می‌شود به محبت بین مؤمنین.

ملاحظه فرمودید در باب حب فی الله در کافی شریف روایت عجیبی است، یکیش را تقدیم کردم که حضرت فرمودند اوثق اوری الایمان الحب فی الله و البغض فی الله و الموالاة لاولیاء الله و المعاداة لأعداء الله، محکم‌ترین رشته ایمان که انسان را مرتبط به عالم الهی می‌کند حب فی الله و بغض فی الله است، دشمنی با دشمنان خدا و دوستی با دوستان خدا، این محور جامعه مؤمنین است، روابط‌شان بر مدار محبت الهی و محبت ولی‌شان شکل می‌گیرد، می‌شوند المتحابون فی الله، در همین باب حدیثی را نقل کردند روز قیامت منادی ندا می‌دهد أین المتحابون فی الله یک جمعی برمی‌خیزند، آنهایی که در راه خدا محبت کردند و دوستی کردند، گفته می‌شود بدون حساب و کتاب به طرف بهشت برویم، شما حساب و کتاب ندارید. راه می‌افتند به سمت بهشت و ملائکه موکل جلویشان را می‌گیرند که کجا؟ مگر عالم دنیاست؟ اینجا حساب و کتاب دارد، می‌گویند به ما گفتند که بدون حساب و کتاب بروید، می‌گویند مگر شما چه کسانی هستید؟ می‌گویند المتحابون فی الله، ما در راه خدا محبت ورزیدیم، دلمان را هر جایی خرج نکردیم، جامعه مؤمنین المتحابون فی الله است، همدیگر را دوست می‌دارند در محبت امام‌شان، محور حب‌شان امام است، بعد بر مدار امام همدیگر را دوست می‌دارند، بر مدار امام تبری می‌جویند، بر مدار امام تولی می‌جویند، جامعه مؤمنین بر مدار تولی و تبری الهی شکل می‌گیرد. بعد روایاتی که در کتاب ایمان و کفر هست که کمتر مورد توجه قرار گرفته و مورد دقت، که در باب روابط با مؤمنین هست، رابطه مؤمنین با هم از رابطه‌ای که در عالم باطن دارند که فرمود المؤمن اخ المؤمن من أبیه و أمه، أبوه نور و امه الرحمة، مؤمنین برادر پدر و مادری هستند فرمود گاهی یک مؤمن غصه‌دار می‌شود مؤمن دیگر آن طرف عالم غصه‌دار می‌شود، حضرت فرمودند نکته‌اش این است که المؤمن أخ المؤمن من أبیه و أمه، شما به هم مرتبط هستید.

فرمود مؤمنین شعاع یک روح هستند، إن روح المؤمن أشد اتصالاً بروح الله من شعاع الشمس بالشمس، در هر مؤمنی یک رشته‌ای از ولایت امام هست، اینکه در روایات تأکید شده اگر شما از مؤمنین بریدید و هتک کردید، ولایت شما قطع می‌شود مقصود آن رشته‌ی از ولایت است که در آن مؤمن وجود دارد. فرمود اگر درب خانه‌تان را بستید مؤمنی آمد پشت خانه‌ شما می‌توانستید اجابت کنید و نکردید، ولایت‌تان قطع می‌شود، یعنی همین. ابواب فراوانی در روایات ما هست که در کتاب ایمان و کفر جمع شده راجع به رابطه مؤمنین. چطور باید با هم برخورد کنند؟‌ مدار روابط‌شان باید محبت امام باشد، آن وقت مناسبات مالی‌شان هم به همین شکل صورت می‌گیرد، باید انفاق کنند، مواسات کنند، ایثار کنند، نه فقط انفاق، مواسات است و بعد ایثار است. ایثار یعنی خودم رنج می‌برم که رفیقم رنج نبرد، من مستحق‌ترم، که مصداق اتم آن در شفاعت معصومین هست که مواسات است، که نمونه ظاهری دنیایی‌اش را که خدای متعال در سوره هل أتی بیان می‌کند و بعد باطن شفاعت امیرالمؤمنین را در عوالم توضیح می‌دهد ظاهرش همین است که سه روز لقمه نان خودشان را می‌دهند و گرسنه افطار می‌کنند این می‌شود ایثار، رابطه مؤمنین بر اساس ایثار است و ریشه این ایثار در محبت خدا و محبت امام است، این محبت امام تبدیل به رابطه محبت بین مؤمنین می‌شود و تبدیل به ایثار می‌شود، اگر یک نمونه‌ای بخواهیم برایش ذکر کنیم که عام است رابطه پدر و مادر با فرزند است، این محبت رحمت الهی تبدیل به ایثار می‌شود، اینکه فرمود قطع رحم نکنید چون قطع با خداست چون این رحامت الهی است و رشته‌ای از رحمت خداست، یک رشته‌ای از رحمت الهی بین پدر و مادر و فرزند قرار داده شده که تبدیل به ایثار می‌شود، مادر بدون منّت، سخاوتمندانه آسایش خودش را خرج فرزندش می‌کند، این کمالش در امام است، الرحمة الموسولة، فداکاری و شفاعت امام از نوع ایثار است، روابط مؤمنین اگر بر اساس ارتباط با امام بود یعنی رشته‌ی ارتباط ما با امام برقرار شد و این رشته شد محور تمام روابط ما، تمام روابط می‌شود محبت، روابط می‌شود ایثار، اینکه در روایات در خصوصیات عصر ظهور وقتی ذکر می‌شود گاهی گفته می‌شود که مؤمنین آنجا دست در جیب هم می‌کنند.

از کوفه آمده بود به امام صادق عرض کرد یابن رسول الله ما صف به صف آماده‌ایم، حضرت فرمود اگر احتیاج داشته باشید می‌روید درِ خانه‌ی برادرتان در بزنید و او منزل نباشد، همیان و سکه‌های طلایش را بگیرید، مهرش را بشکنید، نیازتان را بردارید و مابقی را تحویل بدهید هم او راضی باشد و اعتراضی نداشته باشد و هم شما بیش از نیاز برندارید؟ گفت ما اینطوری نشدیم، فرمود عصر ظهور اینطوری می‌شود و دوران مضامله است، این دوران هدنه به تعبیر روایات تمام می‌شود و دوران رفاقت‌تان می‌شود. جامعه مؤمنین جامعه‌ای است که تمام روابطش حول رابطه با امام، یعنی حول رابطه با خداست، تمام زندگی‌شان انعکاس روح امام‌شان استف سبقة الله دارد به تعبیر روایات یعنی ولایت، جامعه‌ای که درست می‌شود هر جا که نگاه می‌کنید رنگ و بوی امام دارد، پس کلاً جوامع اینطوری است که یا سبقه امام عدلند و یا سبقه امام جور. ائمه علیهم السلام غیر از اینکه عناصر الابرار هستند، انسان اگر جزء ابرار شد به امام متصل شد، از خواسته‌های خودش گذشت و به امام خودش رسید لن تنال البصر حتی تنفقوا مما تحبون فرمود بر ما هستیم، اگر از محبوبهای خودتان گذشتید به ما هم می‌رسید انسانی که به امام می‌رسد ائمه عناصر وجودی او هستند، عناصر الابرار، تمام عناصر وجودی مؤمن از وادی ولایت امام است، تمام صفاتش شعاع روح امام است، ایمانش تجلی ایمان امام است، طینتش از امامش هست، سرشتش از امامش هست. فرمود روح شما از منزلت جسم ما خلق شده و لذا به ما متمایل هستید، همینطور که عناصر الابرار هستند ارکان البلاد هم هستند، بلد مؤمنین حول محور امام می‌چرخد، هر جا نگاه کنید سبقه امام دارد.

ملاحظه کردید شهر ما یک بدنه و فیزیکی دارد، یک پیکره‌ای دارد و ما در این پیکره زندگی می‌کنیم، بهداشت، تحصیل، بازار و … تأمین می‌شود اگر اهل مسجد باشیم مسجدمان تأمین می‌شود. این شهر نمایش روح اهل شهر است یعنی نیازمندی‌هایشان را می‌خواهی ببینی و فرهنگ‌شان را ببینی بیا در شهرشان ببین، مسجد دارند یا نه؟ حسینیه دارند یا نه؟ میکده دارند یا نه؟‌ معلوم می‌شود که چکاره هستند؟ نیازهای انسان‌ها محور شهر است، چطور شکل می‌گیرد؟ حول امام‌شان. ائمه هستند که ارواح را رهبری می‌کنند یا معتاد به دنیا می‌کنند و حریص به دنیا و حسود به دنیا، بخیل نسبت به دنیا، یا ارواحی خلق می‌کنند متعلق به عالم الهی، این کار امام است. لذا شهر سبقه امام شهر را دارد، ارکان البلاد هستند، اگر شهری بر مدار امام شد می‌شود بلد امین، اینکه مکرر فرمودند مقصود از بلد امین شهر نیست، این شهری است که امام بر آن حاکم است و مال عصر ظهور است و الا اگر مکه فرهنگش طوری شد که در آن نبی اکرم العیاذ بالله تجلیل نمی‌شود این دیگر مکه نیست، لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ، شهری که شما در آن حرمت ندارید که به آن قسم نمی‌خورم. اگر شما محور شهر شدید می‌شود بلد امین، لذا بلد امین به خود حضرت تفسیر می‌شود، شهر حول حضرت بلد امین است، اتفاقی که باید می‌افتاد این است لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها بمحمد و علی، خدای متعال این پیامبر را فرستاد، این امام را فرستاد و بنا بود شهر بر محور اینها شکل بگیرد، تمام نیازهای مردم به حب امام برگردد، تمام روابط‌شان بر اساس محبت امام باشد، عصر ظهور اینطوری است لذا همه جا سبقة الله است، رنگ خدا و بوی خداست، بوی محبت می‌دهد.

تجارت می‌کنند با هم بر اساس محبت است، اینکه می‌گویند در عصر ظهور با صلوات تجارت می‌شود چیز مهمی نیست، از این بالاتر است، فرمود دست در جیب همدیگر می‌کنند، گفت آقا ما آماده‌ایم، فرمود در محبت ما دست در جیب همدیگر می‌کنید؟ گفت نه، هنوز مال‌مان مال خودمان است، فرمود در جان‌تان بخیل‌تر هستید، جان‌شان مال امام‌شان است و مال‌شان و تمام روابط حول امام است، جامعه‌ای که تمام مناسباتش به امام برمی‌گردد این بلد امین است و فساد در آن نیست و همه چیز در مدار خداست و اگر از مدار امام خارج شد می‌شود مدار کفر، مدار شرک، کاری که جبهه نفاق کرده چیست که قرآن از آن نام می‌برد؟ در اول سوره بقره وقتی توضیح می‌دهند می‌فرمایند کار اینها چیست؟ وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ‌ فساد می‌کنند، کار جریان نفاق فساد است خودش هم ممکن است توهم باشد که کار درستی می‌کنند أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ، این فساد را در آیات بعد توضیح می‌دهد که می‌فرماید اینها فاسقند، اینها هستند که کتاب خدا هستند، کتاب هدایت است، جامع همه کتب آسمانی است، يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ این کتاب برای آن عامل ضلال است، چرا؟ چون فاسقند، فاسق چه کسی است؟ الذین وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ  آنهایی که رشته‌ای که خدا مؤکداً فرموده باید برقرار کنید را قطع می‌کنند، فساد یعنی این، فسق یعنی این، عهدهای محکم‌شان را می‌شکنند، بنا بود بر مدار ولایت حرکت کنند عهدها را زیر پا می‌گذارند، بنا بود بر محور امام شهر شکل بگیرد، تمام روابط را با امام قطع می‌کنند و روابط دیگری به جایش می‌گذارند، بعد وقتی شهر به هم ریخت درستش می‌کنند تأمین اجتماعی می‌گذارند به زور از یک نفر می‌گیرند و به دیگری می‌دهند، درست می‌شود؟! شما خانه را به هم بریزید رابطه علقه‌ِ پدر و مادری را به هم بریزید، به جای فرزند، حیوانات را دوست بدارند و بعد بیایند با قانون و زور دولتهایتان بگویند من حق فرزند را از پدر و مادرش می‌گیریم این درست می‌شود؟! فرزند را از دامن مادر جدا کنید و بعد برایش مهدکودک بزنید، این درست می‌شود؟ زیرساخت‌های روابط مالی جامعه مؤمن را خراب کنید که محبت به امام مدارش هست، اگر محبت امام عصر شد مال مال امام است همه بیشتر کار می‌کنند و همه کمتر برمی‌دارند گویا یک صندوق مشترک دارند، شما در محبت ما دست در جیب هم می‌کنید؟! وقتی این روابط باشد. همه روابط اینطوری است، یعنی فرزند اگر پدر و مادرش را دوست می‌دارد بر مدار محبت امام است، این معنای آیه قرآن است، در آیه آخر سوره مجادله می‌فرماید پدر و مادر خودشان هم اگر دشمن خدا شد اینها دوست نمی‌دارند، دشمن امام بود دوست نمی‌دارند وقتی حزب الله را توصیف می‌کند می‌فرماید اینها حزب الله هستند در مقابل حزب الشیطان، حزب الله تمام روابطشان بر مدار امام شکل می‌گیرد، فرمود حزب الله اولیاء امیرالمؤمنین هستند، پدر و مادر هم اگر از امام جدا شد این از آنها جدا می‌شود، تا بر مدار امام است پدر من است، تا بر مدار امام هست فرزند من است.

آن کاری که جریان فسق و جریان نفاق کرده این است، یقطعون ما امر الله به بنا بود تمام حیات بر مدار ارتباط با امام باشد، این ارتباط را قطع کرد، وقتی قطع شد عالم فاسق می‌شود، نماز هم بخوانند فساد است، مسجدشان مسجد ضرار است و فرقی بین مسجد و میکده نیست، وقتی عالم بر مدار امامی که قدوة الصالحین است نچرخید،‌رابطه‌اش با امام الصالحین قطع شد هیچ چیزی بر مدار صلاح نیست این فساد می‌شود، بازارشان فساد است، مسجدشان فساد است، میدان جنگشان فساد است، صلحشان فساد است، سیدالشهداء به میدان آمدند اصلاح کنند و امر را به مدار خودشان برگردانند، امت به حول امام برگردد. البته یک بخشی از امت مشرک و کافر هستند که جدا می‌شوند، کار سیدالشهداء همان است که در سوره بیّنه است صفها را از هم جدا می‌کند، امام آن بینه‌ای است که وقتی به میدان می‌آیند تفکیک می‌شوند، یک عده شر البریه و یک عده هم خیر البریه می‌شوند، آنهایی که خیر البریه هستند حول امامشان هستند، إن الذین آمنوا و عملوا الصالحات، آنهایی که دور امام جمع می‌شوند، عملوا الصالحات یعنی هر عملشان بوی امام می‌دهد، عمل اگر بر مدار امام نباشد عمل صالح نیست، نمازی که امامش امام نیست نماز نیست،   انفاقی که بر مدار امام نیست عمل صالح نیست، عمل صالح عملی است که در آن صلاح است، اصل صلاح امام است. ان الذین آمنوا امام را قبول کردند و اصلاً آمنوا یعنی همین، ایمان بالله بدون پذیرش امام که ایمان نیست! و عملوا الصالحات، تمام اعمالشان بر مدار امام‌شان است، إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئكَ هُمْ خَيرْ الْبرَيَةِ. جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبهِّمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تجَرِى مِن تحَتهِا الْأَنهْارُ خَلِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضىَ اللَّهُ عَنهْمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَالِكَ لِمَنْ خَشىِ رَبَّه‏، یک امتی درست می‌شود حول امیرالمؤمنین بر مدار عاشورای امام حسین که رضی الله عنهم و رضوا، از این بالاتر نمی‌شود.

این اتفاق افتاد؟ بله افتاد، باش تا صبح دولتش بدمد.

از برکات عاشورا یوم ظهور است، یوم الرجعه است، یوم القیامه است، این ایام الله همه ایام الحسین هستند، کار امام حسین عالم را آماده می‌کنند، امام زمان می‌آیند سر سفره‌ای که امام حسین پهن کردند، صف‌ها را جدا می‌کنند، بساط باطن را جمع می‌کنند با شعار یا لثارات الحسین، فرمود وقتی کنار کعبه تکیه می‌کند، وقتی می‌خواهد مردم عالم را قانع کند، می‌فرماید أَلا يَا أَهلَ الْعالَم إِنَّ جَدِّيَ الْحُسَين قتل عَطشاناً، أَلا يَا أَهلَ الْعالَم إِنَّ جَدِّيَ الْحُسَين سَحَقوهُ عُدواناً، الا يا اهل العالم ان جدي الحسين طرحوه عريانا، فرمود مزد سیدالشهداء امام زمان است، از برکاتی که خدا به حضرت عنایت کرد در مقابل شهادت، دعای حضرت زهرا سلام الله علیها بود که وجود مقدس امام زمان (عج) است.

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین، وقتی با خدا میثاق می‌بست نقل این است که خطاب شد آقاجان اگر قبول کنید باید با خودتان اصحاب بیاورید، فرمود خدایا تو بپذیر من اصحاب را تربیت می‌کنم و می‌آورم. باید با خودتان اهل‌بیت بیاورید، فرمود می‌آورم. بهترین‌ها را جمع کرد با خودش آورد، ‌تربیت‌شان کرد برای مثل امروز، هیچ کسی در این وادی به زور نیامده. وقتی حضرت شب عاشورا به مثل حبیب و ظهیر می‌فرمایند بروید باید التماس کنند بمانند، آیا حضرت اهل‌بیت‌شان یا دخترک‌های عزیزشان را به زور به کربلا می‌آورند؟ دختر سه ساله‌اش هم عارف تمام است. همه را با خودش آورد، بهترین‌ها را با خودش آورد، اصحابش را یک به یک پرواز داد، آمد بالای سرشان مبادا شیطان در آخرین لحظه هجوم بیاورد.

نوبت به اهل‌بیت رسید، اول کسی که آمد اجازه گرفت آقازاده‌ی حضرت بود، اگر کسی می‌خواهد ببیند چه بر دل امام حسین گذشت تعبیر این است خطابش با مردم قطع شد، دستهایش را به سمت آسمان بلند کرد اَللّهُمَّ اشْهَدْ عَلي هؤُلاءِ الْقَوْمِ فَقَدْ بَرَزَ اِلَيْهِمْ غُلامٌ اَشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ، معنای این جمله را بزرگان باید بفرمایند از امام حسین این جمله یعنی چه؟‌شاید همین جمله برای اثبات عصمت حضرت کافی است. كُنّا اِذَا اشْتَقْنا اِلي نَبِيِّكَ نَظَرْنا اِلي وَجْهِهِ وقتی به او نگاه می‌کردیم چشم ما را پر می‌کرد گویا پیغمبر خدا را می‌بینیم، خیلی بیان بلندی است، این تعبیر در باب حضرت زهرا از امیرالمؤمنین نقل شده، ما تخرم مشیتها مشیة رسول الله إذا تکلمت ملعت سمعی من کلام رسول الله خیلی مقام است، اشبه الناس خلقاً و خُلقاً و منطقاً برسولک، خیلی که مشتاق پیغمبرت می‌شدیم قد و بالای این جوان را نگاه می‌کردیم.

زود اجازه داد میدان برود درنگ نکرد، ولی هنوز إذن شهادت نداده بود، برگشت محضر امام حسین اجازه شهادت گرفت با آن بیان نورانی، آنچه باید داد و ستد بشود شد، فرمود ما بقی آنچه باید به شما برسد از دست جدّتان است، پسرم برو میدان امیدوارم به زودی از دست جدّت سیراب شوی. لذا وقتی برگشت دیگر طولی نکشید صدای علی از میدان آمد، السلام علیک یا ابا عبدالله یا ابتاه علیک منّی السلام وقتی روی زمین آمد نمی‌دانم تعبیر را آدم چطور بگوید؟ برخی خیلی تشبیه لطیفی کردند، یکی از منبری‌های تهران روضه حضرت علی اکبر را خواند فرمود قطعوه دید مجلس مثل اینکه احساس نکردند تسبیحش را پاره کرد و پخش کرد و گفت یعنی این! قطعوه بسیوفهم ارباً اربا، می‌دانست پدر وقتی بیاید کار تمام شده، لذا از همان وسط میدان خداحافظی کرد. امام حسین یک وقتی رسید که کار از کار گذشته بود، سقط عن الفرس، با زانوها ـ بی‌ادبی نباشد ـ خودش را تا کنار علی کشید، نشست کنار بدن فبکی بکاءً عالیا با اینکه به همه فرموده بود بلند گریه نکنید دشمن مرا شماتت می‌کند اینجا جای گریه است بلند بلند گریه کرد، سر علی را از خاک برداشت به دامن گرفت. مرحوم سید بن طاووس می‌فرماید وقتی خون از دهان علی بیرون آورد و دهان علی را پاک کرد، از پرده دل هفت مرتبه صدا زد ولدی علی، ولدی علی

سخنی گوی و دلم را خوش کن                         تو که آتش زده‌ای خامُش کن

جواب نشنید، دیدند صورت علی را به سینه چسبانید، گویا دل حضرت آرام نشد، خود را روی بدن علی انداخت فبدع خدعوا علی خده،

سپه کوفه و شام استاده                 به تماشای شه و شهزاده

شه روی نعش علی افتاده

طول کشید؛

همه گفتند حسین جان داده

دختر امیرالمؤمنین خودش را به میدان رسانید، امام حسین صورت از صورت علی برداشت دیدند خون از محاسنش جاری است. السلام علی الشیب الخضیب، السلام علی الخدّ التریب، السلام علی البدن السلیب.

والسلام

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *