صاحب عزا ولی عصر است!

آبان, ۱۳۹۸ بدون نظر سخنرانی
سخنان حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی مد ظله به مناسبت شهادت امام عسگری علیه السلام
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین
امروز بحث در فقه اکبر است؛ فقه اصغر معرفت احکام است از عبادات، معاملات، عقود، ایقاعات و احکام. این مجموعه ی فقه اصغر. اما فقه اکبر، معرفت امام است.
خصوصیت امامت
بحث در دو مقام است: امام کیست و امامت چیست و هر امامی دارای چه خصوصیاتی است؟ مشترک کدام است، مختص کدام؟ افسوس که این فقه متروک است. به قدری این مطلب مهم است هر روز[در دعای عهد] می‌ خوانید: شرفتني بهذا التشریف وفضلتني بهذه الفضیلة وخصصتني بهذه النعمة. این سه مطلب در چیست؟ موضوع معرفت امام زمان است. شرفتنی بهذا التشریف. تشریف خدا، شرف خدا معرفت اوست. فضیلت، آن هم فضیلت الله، شناختن اوست. خصصتنی بهذه النعمة. نعمت دو قسم است: عام؛ خاص. این نعمت، نعمت خاص است؛ نصیب هر کسی نمی‌شود.
اولا باید راه معرفت امام را از خود قرآن آموخت. این حقائق بیان نشده. ذلک الکتاب لا ریب فیه. دو کتاب است: کتاب تدوین، قرآن؛ کتاب تکوین امام زمان. شرط نیل به هر دو کتاب، منحصر است به تقوا. مراتب تقوا در مراتب معرفت این دو دخیل است.
وظیفه فرد فرد ما دو مطلب است: اول: معرفت امامت. امام کیست، امامت چیست؟ دوم: معرفت امام زمان.
یکی از ویژگی های امام
اما اول؛ مرجع در معرفت امام، خود امام است؛ چون محال است نیل آن مقام الا برای او؛ لذا معرّف باید خود امام باشد. اما امام کیست؟ امام هشتم یک جمله دارد اما این جمله کتاب ها شرح دارد. الإمام واحد دهره. عقل حیران است. زمان، غیر از دهر است. سه امر داریم: زمان؛ دهر؛ سرمد. سرمد منحصر است به ذات قدوس. اما امام، واحد زمان نیست، واحد دهر است. اولا باید دهر را شناخت تا واحد آن دهر. این اصل امامت است.
ویژگی های حضرت امام حسن عسکری علیه السلام
اما امام یازدهم که فردا روز شهادت اوست، آیا ما شناختیم او را؟ در حدیث لوح خدا تعریفی که از او می‌کند، دو جمله است اما عقل حیران است. جمله اول: عبدی. خدا به کسی بگوید عبدی کیست؟ اولا عبد را باید فهمید. عبد یعنی چه؟ سه حرف است: عین، ب، دال. عین، علم است؛ ب بینونه از خلق است؛ دال دنو به حق است. این عبدی. بعد جمله دوم که شیخ طوسی تا شیخ انصاری کُمیتشان همه لنگ است: خازن علمی. علم الله چیست؟ وسع کل شیء علمه. علم همچو علمی است. وسع کل شیء. اولا شیء مطلق است. هیچ چیز نیست الا این که مصداق شیء است حتی خدا اما او شیء لا کالاشیاء. عمده فهم این مطلب است. بعد مهم این است: آن علمی که وسع کل شیء، خزینه اش امام عسکری است. این است معرفت امام یازدهم.
این زیارات را بخوانید، نه تنها خواندن بلکه بفهمید، بدانید. السلام علیک یا حجة الحجج. امام یازدهم این است: حجت حجت های خدا، عسکری پدر امام زمان است که فردا شهادت اوست. حجة الحجج شرح این جمله ان شاء الله در فرصت دیگری.
صاحب عزا حضرت ولی عصرعلیه السلام است- همه هیئات بیرون بیایند
خزینه علم نامتناهی. این چه گوهری است؟ افسوس! عمر گذشت ما آن حضرت را نشناختیم. اگر ما می‌ شناختیم این مملکت فردا یکپارچه شیون و عزا بود. این بازارها باز است مردم همه در خواب. خود ما هم در خواب. حجة الحجج، عیبة العلم، سفینة الحلم. امام حسن عسکری این است. عقل در هر کلمه ای مبهوت است.
بیست و هشت سال عمر! چه برکتی! در این گوهر چه ها مندرج است. یک نمونه اش این است: خازن علمی. علم خدا! قرآن را بخوان: بکل شیء علیم. آن وقت کسی که خزینه این علم است آیا چه ارزشی دارد؟ این بیست و هشت ساله کیست؟ عقل متحیر است. خازن علمی. بعد عبدی، عبد چیست؟ عین، علم است؛ ب بینونه از خلق است؛ دال دنو بالحق است؛ وقتی این سه حرف طی شد؛ می‌شود عبد. وإشهد أن محمدا عبده ورسوله. اول عبد است بعد آن رسالت است. عبدی؛ این جمله اولی. جمله دوم: وخازن علمی.
در مناطقی که آشنایید مردم را وادار کنید، همه هیئات بیرون بیایند، فردا روز عزای امام زمان است، صاحب عزا ولی عصر است، ما همه در خوابیم! چه خوابی؟! گفتنی نیست. این بیست و هشت سال چه بود؟ چه کرد؟ یک نمونه اش این است:
باران نیامد، همه علماء مذهب رفتند به دعای باران. قطره ای نازل نشد. یک راهب نصرانی آمد، تا دست بلند کرد به آسمان، مثل سیل باران سرازیر شد. همه مسلمان ها مضطرب. کار به جایی رسید که اشقی الاشقیا خلیفه عباسی بیچاره شد. دید تخت و تاج در خطر است. پناهنده شد به حضرت عسکری. گفت: یابن رسول الله! امت جدّت را دریاب. این است امام حسن عسکری. فرمود: فردا اعلان عمومی بشود؛ مسیحی، یهودی، مسلمان بیایند به دعای باران، من هم می آیم، آن راهب هم بیاید. فردا غوغایی شد … این‌ها در تاریخ مجهول مانده، همچو روزی اتفاق نیفتاده؛ اسلام در خطر؛ مسیحیت در ظفر؛ دست بلند کرد راهب به طرف آسمان. امام دست دراز کرد، دستش را گرفت. از بین دو انگشت چیزی در آورد، فرمود: حالا دعا کن. دست ها را بلند کرد، ابرهای متراکم همه پراکنده شدند. خلیفه عباسی مات و مبهوت. چه خبره؟ پرسید: یابن رسول الله! واقعه چیست؟ فرمود: این استخوان یکی از انبیاء بنی اسرائیل است، خاصیت استخوان نبی این است اگر بلند بشود به طرف آسمان مثل سیل باران سرازیر می‌شود. فرمود: حالا دعا کن. دست برداشت ابرها پراکنده شد.اگر آن روز امام یازدهم نبود، الان من و تو معلوم نیست آیا مسلمان بودیم یا مسیحی؟این جور اثر کرد. این است امام یازدهم.
خازن علمی. علم الله درکش فوق تصور است. همه آن علم خزینه اش امام یازدهم است. این مملکت آیا شناخت او کیست؟ اگر می‌ شناخت فردا وضع به این جور نبود!!! هم خودتان بشناسید هم به مردم بشناسانید.
اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک عليه وعلی آبائه، في هذه الساعة وفي کل ساعة وليا وحافظا وقائدا وناصرا ودليلا وعينا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فيها طويلا.
آجرک الله یا بقیة الله بمصابک بأبیک أبي محمد الحسن العسکری
چهارشنبه ۱۷/۹/۱۳۹۵شمسی=۷/۳/۱۴۳۸قمری
برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *