نقش امامت امام عسکری علیه السلام (۱)

آبان, ۱۳۹۸ بدون نظر سخنرانی

سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر رفیعی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم

لا حول و لا قوّة ‌إلّا بالله العلی العظیم

الحمد لله الّذي جعل الحمد مفتاحاً لذکره وسبباً للمزید من فضله ودلیلاً علی آلائه وعظمته

ثمّ الصلاة والسلام علی حبیبه وخیرته أبی‌القاسم مصطفی محمد وعلی آله الطیبین الطاهرین

سیما بقیت الله فی الارضین واللعن علی أعدائهم أعداء الله أجمعین

در آستانه شهادت یازدهمین امام همام، والد بزرگوار حضرت حجت ارواحنا فداه ابا محمد امام عسکری علیه أفضل التحیة والثناء قرار داریم. آخرین امامی که به حسب ظاهر ی در بین مردم هستند و مردم امکان دسترسی به او را دارند. آخرین امامی که در واقع به عنوان پدر حضرت حجت و امام غایب محسوب می‌شود. امام بزرگواری که کوتاهترین دوران امامت را در میان ائمه داشتند، شش سال و عمر کوتاه بیست و هشت سال و همچنین امام بزرگواری که تمام عمرشان تقریباً در تبعید یا زندان و در شهر سامرا هستند.

شرایط دوران امام عسکری خیلی متفاوت با سایر ائمه است. به همین جهت هم خودشان فرمودند: آنچه که من به آن مبتلا شدم آباء من مبتلا نشدند، دلیلش هم همین است که ایشان از همان تقریباً کودکی با پدر بزرگوارشان سرّ من رآ آمدند و تقریباً تمام عمرشان را در این شهر بودند و سفر خاصی برایشان پیش نیامده، حتّی به مکه، با این که همه ائمه ما تقریباً سفر به مکه و حجاز داشته‌اند. بعضی عزیزانمان مقاله نوشته‌اند، آمار زندان‌های امام را بالغ بر هفت هشت مورد ذکر کرده‌اند که در زمان حکومت سه حاکم ایشان بودند، معتزّ و مهتدی و معتمد که معتمد خوش‌گذران و عیاش و خیلی ضد اهلبیت هم بوده. دو سال امامت امام در زمان این حاکم خبیث عباسی است.

این دوران شش ساله امامت امام عسکری علیه السلام را اگر بخواهیم عمده‌‌ترین کارها و فعالیت‌های ایشان را بشماریم، شاید در پنج محور بتوان فعالیت‌ها و تلاش امام عسکری را در این شش سال تبیین کرد. حالا اگر رسیدیم همه این پنج محور را امروز عرض می‌کنیم، اگر نه بخشی از آن را فردا تقدیم خواهیم کرد.

عنوان بحث من نقش امامت امام عسکری در دوران شش ساله امامتشان در سامراست که اینها را در پنج عنوان خلاصه می‌کنم.

عنوان اول که بسیار مهم است، ‌همان‌طور که عرض کردم امام عسکری والد بزرگوار حضرت حجت ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء است. طبیعتاً باید ذهن مردم با موضوع غیبت، با موضوع امام غایب، با موضوع امام زمان آشنا بشود. عنایت دارید که دویست و چهل و نُه سال، یازده امام ما حضور فیزیکی در بین مردم داشتند، غیبت نداشتند. ممکن است یک امامی از دسترس امام خارج بوده مثل امام عسکری که امکان حضور مردم در کنارش نبوده، اما غیبت نبوده. حالا بناست یک امام بزرگواری که آخرین حلقه است، سمی رسول خداست،‌ این امام غیبت طولانی داشته باشد. گر چه از خود رسول خدا تا امام عسکری در طی این دویست و چند سال ائمه مردم را آماده کرده بودند برای این فضا،‌ همه ائمه ما راجع به امام زمان روایت دارند، راجع به اصحابش، یارانش، غیبتش، علائم ظهور، تولدش. اما نقش امام عسکری فرق می‌کند،‌ امام عسکری پدر این آقاست و بعد از شهادت ایشان این غیبت اتفاق می‌افتد. لذا باید آن حرف‌هایی که ائمه گذشته زده‌اند راجع به امام زمان تکمیل بشود و امام عسکری ضمن حفظ امام زمان ارواحنا فداه، ذهن مردم را آماده کند.

من یک وقتی روایات امام عسکری را جمع آوری کردم راجع به حضرت حجت ارواحنا فداه. جالب است، مجموعه‌ای که امام هم اشاره به تولد ایشان دارد، هم اشاره به غیبت ایشان دارد، هم اشاره به شرایط دوران غیبت و سختی دوران غیبت دارد،‌ هم اشاره به وظائف مردم در زمان غیبت دارد. خود همین اصلا یک مقاله است، یک کتاب است، یک پایان نامه است. مجموعه اقداماتی که امام عسکری برای شناساندن امام زمان به مردم کرده است. عرض کردم، ائمه قبل هم دارند مثلاً ابا خالد کابلی که از اصحاب امام سجاد است، ‌وقتی می‌آید خدمت امام سجاد، آقا می‌فرماید:‌ «یا أبا خالد، إنّ أهل زمان غیبته القائلین بامامته والمنتظرین لأمره أفضل من أهل کلّ زمان» دارد اباخالد را آماده می‌کند. اباخالد، کسانی که در زمان غیبت هستند، اگر دو تا ویژگی داشته باشند از همه زمان‌های گذشته بالاتر هستند: یک) امام زمان را به او قائل باشند و قبول داشته باشند؛ دو) انتظارش را بکشند. دو تا رُکن اساسی «القائلین بامامته والمنتظرین لأمره». بعد آقا فرمودند: اباخالد،‌مردم دوران غیبت اینها «صارت الغیبة‌ عندهم کالمشاهدة»[۱] اینها این قدر به ایشان فهم داده، درک داده، که غیبت برایشان مثل مشاهده است. امام ندیده را قبول دارند،‌ نماز می‌خوانند، ‌عبادت می‌کنند، خمس می‌دهند. خوب این خودش نکته‌ای است! دارند امامان ما آماده می‌کنند مردم را برای دوران غیبت. یا خود وجود مقدس أمیرالمؤمنین اشک می‌ریزد «وا شوقاه إلی رؤیته» چقدر دلم می‌خواهد مهدی را ببینم. خود وجود مقدس امام صادق علیه السلام «سیّدي غیبتك قد نفت رقادی»[۲] آقای من، غیبت شما خواب را از چشم‌های ما گرفته است. اگر ما شما را درک کنیم، خودم خدمتگزار شما می‌شوم. خود امام رضا علیه السلام وقتی دعبل خزاعی اشعار خواند، رسید به امام زمان ارواحنا فداه، آقا دست روی سر گذاشتند، قیام کردند، ‌فرمودند: دعبل، اینها را روح القدس به زبان تو جاری کرد.

بله، این حرفها بوده است؛ پیغمبر فرموده، امیرالمؤمنین در نهج البلاغه و جاهای دیگر، اما قصه امام عسکری فرق می‌کند. امام عسکری مباشرتاً و مستقیماً مواجه شده است با داستان امام زمان، فرزند ایشان است. بعد از شهادت امام عسکری غیبت اتفاق می‌افتد، لذا باید این زمینه را فراهم کند. یکی از کارهای امام عسکری علیه السلام همین بود، من الان کتاب کمال الدین مرحوم صدوق رضوان الله تعالی علیه و أعلی الله مقامه الشریف را می‌دیدم، ایشان روایتی را نقل می‌کند که وقتی وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه متولد شدند، امام عسکری علیه السلام فرمان دادند به یک شخصی و فرمودند به او بگوییدکه بیاید. او آمد، فرمودند: این میزان گوشت و این میزان نان تهیه کن. در روایت دارد چند هزار خبز و گوشت و لحم تهیه کن، به مناسبت تولد امام زمان این توزیع بشود بین مردم که این اتفاق و این خبر بعدها افرادی پیدا نشوند انکار کنند کما این که الان بعضی افراد نالایق این حرف را می‌زنند. علاوه بر این، من سه چهار تا روایت برایتان بخوانم، این که امام عسکری علیه السلام در مجامع خصوصی حضرت حجت ارواحنا فداه را عرضه کردند به بعضی از دوستان و به بعضی از افراد. یکی از آنها عثمان بن سعید است که از نوّاب است، می‌گوید با چهل نفر ما در خانه امام عسکری علیه السلام حضور پیدا کردیم. به خاطر همین هم رفته بودیم، ببینیم که آیا این فرزندی که غیبتی برایش اتفاق می‌افتد متولد شده یا نشده، خدا به امام عسکری یک چنین اولادی داده است یا نه. همینطور که نشسته بودیم، آقا فرمودند: بگویم شما برای چه آمده‌اید؟ «ألا أخبرکم بما جئتم؟ جئتم تسئلوننی» آمده‌اید از من سؤال کنید «عن الحجة من بعدي» ببینید آیا آن حجت بعد از من آخرین امام متولد شده است یا نه. بعد می‌گوید که امام از جایشان بلند شدند و رفتند داخل اطاق و برگشتند، یک وقت دیدیم یک آقازاده‌ای همینطور که آقا او را در آغوش گرفته‌اند وارد شدند، مثل قطعه ماه چهره این آقازاده نورانیت از او ساطع بود «أشبه الناس بأبي‌محمد» شبیه‌‌ترین افراد به امام عسکری بود. آقا فرمودند: «هذا إمامکم من بعدي وخلیفتي علیکم» دارند زمینه را برای خواص آماده می‌کنند. جناب عثمان بن سعید و آن چهل نفری که در آنجا جمع بودند، این امام و خلیفه و وصیّ من است بعد از من «ولا تتفرّقوا من بعدي» بعد از من تفرقه پیدا نکنید که هلاک می‌شوید، دینتان را از دست می‌دهید. بعد آقا در همان جلسه فرمودند: «إنّکم لا ترونه»[۳]‌ شما دیگر این آقازاده را نمی‌بینید، بعد از این که الان من به شما او را نشان دادم که عثمان بن سعید می‌گوید ما از جلسه آمدیم بیرون، خیلی خوشحال شدیم بالاخره موفق شدیم این آقازاده را ببینیم و اطمینان حاصل کنیم به تولد حضرت حجت.

این زمینه‌سازی را دارد امام عسکری اندک اندک انجام می‌دهد، چون با شهادت امام عسکری اول مطلبی که مورد انکار قرار خواهد گرفت، تولد این آقازاده است. امروز هم متأسفانه این فکر را بعضی‌ها ترویج می‌کنند که آقازاده ندارند امام عسکری و متولد نشده‌اند. همچنین این که این مردم در زمان غیبت چه باید کنند، تفرقه پیدا نکنند، دینشان را از دست ندهند. همچنین آمادگی پیدا کنند برای امام غیر مرئی؛ یازده امام دویست و چهل و نُه سال بین مردم بودند، اما بناست یک امامی بیاید که تا کنون نزدیک به پنج برابر دوران حضور، غیبت امام زمان ارواحنا فداه طول کشیده است. ان شاء الله امیدواریم تا ما زنده هستیم درک کنیم ظهور ایشان را، اما از تمام دوران حضور که دویست و پنجاه سال تقریباً بوده است، بیش از نزدیک به پنج برابر طول کشیده است. مردم باید آمادگی این فضا را داشته باشند. این یکی از کارهای مهم امام عسکری بود.

روایت دوم، احمد بن اسحاق اشعری قمی که اگر فرصت کنم فردا راجع به یاران امام عسکری صحبت می‌کنم. مرحوم شیخ طوسی، صد و سه شاگرد برای امام عسکری علیه السلام ذکر کرده‌اند،‌ حدود سی و هفت نفرش ایرانی هستند. حدود هفده نفرش قمی هستند، البته از خراسان و نیشابور و بیهق و … من یک گزارشی تهیه کردم اگر ان شاء الله برسم فردا برایتان عرض خواهم کرد از یاران امام عسکری که تا هفتاد و پنج نفر هم یاران ایرانی ایشان و قریب به بیست نفر یاران قمی ایشان سعد بن عبدالله، احمد بن اسحاق اشعری قمی، ابراهیم بن هاشم که یک مقاله‌ای تهیه شده و دقیق روی اینها کار شده است. یکی از این کسانی که خدمت آقا رسیدند و آقا امام عسکری علیه السلام وجود مقدس حضرت حجت را عرضه کردند احمد بن اسحاق اشعری قمی است؛ ایشان هم می‌گوید وقتی خدمت آقا رسیدم آقا بیرون آمدند از اطاق «فنهض مسرعاً» با سرعت در حالی که دیدم آقازاده‌ای در آغوش ایشان است؛ فرمود: «أنّه سمي رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلم» این همنام رسول خداست، مَثَل او مَثَل خضر و مَثَل ذوالقرنین است. بعد فرمودند: احمد بن اسحاق «والله» قسم به خدا «لیغیبنّ غیبة لا ینجو فیها من الهلکة إلّا من ثبته الله علی القول بامامته ووفّقه فیها للدعاء بتعجیل فرجه»[۴] فرمودند: این قدر این غیبت طول می‌کشد که خیلی‌ها هلاک می‌شوند، مگر کسی که دو تا ویژگی داشته باشد: یک) ثابت قدم باشد. چرا گفته‌اند دعای غریق را زیاد بخوانید در دوره آخر الزمان؟ یا الله، یا رحمان یا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک؟ شاید قریب به شش یا هفت تا روایت پیدا کرده‌ام که ائمه بزرگوار می‌خواستند برای کسی دعا کنند همین دعا را می‌کردند «ثبّتك الله بالقول الثابت في الحیاة الدنیا والآخرة» این دعای مهمی است. حالا امام عسکری فرمودند: احمد بن اسحاق، کسانی که دو تا ویژگی دارند، اینها در دوران غیبت حفظ می‌شوند، یکی این که ثابت قدم باشند. دو) خداوند به اینها توفیق بدهد که دعا کنند برای حضرت حجت.

حالا گاهی جوان‌ها هم از ما سؤال می‌کنند آقا این دعای ما برای حضرت حجت چه معنایی دارد؟ خدا که ولیّش را حفظ می‌کند، ولیّش که قرار است یک روز هم از عمر دنیا باقی مانده طولانی بشود تا آن ولی ظهور کند. دعا دو تا اثر دارد، یک اثرش ارتباط است. شما وقتی می‌گویید: «اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن» یا دعای زیارت آل یاسین می‌خوانید یا زیارت‌های دیگر، این ارتباط است. چطور زیارت امام رضا می‌روی؟ خود این دعا برای حضرت حجت، ارتباط است. دومی‌اش که خیلی مهم است جلب دعای حضرت حجت ارواحنا فداه است. در روایات دارد که وقتی افرادی دعا می‌کردند در حق معصوم، معصوم چند دعا در حق آنها می‌کرد. به همین جهت امام فرمودند:‌ جناب احمد بن اسحاق، بدان در دوران غیبت کسانی از هلاکت نجات پیدا می‌کنند که اولاً «ثبّته الله علی القول بإمامته» ثانیاً «وفّقه فیها للدعاء بتعجیل الفرج» که بعدش احمد بن اسحاق می‌گوید من برگشتم و در این فکر رفتم که آقا فرمودند: مَثَل این فرزند مَثَل جناب خضر و مَثَل ذوالقرنین است یعنی چه؟ برگشتم از آقا سؤال کردم روز بعد، آقا فرمودند: منظور طولانی بودن غیبت است. این یکی از اموری بود که راجع به امام عسکری علیه السلام می‌خواستم عرض کنم. در اول عرایضم گفتم که کوتاه‌‌ترین دوران امامت را ایشان داشته (شش سال) و چند نقش مهم داشتند [که] یکی از اینها آماده‌سازی فضا برای غیبت امام زمان ارواحنا فداه است. حالا این آماده‌سازی با روایاتی که به افراد فرمودند، با نشان دادن امام به افراد، با بیان وظائف مردم در زمان غیبت. البته این آماده‌سازی پیشینه گسترده‌ای دارد، خود وجود مقدس امام هادی، امام جواد، امام رضا، تا خود رسول خدا این موسوعه‌هایی که راجع به حضرت جمع شده این روایات را آورده‌اند.

نقش دوم امام عسکری که اشاره کنم و ان شاء الله تفصیل آن بماند برای فردا، بیان انتظارات از شیعه است. مجموعه‌ای از روایات داریم از امام عسکری که صفات و خصوصیاتی را برای شیعه ذکر می‌کند که اگر کسی شیعه ماست، باید اینطور باشد و باید این ویژگی را داشته باشد که بخشی از این روایات را مرحوم شیخ صدوق و همچنین سایر نویسندگان شیعه در کتاب‌هایی که تحت عنوان صفات الشیعة، فضائل الشیعة نوشته‌اند آورده‌اند که مفصل آن را فردا عرض می‌کنم. این روایات انتظارات امام عسکری علیه السلام را از شیعیان بیان می‌کنند. در یک روایتی دارد یک وقتی یک سارقی را در سامرا دستگیر کردند، در حالی که از صرافی مشغول سرقت بود. وقتی آمدند او را دستگیر کنند، فریاد زد: من از شیعیان امام عسکری هستم، من از شیعیان امیرالمؤمنین هستم. مأمورها گفتند: خوب باش، مگر شیعه امام عسکری نیستی؟ تو را می‌بریم خدمت امام عسکری. آوردند او را خدمت آقا و گفتند این آقا را در حال سرقت دستگیر کردیم در صرافی، می‌گوید من از شیعیان امام عسکری هستم. آقا فرمود: دروغ می‌گوید، ایشان محبّ ماست، شیعه ما نیست. راوی حدیث می‌گوید: سؤال کردم آقا فرقش چیست؟ حالا شیعه شما باشد یا محب شما باشد. بله، تفاوت است. ما الان محب زیاد در دنیا نسبت به اهلبیت داریم. جرج جرداق می‌گوید: یا علی إنّی أحبك یا ابا الحسن، إنّی لست بمسلم فضلاً أن أکون شیعیا ولکن أحبّك لفضائلك، مسلمان نیست، شیعه هم نیست، من شما را دوست دارم. آقا فرمودند: فرقش این است که شیعیان ما مخالفت با ما نمی‌کنند «فیما فرض الله علیهم» در آن چه که خدا بر آنها واجب کرده است. این مجموعه‌ای از روایات این را می‌رساند که بار شیعه بودن بالاتر از بار محب بودن و دوست بودن است و لذا گاهی بعضی‌ها وقتی ادعا می‌کردند که ما شیعه امیرالمؤمنین هستیم مثل آن روایتی که در عیون أخبار الرضا مرحوم شیخ صدوق از امام رضا نقل می‌کند که عده‌ای از مدینه آمدند به دیدن امام رضا در مرو «فمنعوهم ایاماً» آقا یک مدتی اینها را راه نداد، تا بالاخره اصرار و التماس. وقتی آمدند، گفتند: آقا ما از شیعیان امیرالمؤمنین هستیم، چرا ما را راه نمی‌دهید؟ آقا فرمودند: به همین ادعایتان (إنّ من شیعته لإبراهیم * إذ جاء ربه بقلب سلیم)[۵] شیعه باید یک خصوصیاتی داشته باشد، یک صفاتی داشته باشد. عرض کردم در گذشته بزرگان ما مثل مرحوم صدوق و دیگران کتاب‌های صفات الشیعة، فضائل الشیعة نوشته‌اند و اینها را جمع آوری کرده‌اند. بعد آقا امام رضا فرمودند: شما چطور ادعا می‌کنید شیعه حضرت امیر هستید در حالی که اعمالتان با حضرت منطبق نیست؟ به حقوق اخوانتان کوتاهی می‌کنید، آن جایی که باید تقیه را رعایت کنید نمی‌کنید، آن جایی که نباید بکنید می‌کنید. یک جایی جای تقیه نیست تقیه می‌کنید، یک جایی جای تقیه است که تقیه نمی‌کنید که بعد استغفار کردند و آقا هم از دلشان درآورد.

منظورم اینجاست که به هر حال یکی از نکاتی که در زندگی امام عسکری علیه السلام قابل تأمل است، بیان انتظارات آن حضرت از شیعه است که اشاره‌ای به بخشی از آن کردم؛ بخشی از این انتظارات، انتظارات اعتقادی است، بخشی انتظارات اخلاقی است، بخشی انتظارات اجتماعی و سیاسی است، ان شاء الله تفصیل آن بماند برای فردا.

دو تا مطلب را امروز عرض کردیم: یک) آماده کردن اذهان توسط امام عسکری علیه السلام برای غیبت امام زمان؛ دوم) بیان انتظاراتی که آن حضرت از شیعه داشتند که تفصیل این دومی باشد برای فردا.

السلام علیک یا ابا محمد، یا حسن بن علی، ایها العسکری یابن رسول الله، یا حجة الله علیه خلقه، یا سیدنا ومولانا، انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك إلی الله وقدمناك بین یدي حاجاتنا، یا وجیهاً عندالله اشفع لنا عند الله.

در جوانی پسر فاطمه را سم دادند                  به لب خشک تو از جام محرم دادند

عطش پیکر مسموم تو می‌گفت حسین              نفس تشنه حلقوم تو می‌گفت حسین

پسری داشتی و آب به لب‌های تو ریخت لحظه تشنگی‌ات گریه به غم‌های تو ریخت

تشنه بودید، اما آقازاده شما آب آوردند، شربت آوردند، کنار لب‌های شما گرفتند. بیست و هشت سال سن، عنفوان جوانی است،‌ نهایت مظلومیت است که در عنفوان جوانی امام عسکری علیه السلام.

اما عرض کنم آقا جان، جد غریبتان حسین کربلا میان گودی قتلگاه لب‌های خشکیده‌اش به هم می‌خورد، کسی نبود آب به لب‌های خشکیده برساند.

من نمی‌دانم این موضوع تشنگی ابا عبدالله چه بوده، آدم ابوالبشر بر آن گریسته، جبرئیل بر آن خواند. آن قدر این حسین تشنه می‌شود، هر چه نگاه می‌کند آسمان را نمی‌بیند «کأنّ بینه وبین السماء دخان».

روضه تشنگی امام حسین چقدر شدید بوده، زینب کبری هم وقتی بدن را روی دست گرفت، صدا زد: «بأبي العطشان حتّی مضی». امام سجاد هم وقتی بدن بابا را به خاک سپرد، صدا زد: همه مصیبت‌هایت یادم برود، یادم نمی‌رود «قتلوك ومن شرب الماء منعوك».

سی و چهار سال بر موضوع تشنگی امام حسین گریه کرد. امام زمان هم وقتی ظهور می‌کند ندایش همین است: «یا اهل العالم إنّ جدّي الحسین قتلوه عطشانا» مردم عالم،‌ حسین ما را با لب تشنه به شهادت رساندند.

صلّی الله علیک یا مظلوم یا ابا عبدالله، یا رحمة الله الواسعة و یا باب نجاة الأمّة.

[۱]. کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۲۰٫

[۲]. الغیبة (طوسی)، ص ۱۶۸٫

[۳]. الغیبة (طوسی)، ص ۳۵۷٫

[۴]. کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۳۸۴٫

[۵]. الصافات: ۸۳-۸۴٫

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *