حزن ابدی (۶)

اردیبهشت, ۱۳۹۹ بدون نظر تاریخ نگار
فرزندان امیرمومنان علیه السلام کنار بستر پدر 
هنگامی که امیرمومنان علیه السلام بستری شد، فرزندانش یک یک آمدند و به دست و پای پدر افتادند و قدم مبارک او را می بوسیدند و می گفتند: پدر جان این چه حالی است که از شما مشاهده می کنیم؟ کاش مادرمان فاطمه سلام الله علیها زنده بود و ما را تسلی می داد و کاش در مدینه کنار قبر جدمان رسول خدا صلی الله علیه وآله بودیم و درد دل خود را به آن حضرت می گفتیم؛ آه از غریبی و یتیمی… 
آه جانسوز و شیون جانکاه آنها به گونه ای بود که هر کس می شنید بی اختیار گریه می کرد. 
امیرمؤمنان علیه السلام یکایک آنها را به آغوش می گرفت و می بوسید و می فرمود: صبر کنید، من نزد جد شما محمد مصطفی صلی الله علیه وآله و مادر شما فاطمه سلام الله علیها می روم؛ من در این شبها در خواب دیدم رسول خدا صلی الله علیه وآله با آستین خود، غبار از چهره ام پاک کرد و می گفت: ای علی! آن چه بر تو بود، به جای آوردی؛ این خواب دلالت دارد که نقاب جسم را از پیش روی جانم بر خواهند داشت.
روضة الشهدا، ص۱۷۰
برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *