حزن ابدی (۹)

اردیبهشت, ۱۳۹۹ بدون نظر تاریخ نگار
گریه امام حسین علیه السلام 
محمد بن حنفیه گفت: به خدا سوگند که من می دیدم که جنازه آن حضرت را بر هر دیوار و عمارت و درختی که می گذشت، آنها خم می شدند و خشوع می کردند.
نزد جنازه آن حضرت بعضی از مردم خواستند که با جنازه بیرون آیند، امام حسین علیه السلام ایشان را برگردانید. امام حسین علیه السلام می گریست می گفت: «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم، انا لله و انا الیه راجعون»؛ ای پدر بزرگوار پشت ما را شکستی و به سوی خدا شکایت می کنیم مصیبت تو را. 
چون جنازه به نزدیک قبر رسید فرود آمد بر زمین؛ امام حسن علیه السلام جلو رفت و بر آن حضرت نماز کرد و هفت تکبیر گفت. 
چون از نماز فارغ شد، جنازه را برداشتند؛ خاک را دور کردند؛ ناگاه قبر ساخته و لحد مهیایی ظاهر شد؛ تخته در زیر قبر فرش کرده بودند؛ بر آن تخته نوشته بود: این آن چیزی است که ذخیره کرده است نوح پیغمبر برای بنده شایسته طاهر و مطهر.
چون خواستند که حضرت را به قبر برند، صدای هاتفی شنیدند می گفت: فرو برید او را به سوی تربت طاهر و مطهر که حبیب به سوی حبیب خود مشتق گردیده است.
بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۹۳
برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *