پس از غروب (۸) – حضرت زهرا سلام الله علیها تهدیدی بر بقای حکومت

دی, ۱۳۹۷ بدون نظر تاریخ نگار

حضرت زهرا سلام الله علیها تهدیدی بر بقای حکومت

وجود حضرت فاطمه سلام الله علیها، یاد پاک پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلم را زنده می کرد، و رفتارش سیرۀ عطر آگین او را تداعی می کرد، و یادآور روزگار شیرین با او بودن بود؛ کلمات حکیمانه ایشان را بیان می فرمود،  وخاطراتی که مردم با پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم داشتند را زنده می کرد. ایشان اصرار به بیان وصایای پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم داشت، از آن جمله تأکید پیمبر بر جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام ، و همه شینده بودند این کلام معروف پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به حضرت علی علیه السلام را که: تو برادر و وصی و وارث و جانشین من بعد از من هستی.

بارها فرمود که او اولین نفر در ایمان و با تقواترین و داناترین و عابدترین و کارآمدترین و عادل ترین مردم بود. جالب اینکه امیرالمومنین علیه السلام هم اینها را به یادشان می آورد و آنها هم اقرار می کردند، چنانچه وقتی فاطمه صلوات الله علیها هم این موارد را در خطبه یاد آورشان شد آنها به آن اعتراف کردند و هیچ یک نتوانست آن را انکار کند یا در آن مغالطه نماید.

آری، حقائق روشن تر از آن است که مخفی مانده یا تحریف شده باشد! از این رو منافقین فکر کردند که با آدم کشی کارشان پیش می رود و می توانند مردم را از حقایق دور نگه دارند و در ورطه فراموشی جایش دهند، پس مصمم شدند که یا علی را بکشند یا از او بیعت ستانند ، از این رو بود که آگاهانه فرزندش را کشتند، هیزم فراوان بر درب خانه جمع کردند و دستور دادند که خانه را بر سر هر که در آن است به آتش بکشند، تهدید کردند هر که  حکومت جدید را قبول نکند او را خواهند کشت! فدک را مصادره کردند و هرکه بیعت غدیر را یارآور می شد دستو انزوا و بایکوتش صادر می شد. طمّاعان حکومت این همه را مرتکب شدند تا دیکتاتوریشان پابرجا گردد…

تا آنجا که عمربن خطاب به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه گفت : تو تا بیعت نکنی آزاد نیستی!

و حضرت هم چنین پاسخش را دادند که : ای عمر ! بدوش شیری را که نیمی از آن مال خودت است، امروز کار او(ابوبکر) را محکم می کنی که فردا آن را به خودت بازگرداند، بخدا قسم که حرفت را قبول نکنم و بیعت نکنم..

آری ، دردها و غم های پیاپی بود که بر قلب صدیقة طاهری صلوات الله علیها هجوم آورد، و تسلای قلبش همین بود که با پدرش نجوا کند و از آنچه سر ایشان و خانواده شان آورده اند شکایت نزد او برد.

حال روی سخن ما با ظالمین و غاصبین است:

اگر نامۀ فدک را پاره نمودی، دیگر چرا بر صورت او سیلی زدی و به چه دلیل لگد بر او زدی؟

اگر خلافت را از علی علیه السلام غصب کردید، دیگر چرا درب خانه اش را آتش زدید وهمسر و فرزند او را کشتید؟

اگر می خواستید بر مردم حکومت کنید، دیگر چرا ولع داشتید که از علی صلوات الله علیه بیعت بگیرید با اینکه می دانستید خلافت حق اوست؟!

چگونه راضی شدید که با زور و سلطه از علی علیه السلام بیعت بگیرید، همان که خلافت و ولایت حق او بود و شما هم به آن علم داشتید و اعتراف کرده بودید؟!

اگر گستاخی کردید و خواستید که از او هم بیعت بگیرید دیگر چرا مانند شتری که بر بینی او طناب می زنند طناب بر گردن آن بزرگوار انداختید و او را می کشاندید!

اگر وصی پیامبرتان صلوات الله علیهما را برای غصب خلافت به بند کشیدید دیگر چرا با وجود اینکه می دانستید حضرت فاطمه صلوات الله علیها حامله است ، چنین صدماتی در پشت در به ایشان وارد آوردید و محسن بی گناه را با ضرب لگدکشتید؟!…

اکنون به بیان روایاتی می پردازیم که برخی از این حقایق در آنها مسطور است. :

*براستی عمر نامۀ فاطمه سلام الله علیها راکه دربارۀفدک بود پاره کرد، و به پهلوی او ضربه زد،در ضمن مانع سوگواری او برای پدرش هم شد

*عمر در نامه اش به معاویه نوشت:…بالگد محکم به درب خانه زدم و – فاطمه بین درب و دیواربود -در این حال چنان محکم درب را به او فشار دادم که گوشت و استخوان تنش بین درب و دیوار خورد و له شد، به درب چسبید و میخ درب به بدنش فرو می رفت ، چنان فریادی زد که گمان کردم مدینه زیرورو شد. می گفت پدر جان ! این رفتارشان با جگرگوشه و دخترت است. آه فضه ! مرا دریاب، بخدا قسم فرزندم را کشتند. او به دیوار تکیه داده بود و صدای ناله اش را که از درد به خود می پیچید می شنیدم.

اینجا دیگر درب را کنار زدم و داخل خانه شدم ، چشمهایم را بستم و از روی خمار(مقنعه) چنان سیلیی بر صورتش زدم که گوشواره هایش کنده شد و روی زمین افتاد….

*طبرسی کلام امام حسن صلوات الله علیه را به مغیرة بن شعبه در نزد معاویه چنین روایت می کند:… تو فاطمه دختر رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم را چنان کتک زدی که آنچه در شکم مطهّرش بود سقط شد، انجام عمل زشتت به این جهت بود که خواستی رسول خداصلّی الله علیه وآله وسلم را خوار نمایی و مخالفت خود را با خلافت او نشان دهی، و حرمت فاطمه را هتک نمائی، با این که رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم در بارۀ او فرموده بود: تو سرور زنان بهشتی. ای مغیره خدا تو را سوی آتش می برد…..

.السقیفه و فدک ، جوهری ۶۰و۶۱٫

.النقض، عبدالجلیل قزوینی۳۰۲

. عوالم العلوم، بحرانی ج۱۱ ص ۴۰۸؛ هدایةالکبری ، خصیبی۴۱۷٫

.الاحتجاج، طبرسی:ج۱ ص۲۷۸؛ بحارالانوار: ج۴۳ ص ۱۹۷؛

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *