واقعۀ هَرشیٰ و توطئۀ ترور پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله

شهریور, ۱۳۹۸ بدون نظر تاریخ نگار

پيامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله سه روز پس از غدير، یعنی شب بیست و دوم ذی‌الحجّة به سمت مدينه حرکت کردند‌. منافقین که آمدن پيامبر اکرم را به مدينه برای خود خطرناک می‌دانستند و می‌ترسیدند که مبادا آن حضرت، پیام غدیر را در مدینه بازگو کند و راه را بر آنان ببندد، تصميم گرفتند پيامبر خدا را قبل از رسيدن به مدينه به قتل برسانند تا به خيال خود امامت و خلافت را از مسيرخود منحرف سازند؛ به همين دلیل در کوه‌های «هرشیٰ» بین راه مکه و مدینه پنهان شده و در مسيری که بايد شتر پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از آنجا عبور می‌کرد و دارای پرتگاهی بود قرار گرفتند تا در فرصت مناسب نقشه‌ی شوم خود را با رم دادن مرکب پیامبر و یا حمله به آن حضرت پیاده کنند.

جبرئيل علیه‌السلام نازل شد و به پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله عرض کرد: چهارده نفر در گردنه‌ی هرشیٰ کمين کرده‌اند تا شتر شما را رم بدهند. پیامبر اکرم عدّه‌ای از نزدیکان را خبر کرده و تدابیر امنیتی را اعمال نمودند؛ یکی از یاران مهار شترِ حضرت را در دست گرفته و به پیش می‌رفت، هنگامی که به گردنه‌های کوه هرشیٰ رسیدند، منافقین سعی کردند با پرتاب سنگ‌ها و ابزارهای خود شتر پیامبر را رم بدهند که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نهیب زدند و فرمودند: آرام باش بر تو چیزی نیست! از این رو مرکب آرام گرفت و به راه خود ادامه داد.

آنگاه عمّار و حذيفه شمشيرهای خود را کشيده، به دنبال منافقين رفتند و آنان با مشاهده‌ی این شرایط پا به فرار گذاشتند، امّا در آسمان رعد و برقی زده شد و چهره‌ی آن‌ها معلوم گشت و توسط همراهان حضرت شناسایی شدند و حضرت نیز همه‌ی آنها رادیدند و شناختند.[۱]

وقتی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله وارد مدینه شد و به نماز ایستاد، منافقین آمدند و در صف‌های نماز جای گرفتند؛ حضرت پس از نماز رو به نمازگزاران نموده فرمودند: به خدا قسم شما (منافقین) را می‌شناسم و می‌توانم از بین جمعیّت شما را بیرون کشیده گردن بزنم امّا می‌ترسم آیندگان بر من عیب بگیرند که پیامبر اسلام وقتی کارش سر و سامان پیدا کرد اطرافیان خود را گردن زد! در نتیجه منافقین سرافکنده گردیده و نزد خدا و رسول و عدّه‌ای از مؤمنین رسوا شدند و توطئه‌ی آن‌ها خنثی شد.

از آن پس اصحاب حُذيفه را منافق شناس می‌دانستند، امّا پيامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، حُذيفه را از افشای منافقین و بردن نام آنان منع کرده بودند!

 

[۱] تفسیر قمی: ج۱، ص۱۷۴

برچسب ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *